امروز دوشنبه 25 آذر 1398
tafsir.cloob24.com
    1
    اندیشه معرفتی،سیاسی و تربیتی جان لاک
    فلسفه - تعلیم و تربیت - آموزش و پرورش

    آراء تربیتی جان لاک:
    جان لاک (1704-1632) یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان انگلسی درسده 17 میلادی است.که به‌طور گسترده به عنوان پدر لیبرالیسم کلاسیک شناخته می‌شود.لاک از مهمترین شارحان نظریه قرارداد اجتماعی و پیروان مکتب تجربه‌گرایی است. نظرات او بر پیشرفت شناخت‌شناسی و فلسفه سیاسی مؤثر بود. پرداخت.از تأثیرگذارترین اندیشمندان عصر روشنگری شمرده می‌شود. بودند. اتفاقاتی که در طول زندگی لاک به وقوع پیوست، یکپارچگی دوباره انگلستان، طاعون بزرگ لندن و آتش‌سوزی بزرگ لندن بود. او مصوبه اتحاد سال 1707 میلادی را به چشم ندید هر چند که فرمانروایان انگلستان و اسکاتلند در طول حیات او پیمان اتحاد شخصی بستند. پادشاهی مشروطه و نظام پارلمانی در طول حیات لاک در مراحل ابتدایی پیدایش خود بودند.(ویکی پدیا دانشنامه آزاد).دیدگاه وبینشی که جان لاک درعرصه ی علم سیاست داشت وجود حکومتی برمبنای رضایت عمومی ملت،برخورداری ازحق مسلم آزادی خواه این آزادی درقالب بیان،قلم ویا اعتراضات مسالمت آمیز و سازنده باشد. اندیشه و شیوه ی تفکر لاک شالوده ی تصویب بسیاری از قوانین وپایه گذاری حکومت درایالات متحده آمریکا شد. امروزه عملکرد بسیاری از قانون گزاران در آمریکا از اندیشه و نظریات جان لاک نشأت می گیرد.لاک دیدگاه هایی نیز در حوزه ی معرفت شناسی در دوره رنسانس داشت.لاک آثار بزرگی از خود برجای گذاشت که مهم ترین آن ها عبارت اند از:تحقیقی درباره ی فهم انسان،اندیشه هایی درباره ی تربیت،درباره ی راهنمایی فهم و دورساله درباره ی فهم.
    فلسفه جان لاک:
    الف) معرفت‌شناسی: جان لاک در کتاب جستارهایی در فهم بشر، به بیان این مطلب می پردازد که چگونه تصورات ما از تجربه نشأت می گیرد. وی با ساختن زمینه برای شناخت تجربی، به ابطال نظریه تصورات فطری پرداخته، منبع معلومات انسان را تجربه می داند (شنویند، 2003). او تجربه را به دو بخش حسی و فکری تقسیم می کند. تجربه حسی درباره اشیا و فرایندها در دنیای خارج است و تجربه فکری متعلّق به درون و ذهن انسان است (اوزگالیز، 2001). بنابراین، شناخت ما از جهان، یا مستقیماً از طریق حواس است و یا حاصل درون نگری خود ذهن است. البته فاهمه انسان قدرت مقایسه، تجرید، تعمیم و ترکیب دارد و از این طریق، می تواند تصورات خود را به صورت متنوع تری توسعه دهد.لاک همچنین به ردّ اصول فطری اخلاقی می پردازد و بر این باور است که بهترین مفسّرِ باورهای انسآنها عمل آنان است. برای مثال، اگر انسآنها در خصوص لزوم رعایت عدالت و وفای به عهد توافق دارند، این بدان علت نیست که آن اصول فطری است، بلکه بدان علت است که آن اصول با مصالح جامعه سازگار است (توسلی، 1388). اصول عمده نظریه تربیت اخلاقی لاک از دیدگاه های اخلاقی او سرچشمه می گیرد. لاک بر این باور است که آدمی همیشه به دنبال انتخاب لذت و پرهیز از رنج است. لذت و رنج باید معیار نیکی و بدی و یا پیامد آنها باشدبه نظر وی، خیر طبیعی همراه با لذت است و بشر به دنبال این نوع خیر و خوبی است؛ اما همه لذت ها به طور اخلاقی خیر نیست. تنها لذت هایی دارای خیر اخلاقی اند که با اراده فرد همراه باشند و علاوه بر این، لذت ها با فضیلت ها همراه گردند (اسنوک، 1970).
    تحلیل:تصورات فطری به آن دسته از تصورات گفته می شود که به طور ذاتی در انسان نسبت به برخی از پدیده ها و کنشها وجود دارد. به عنوان مثال:تصوری که انسان از آتش در ذهن خود ترسیم می کند عمل سوزاندن و پخش حرارت است. او می داند که داخل شدن به آتش برای او صدمات جانی به بار خواهد آورد. بنابراین بر پایه ی ذهنیتی که به طور ذاتی و غریزی از آتش دارد هیچگاه از آتش برای آسیب زدن به خود یا کاربرد های خطرناک بهره نمی جوید. در شناخت بسیاری از پدیده ها در جهان معمولا ما انسانها از حواس پنجگانه برای شناخت اجسام و محرکهای بیرونی استفاده می کنیم. به عنوان مثال: برای تشخیص مزه ی یک ماده ی خوراکی از حس چشایی کمک می گیریم یا برای پی بردن به فاسد یا سالم بودن یک ماده ی خاصی از حس بویایی استفاده می کنیم.
    ب) اندیشه‌ی سیاسی: در «دو رساله در باب حکومت»، جان لاک به مخالفت با حق الهی سلاطین پرداخته و معتقد است که همه ی انسان ها به لحاظ وضع طبیعی، آزاد و برابرند و از حقوق طبیعی برخوردار می باشند. نظریات سیاسی لاک بعدها در قانون اساسی آمریکا و نیز در قانون اساسی فرانسه بازتاب یافت.حقوق طبیعی آن حقوقی است که ما به عنوان انسان قبل از اینکه هر حکومت به وجود آید، دارا بوده ایم که حق حیات از آن دسته است. زمانی که لاک از چگونگی ایجاد حکومت صحبت می کند، معتقد است که افراد فکر می کنند شرایط شان در وضع طبیعی، نامطلوب است و از این رو مایلند که برخی از حقوقشان را به یک حکومت مرکزی با حفظ حقوق منتقل کنند و این نظریه قرارداد اجتماعی است. رضایت اکثریت است که برای تعیین حاکمان لازم است. ممکن است دریک حکومت مدنی این اکثریت اختیارات به پادشاه یا وارثین و یا مجلس شورای دموکراتیک اعطا شود.هدف حکومت مدنی قانونی و مشروع، حفظ حیات، آزادی، سلامت و دارایی شهروندان تا حد ممکن و پیگیری و مجازات کسانی است که حقوق دیگران را نقض می کنند. همچنین حکومت مدنی به دنبال خیر عمومی است. حتی اگر در تضاد با حقوق افراد باشد، اما حکومت مدنی غیرقانونی در حفظ این حقوق کوشا نبوده و عموما رفتار خودکامگی را در عملکرد خود پیاده می کند.
    تحلیل: جان لاک عموما بر وجود یک حکومت دموکراتیک با رضایت اکثریت، استفاده از نظرهای مختلف با هدف مصلحت عمومی و ملی تاکید دارد. به عقیده لاک یک حکومت جمهوری،قانونی و مشروع سیستمی است که حقوق افراد در آن محترم شمرده می شود. شهروندان و صاحب نظران در چارچوب قانون از حق اعتراض و نقد عملکرد حاکمیت برخوردار می باشند. البته این نکته نیز قابل ذکر است که سردمداران دستگاه حکومتی همواره باید بکوشند مصلحت عمومی را در مصوبات قانونی خود مد نظر قرار دهند. حتی اگر منافع برخی از افراد با نفوذ حکومتی در تضاد با منافع حکومتی و عمومی باشد.
    تعلیم و تربیت از دیدگاه جان لاک:
    جان لاک درباره‌ی هدف تربیت معتقد است که باید فرد را برای موفقیت در زندگی فردی و عضویت در جامعه یا به‌تعبیر امروزی شهروندی آماده کرد.لاک چهارهدف عمده را برای رسیدن به آن شهروند ایده آل تعریف می کند:
    1- فضیلت، یعنی آگاهی بر درست و نادرست
    2- حکمت، یعنی یک فعالیت عملی برای اداره‌ی امور خود به‌طرز استادانه
    3- تربیت خوب، یعنی احساس وقار که صفتی میان تکبر و فروتنی بسیار است
    4- تعلیمات، یعنی چیزی که فقط موجد معلومات ظاهری می‌شود (صص319-318).
    لاک معتقداست که خواسته ها وعلایق کودکان نباید موردبی توجهی قرارگیرد.وی عقیده دارد که با کودکان باید بانرمی رفتارشود.باید آنان آزاد گذاشت تابتوانندبازی کنند و اسباب بازی داشته باشند.شلوغ کاری کنند ازبچه ها نباید انتظار داشت که عملکردشان همچون بزرگ ترها باشد.البته این نکته نیز حائزاهمیت است که نباید صرفا هرچیزی ر اکه کودک دلش خواست در اختیار او قرار داد بلکه باید با استفاده از شیوه های تربیتی مناسب ازتبعات انجام این گونه اعمال جلوگیری کنیم.
    او برنامه‌ی آموزش خود را با یاد دادن خواندن و نوشتن و نقاشی آغاز کرده، پس از آموختن زبان مادری آموختن یک زبان دیگر برای ارتباط با فرهنگ کشوری دیگر را لازم شمرده و آموختن زبان لاتین و ادبیات کهن را نیز مفید می‌داند. او تعصب خاصی نسبت به زبان انگلیسی داشت و دانستن آن‌را بسی مهم‌تر از دانستن ادبیات باستان یونان و روم می‌دانست. تعلیم ریاضیات، علوم طبیعی، زیست‌شناسی، جغرافیا، تاریخ، و هنر نیز جزء برنامه‌ی درسی لاک است (مایر، ج1، 1384، صص320-319به نقل ازحشمت الله سمیعی شیرده). او مانند کمنیوس آموزش یک شغل را برای تندرستی و تربیت اخلاقی به جوانان توصیه می‌کند و سیر و سفر را نقطه‌ی پایانی تربیت می‌داند (کاردان، 1381، ص122به نقل ازحشمت الله سمیعی شیرده).
    تحلیل بندفوق:جان لاک معتقد است که با آموزش یک زبان خارجی درکنار زبان مادری، رشد فکری و اجتماعی کودک را می توان افزایش داد.زیرا هنگامی که کودک درکنار زبان وخط معیار ورسمی، با خط و زبان معیارکشورهای دیگرآشنایی پیدامی کند حتی اگراین آشنایی نسبی باشد، می تواند کودک راتا حدود زیادی با آداب ورسوم وفرهنگ و آرمان های آن کشور آشنا نماید.از آنجایی که زبان انگلیسی زبان بین المللی است ودربسیاری ازمحافل رسمی جهان پرکاربرد می باشد. امروزه یادگیری و حتی نحوه ی آموزش این زبان خارجی ازدغدغه های مراکز آموزشی به ویژه در کشورهای آسیایی می باشد.البته درکنار زبان انگلیسی زبان روسی،فرانسوی و آلمانی نیز در برخی از کشورها به ویژه کشورمان ایران به طور غیررسمی آموزش داده می شود وعلاقه مندانی نیز به همراه خود دارد. امروزه آموزش زبان به خصوص زبان انگلیسی نیازمند یک برنامه ریزی مدون و کاربردی می باشد که در کشورما نیز از ابتدای دوره ی اول متوسطه تاپایان دوره ی دوم در قالب برنامه درسی گنجانده شده است.لاک همچنین بر این عقیده است که شغلی که ی نوجوان یا جوان درآینده ی خود در نظردارد باید سلامت اخلاقی و هم صحت جسمی او را به طور معمول تضمین نماید.انتخاب یک شغل مناسب با درآمد ایده آل از دغدغه های فکری جوانان امروزی است.این نکته را باید متذکر شد.درآمدایده آل صرفا به این معنانیست که الزاما شغل برگزیده شده توسط یک جوان هنگفت و پرسود باشدبلکه باید شغلی باشد که یک جوان یا نوجوان درآن به آرامش روانی ایده آل برسد. جان لاک همچنین سفر کردن و آشنایی با فرهنگ های کشورهای دیگر رانیز مکمل فرایند تربیتی می داند.
    منابع:
    تحلیل و بررسی فطرت در آثار شهید مطهری،بهزاد آروانه، محمد داوودی،سال دوم،شماره اول،بهار 1390
    اندیشه جان لاک در حوزه ی فلسفی سیاسی،ویلیام آزگالیس،ترجمه نفیسه جلالی
    فلسفه تعلیم و تربیت.انتشارات حوزه و دانشگاه
    sameyh.blogfa.com حشمت الله سمیعی شیرده
    1

    راهبردهای فراشناختی تدابیری هستند برای نظارت بر راهبردهای شناختی و کنترل و هدایت آن ها.به عنوان مثال وقتی دانش آموزی برای شرکت در امتحان پایان ترم مطالبی را که قبلا مطالعه کرده است مجددا مرور می کند؛نکات مهم را یادداشت کرده، قسمت های مهم کتاب را برجسته سازی می کند،در واقع دانش آموزاز راهبرهای شناختی استفاده کرده است. حال اگر دانش آموزبخواهد پس ازمطالعه ویادداشت برداری، به سوالات پایان هر فصل پاسخ دهد،یعنی از خودآزمون بگیرد،این ارزشیابی یک نوع راهبرد فراشناختی می باشد.

    به طور کلی راهبردهای فراشناختی را در سه دسته جای می دهیم:

    1) راهبرد برنامه ریزی

    2) راهبرد نظارت و ارزشیابی و...

    3) راهبرد نظم دهی

    برنامه ریزی

    تعیین هدف یا اهداف برای یادگیری و مطالعه دروس،تنظیم زمان لازم برای مطالعه،تنظیم سرعت مناسب مطالعه به خصوص برای داوطلبان ورودی دانشگاه ها، تحلیل موضوع یادگیری و انتخاب روش ها وشیوه های مناسب یادگیری در حیطه ی رهبرد برنامه ریزی قرار می گیرند.

    نظارت و ارزشیابی

    ارزشیابی یعنی مطلع شدن دانش آموز از چگونگی پیشرفت خود در فراگیری مطالب درسی؛به گونه ای که برکارش نظارت آگاهانه داشته باشد.ازجمله راهکارهای ارزشیابی پرسش از خود هنگام درس خواندن،یادداشت برداری، پاسخ دادن به پرسش های پایان هرفصل و مدیریت سرعت و زمان هنگام ارزشیابی از دیگر راهبردها قدرت پیش بینی سوالات امتحانی دریک درس است که این مهارت نیز به یادگیری وتسلط بیشتر دانش آموزروی مطالب درسی کمک می کند.

    نظم دهی

    نظم دهی یعنی این که هنگامی که دانش آموز خودرا موردارزشیابی قرار داد وا ز راه نظارت دریافت که بعضی از از شیوه و روش ها موثرنبوده درصدد جبران خطاهای خودبرآمده وسعی می کند تاخطاهایی موردنظر را اصلاح نماید.به عنوان مثال اگر در زمان مطالعه ضعف داشته باشد سعی می کند تا زمان مناسب را برای مطالعه ی آن مطلب درسی تنظیم کند.

    آموزش راهبرهای یادگیری: شناختی و فراشناختی

    دراینجا روش هایی بیان می شود که معلم به کمک آن ها می تواند راهبرهای مفید وکارآمدیادگیری ونحوه ی مطالعه ی صحیح را به دانش آموزان آموزش دهد.مهم ترین این روش ها عبارت اند از:پس ختام(پس خبا)،کاپس،مردر،آموزش دوجانبه(آموزش متقابل)،مطالعه مشارکتی،آموزش هم شاگردی و پرسیدن دوجانبه.(علی اکبرسیف1393ص329)

    روش پس ختام (پس خبا)

    این روش PQ4R یا PQRST نیز نامیده می شود.(توماس و رابینسون،1982به نقل از علی اکبر سیف). این روش شامل شش مرحله می باشد که به ترتیب عبارت اند از:پیش خوانی(preview):دراین مرحله به صورت روزنامه وار مطالب یا یک فصل ازکتاب را می خوانیم تا برداشتی کلی از موضوع داشته باشیم.قسمت های مقدمه،متن،تیترها و عناوین ازجمله قسمت هایی هستند که به شکل گذرا آن ها را می خوانیم.مرحله دوم سوال کردن از خود(Question):دراین مرحله،با خواندن هرقسمت یا فصلی از کتاب از قسمته های مهم برای خودسوال طرح می کنیم خود عناوین نیز می توانند موردپرسش قرار گیرند به عنوان مثال: برای تدریس درس نیرو و کار ابتدا اولین سوالی که به ذهنمان می رسد ودر عین حال ساده و پایه است،تعریف علمی نیرو وکاراست. یا این که سوال طرح کنیم برای هریک از موارد فوق مثال هایی ذکر شود. مرحله ی بعد خواندن(Reading):دراین جا مطالب به طور کامل وبا دقت مطالعه می کنیم.سعی شود تاسرعت مطالعه مطابق با سطح دشواری یا آسانی مطالب تنظیم شود. مرحله تفکر(Reflect):دراین مرحله بین مطالب جدید و مطالب آموخته شده ی قبلی ارتباط ایجاد می کنیم. پیوند بین نکات اصلی و فرعی و پاسخ به مسائل مطرح شده درکتاب از کارهایی هستند که باید در این مرحله انجام می دهیم.یعنی فراگیربا استفاده از ذهن خود کنکاش می کند. حفظ کردن(Recite):دراین وهله مطالبی را که خوانده ایم برای خود تکرار می کنیم. تکرار کردن باعث حفظ مطالب درسی می شود.به سوالاتی که طرح کرده ایم جواب می دهیم بدون این که به درس یا آن قسمت از کتاب مراجعه کنیم. حفظ کردن به ما کمک می کند تا قسمت هایی را که خوب یادنگرفته ایم شناسنایی کرده و از نو مطالعه کنیم.. مرورکردن(Review):هنگامی که خواندن کل یک کتاب را به پایان رساندیم.نوبت به مرور مطالب می رسد.به سوالات بدون مراجعه به منبع یا متن درسی پاسخ می دهیم. مرور همان دوباره خواندن است اما برای همه ی دروس وکتاب ها مورد استفاده قرا نمی گیرد.

    نکته:راهبرد حفظ کردن برای فصل های معین یک کتاب اما راهبرد مرور برای کل یک کتاب درسی به کار گرفته می شود.

    روش کاپس

    همان طور که گفته شد روش پس خبا برای متون علمی مفید می باشد.اما از روش کاپس(CAPS) برای مطالعه متون و منابع ادبی استفاده می شود. وولفلک(2004) این روش را معرفی کرده است.(به نقل از ویکی پدیا.دانشنامه ی آزاد) این مرحله شامل چهار مرحله است:

    1) چه کسانی شخصیت های(Characters) داستان را تشکیل می دهند؟

    2) هدف(Aim) از نوشتن این داستان چیست؟

    3) چه مشکلی(Problem) در جریان داستان پیش آمده است؟

    4) چگونه می توان این مشکل را حل(Slove) کرد؟

    روش مردر

    شامل موارد زیر است:

    1) حال و هوا (mood): پیش از شروع مطالعه ی حال و هوای آن را پیدا کنید یعنی سرحال و آماده ی یادگیری باشید و تا پایان مطالعه آن حالت را حفظ کنید. از روش Relaution برای یادگیری استفاده می کنیم. افکارمثبت را جایگزین افکار منفی می کنیم.

    2) درک وفهم (Understand): تا جایی که می توانیم مطلبی را که می خوانیم به طور عمیق درک کرده و قسمت هایی را که متوجه نمی شویم، علامت گذاری می کنیم تا دوباره به آن ها برگردیم.

    3) یادآوری (Recall): نه تنها مطلبی را که خوانده ایم به یاد می آوریم؛ بلکه آن را از طریق تجزیه و تحلیل مفاهیم کلیدی و تفکر تغییر شکل داده و به زبان معیار و قابل فهم بازگو می کنیم.

    4) کشف وهضم (Detect and Digest)::به قسمت های قبلا خوانده شده بکه آن ها را نفهمیده ایم مراجعه می کنیم از راهبردهایی به جز آن چه که به کار بسته ایم، استفاده می کنیم. مطالب پیچیده را به اجزای ساده تر تجزیه کرده و از منابع مختلف مانند کتاب ها و مقالات علمی و دیگر معلمان کمک می گیریم.

    5) لسط و گسترش (ٍExpand): به مطالب خوانده شده شاخ و برگ می دهیم. سولاتی را که ممکن است از نویسنده ی کتاب در صورت دسترسی به او داشته باشیم، از خودمان می پرسیم؛انتقادات و پیشنهادات خود را بیان می کنیم. 6) مرور و پاسخ (Review)::به مطالب خوانده شده شاخ و برگ می دهیم. سوالاتی را که ممکن است از نویسنده ی کتاب در صورت دسترسی به او داشته باشیم، از خودمان می پرسیم؛انتقادات و پیشنهادات خود را بیان می کنیم.

    روش آموزش متقابل (آموزش دو جانبه)

    به کمک این روش می توان چهار راهبرد(استراتژی) را آموزش داد: سوال کردن، خلاصه کردن، توضیح دادن و تبیین نکات پیچیده و پیش بینی رویداد های آینده. روش آموزش متقابل به صورت گروهی اجرا می شود که در آن گروه های 2 الی 4 نفره یک گروه یادگیری را تشکیل می دهند.. این روش برای موضاعات درسی که جنبه ی عملی دارند، کاربرد دارد. برای آموزش درس های علوم و مطالعات اجتماعی این روش توصیه می شود. لازم به ذکر است این روش مستقیما از اندیشه های ویگوتسکی پیروی می کند.(علی اکبرسیف،1393،ص319).طبق نظریه ی ویگوتسکی، کودکانی که به مرحله ای از رشد نرسیده اند که بتوانند در پیش خود موضوعی را بیاموزند؛می توانند به کمک معلم یا کودکان آگاه تر در یادگیری آن موضوع توفیق حاصل کنند.(همان منبع،ص319).

    روش مطالعه مشارکتی:

    دراین روش،یادگیرندگان به صورت دو نفری با هم کار می کنند و به نوبت خلاصه ی مطالبی را که مطالعه کرده اند، برای هم می گویند؛ نفر اول نقش توضیح دهنده و نفر دوم نقش شنونده را ایفا می کند. وولفلک (2004) برای روش مطالعه مشارکتی تعری زیر را ارائه داده است: یک روش یادگیری که در آن دو دانش آموز به نوبت مطالب خود را خلاصه کرده و آن خلاصه ها را مورد نقد قرار می دهند.(ص499 به نقل از علی اکبر سیف).

    روش هم شاگردی

    در آموزش هم شاگردی معمولا یک دانش آموز به وسیله ی دانش آموز دیگری که از او آگاه تر و ماهر تر است آموزش می بیند، اما آموزش دادن دو دانش آموز به یکدیگر که از هر لحاظ هم سطح هستند نیز معمول است. تفاوت این روش با روش آموزش متقابل یا دو جانبه ای این است که آموزش متقابل، به صورت گروهی (2الی4 دانش آموز به همراه معلم) اجرا می شود، اما در آموزش هم شاگردی تنها دو نفر شرکت می کنند. نکته ی دیگر که باید به آن اشاره کنیم این است که این روش آموزشی هم برای آموزش محتوای دروس مناسب است و هم روشی است که به کمک آن می توان درک مطلب و سرعت یادگیری را افزایش داد.

    روش پرسیدن دو جانبه:

    این روش را مانزو (1979) ابداع کرده است. روش پرسیدن دوجانبه وسیله ای است که به کمک آن طرح سؤال از جانب فراگیران یا یادگیرندگان افزایش می یابد. هدف اصلی آن افزایش تعداد و تنوع پرسش های مطرح شده است. این روش به گونه ای است که در آن دانش آموزان نقش پرسشگر و معلم در نقش پاسخگو می باشد.

    می توان نتیجه گرفت: مهارت های یادگیری مطالعه ی صحیح نه تنها در فرایند یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان یا فراگیران تأثیرگذار است. بلکه این مهارت ها را می توان توسط دانش آموز و معلم آموزش داد. دانش آموزان باید بتوانند با توجه به این مهارت ها، در عمل بر فرایند یادگیری و ارزشیابی خود نظارت داشته باشند. تا بتوانند یادگیری مطلوبی داشته باشند. به این ترتیب می توانند انگیزش لازم را برای ادامه ی مسیر یادگیری پیدا کنند.

    منابع و مآخذ:

    1.سیف، علی اکبر. «روانشناسی تربیتی»، انتشارات دوران، ویرایش هفتم، زمستان 1393

    2.شعبانی، حسن. «آموزش مهارت ها و راهبرد های تفکر»، انتشارات علوم تربیتی، تابستان 1394

    3.فاطمه، عطار خامنه. علی اکبر،سیف. «تأثیر آموزش راهبرد های یادگیری مطالعه ی فراشناختی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان»، پژوهشنامه ی مطالعات، روانشناسی تربیتی، شماره نهم، تابستان 1388

    0

    آموزش و پرورش ایران و فرانسه

    نظام آموزش و پرورش ایران

    تاریخچه

    نظام آموزش و پرورش نوین ایران از کودکستانها، دبستانها، مدارس راهنمایی، دبیرستانها، دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی تشکیل شده است. مقدمات ایجاد این نظام، از زمان تأسیس دارالفنون، در سال 1228 هجری شمسی و وزارت علوم در 1232 هجری شمسی فراهم شد و بعد از انقلاب مشروطیت به تدریج سازمان و تشکیل یافت.

    سیر تحولی و رشد

    پس از مشروطیت و سالهای بعد از آن، تعداد معدودی مدارس جدید بوسیله میسیونرهای مذهبی، فرهنگ دوستان، تحصیل کرده‌های خارج، و دولت ایجاد شد. تأسیس این مدارس که برنامه‌های آموزشی آنها، به اقتضای زمان، ارجحیت فراوانی بر مکتب خانه‌ها داشت، تحت تأثیر نفوذ فرهنگ و تمدن اروپایی صورت گرفت و کوشش و تلاش فرهنگ دوستان و روزنامه‌های روشنگر و ترقی خواه که در خارج به زبان فارسی منتشر می‌شد در بنیان گرفتن آموزش و پرورش سهم بسزایی داشت.

    انقلاب مشروطیت، صدور فرمان و تدوین قانون اساسی و متمم آن در سالهای 1285 و 1286 هجری شمسی، زمینه نضج نظام آموزش و پرورش را میسر ساخت و همزمان با آن، تقاضاهای اجتماعی برای آموزش و پرورش افراد جامعه نیز فزونی گرفت. اصل هجدهم متمم قانون اساسی مشروطیت تحصیل و تعلیم علوم و معارف و صنایع را مگر آنچه شرعاً ممنوع باشد، آزاد اعلام کرده، اصل نوزدهم به متمرکز بودن آموزش و پرورش و مسئولیت دولت در تأسیس و اداره مدارس اشاره می کرد: تأسیس مدارس با مخارج دولتی و ملی و تحصیل اجباری باید مطابق قانون وزارت علوم و معارف مقرر شود.

    تحلیل نظام آموزش و پرورش ایران

    · ابتدا به ظهور و رونق مدارس جدید خصوصی و دولتی می‌توان اشاره کرد که قبل و بعد از مشروطیت پیدایش یافته، در صدد بر آمدند آموزش و پرورش عمومی در بین آحاد مردم گسترش دهند. این مدارس برای تحقق آرمانها و بر اساس قوانینی که صرف‌نظر از تفاوتهای اجتماعی، فرصتهای برابر آموزش و پرورش را به مردم نوید می دادند، تأسیس شدند. تحولات اجتماعی و عوامل چندی در سالهای بعداز انقلاب مشروطیت چنین آموزش و پرورشی را متناسب و مطلوب جلوه می‌داد.

    · دوره بعد از مشروطیت تا ظهور رضاخان را می‌توان دوره عدم ثبات اوضاع سیاسی و خرابی اقتصاد کشور دانست. هنوز بعد از دگرگون شدن نظام حکومتی و استقرار نظام جدید، دستگاه حکومتی کارآمدی بوجود نیامده بود. به علت مسائل و مشکلات داخلی و مداخله خارجی، در زمینه آموزش و پرورش چندان گام مهمی برداشته نشد و علی‌رغم تلاشهای صدر مشروطیت و هدفها و برنامه‌های پیش بینی نشده، فقط چند مدرسه تأسیس شد و تعداد دانش آموزان چندان تغییری نکرد.

    · در اوان سلطنت رضا شاه بیشترین کوششها در جهت تقویت و تجدید سازمان ارتش و تحکیم وحدت ملی و استقرار یک حکومت مرکزی قدرتمند مصروف شد. لذا، به آموزش و پرورش توجه چندانی مبذول نشد. مع هذا، قدمهای برداشته شده مبنای اقدامات آتی شد. در این دوره، برنامه تحصیلات ابتدایی و متوسطه تدوین شد که به موجب آن، آخر هر شش سال، می‌بایستی امتحانات نهایی عمومی به عمل آید. تأسیس دانشسراهای مقدماتی و بالاخره تأسیس دانشگاه تهران درسال 1313 هجری شمسی اساس اقدامات آتی را فراهم کردند.

    عملکرد آموزش و پرورشی ایران

    از زمان مشروطیت تا انقلاب اسلامی 1357، نشان می‌دهد که علی‌رغم پیش بینی‌ها و قوانین مصوبه، تعمیم آموزش ابتدایی، طی این مدت طولانی، میسر نشد و دولتهای وقت، عملا از عهده اجرای قوانین مصوبه و تحقق هدفهای آموزشی کشور برنیامدند. سایر جنبه‌های آموزش و پرورش، از جمله فلسفه و سیاست و خط مشی‌ها، رویه‌ها، برنامه‌ها و سازمان و مدیریت آن نیز به علت ناهماهنگی با ویژگیهای فرهنگی و نیازهای عمومی جامعه، کارآمد و مؤثر واقع نشدند و اگر احیانا توانستند جا بیفتند و نهادی شوند، عملا نظام آموزش و پرورش را با مشکلات روزافزونی مواجه ساختند.

    وضعیت نابرابر آموزش و پرورش در ایران

    نظام آموزش و پرورش در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 با تغییراتی جدی مواجه شده است که البته اجتناب ناپذیر است. آهنگ این تغییرات پرنوسان بود. اما می توان تغییر مدام را ویژگی بارز این نظام برشمرد. این تغییرات به اشکال مختلفی نظیر تلاش برای ایجاد نظام تربیت و پرورش اسلامی، تغییر نظام متوسطه، طرح ادغام، طرح احیا و بالاخره اخیراً در شکل انقلاب فرهنگی و اسلامی سازی نظام آموزش و پرورش پس از حدود 30 سال از عمر انقلاب اسلامی دیده شده است. تازه ترین این بحث ها به اشارات وزیر جدید آموزش و پرورش و برنامه های وی برای تغییر نظام آموزشی و محتوای کتاب ها مربوط می شد. قدر مسلم آنکه سیاست، بخشی از ویژگی های نهادهای جامعه ایرانی از جمله نظام آموزش و پرورش است که در قالب تغییر افراد یا تغییر رویه ها بروز می یابد. در هر دو حالت نتیجه یکی است؛ نبود تثبیت و استقرار نهاد در جامعه.

    اما این موضوع همه تهدیدها و چالش های پیش روی نظام آموزش و پرورش نیست. تعلیم و تربیت در ایران دچار برخی ناسازه هایی است که به ویژه بنیان های تربیتی آن را با چالش هایی جدی مواجه ساخته است. در ادامه کوشش شده به برخی از این ناسازه ها اشاره شود.

    آموزش و پرورش در ایران مانند همه نظام های آموزشی مبتنی بر بنیانی ایدئولوژیک است. اما ایدئولوژی امری صرفاً ذهنی نیست بلکه از طریق دستگاه های مادی در کردارهای زندگی روزمره و مادی ما جریان دارد. کارایی یا نبود کارایی دستگاه های ایدئولوژیک امری تجربی است که عموماً به اشتباه مفروض گرفته می شود. چه بسا نظامی ایدئولوژیک به دلیل ناتوانی مادی به ابزار نمایشی - تبلیغاتی صرف تبدیل شود، بدون آنکه قدرت نشر و پس از آن درونی و طبیعی سازی منویات خود را داشته باشد. چنین نظامی صرفاً دستگاه تبلیغاتی وسیع اما با قدرت نفوذ و تاثیرگذاری اندک است. نظام آموزش و پرورش در ایران نمونه یی از چنین نظام های ایدئولوژیک است که در آنها امکانات حداقلی قادر به برآوردن تقاضاهای حداکثری نظام نیست. وضع بودجه اختصاص یافته برای امر پرورش یکی از شاخص هایی است که نحوه توجه به امر پرورش و در نتیجه عملکرد ایدئولوژیک دستگاه آموزش و پرورش را نشان می دهد. مساله این است که سهم برنامه های امور تربیتی و پرورشی از کل اعتبارات آموزش و پرورش بسیار ناچیز است. به طوری که در سال 79 فقط به طور کلی 2/3 درصد از کل بودجه آموزش و پرورش صرف امور تربیتی و پرورشی شده است. سهم برنامه امور تربیتی و پرورشی در عملکرد اعتبارات جاری سازمان آموزش و پرورش در سال 81 نسبت به سال 80 استان ها، 13 درصد رشد منفی را نشان می دهد. سهم برنامه امور تربیتی و پرورشی در این سال 99/0 درصد از کل عملکرد اعتبارات سازمان گزارش شده است. (نگاه کنید به عملکرد اعتبارات هزینه یی وزارت آموزش و پرورش در سال های 1380 و 1381)
    تاریخ تحولات آموزش و پرورش در ایران حاکی از تلاش بسیار برای تولید پیام های ایدئولوژیک صریح است. اما امروزه، اولیا و متولیان مدارس صورت های اولیه ایدئولوژیک که به دنبال ساخت انسان اسلامی بوده است را جدی نمی گیرند. واکنش اولیای مدرسه در قبال صورت های یادشده لزوماً محصول مقاومت یا موضعگیری آنها نیست، بلکه اساساً نوعی تحول گفتاری در سطح مدرسه رخ داده که محصول تحول شرایط اجتماعی - فرهنگی در جامعه ایران است.

    بخشی از تحولات گفتار پرورشی در مدرسه محصول دخالت والدین در عملکرد پرورشی مدارس است. زمانی مدرسه دستگاهی صرفاً ایدئولوژیک بود که ابزاری برای دولت محسوب می شد. واقع امر این است که امروزه مدارس تا حد زیادی در خدمت خانواده ها هستند. گذشته از آنکه والدین از مدرسه انتظار دارند موفقیت تحصیلی فرزندان آنها را تضمین کند، همواره نگران آن هستند که در مدرسه نسبت به انحرافات اخلاقی فرزندانشان توجه شود. صورت های متصلب ایدئولوژیک ناظر بر پرورش نیروهای حزب اللهی انقلاب و زمان جنگ است در حالی که انتظار والدین از مدارس حداقلی است. آنها فقط نمی خواهند فرزندانشان در زمانی که در اختیار مدرسه قرار دارند با کسانی حشر و نشر کنند که احتمالاً زمینه های فساد و انحرافات در آنها پررنگ تر است. ارتباط پسر و دختر در مدارس پسرانه و دخترانه، مواد دخانی و احتمالاً مخدر و تبادل سی دی و فیلم های مبتذل مخاطراتی است که سبب شده نقطه تمرکز مسوولان پرورشی از صورت های ایدئولوژیک پرورشی به سمت شرایط زندگی دانش آموزان معطوف شود. در چنین فضایی است که حتی گفتمان نظم خود را در قالب گفتمان پرورشی باز می یابد. بخش وسیعی از تلاش های مسوولان مدرسه صرف آن می شود که دانش آموزان به موقع در مدرسه حاضر باشند و از مدرسه فرار نکنند.

    وجه بارز تحول یاد شده در مدرسه را می توان در تغییر نمادهای مرکزی گفتار پرورشی مدرسه دید. نمازخانه و اجرای نماز جماعت و برنامه های مذهبی و به بیان کلی تر مراقبت از ارزش های اسلامی در مدرسه جای خود را به مراقبت از پوشش و موی دانش آموزان داده است. به این ترتیب، می توان گفت مدرسه گرفتار نوعی ناهمخوانی کارکردی است.
    در واقع مشارکت مالی رو به تزاید والدین در امور مدرسه که اتفاقاً بر خلاف قانون اساسی نظام است مدارس را بیش از پیش از سلطه حکومت خارج می سازد.ناهمخوانی کارکردی گفتار پرورشی در مدرسه به ناسازه یی دیگر در گفتار پرورشی دامن می زند. دور شدن از صورت های ایدئولوژیک و افتادن در دامن امورات روزمره در مدارس سبب شده تا جنبه های ادراکی و انگیزاننده یا ترغیب کننده گفتمان پرورشی تحلیل رفته و در عوض بر جنبه های رفتاری تاکید مفرط صورت گیرد. این تاکید یک سویه بر جنبه های رفتاری سبب می شود گفتار معنویت و پرورشی به گفتار نظم تحویل و ترجمه شود. در مدارس دولتی می توان از «مناسک موفقیت نمایی» سخن گفت که حاصل این صورت گرایی در مدرسه است. در حالی که اساساً گفتار پرورشی باید ناظر بر تغییر اعتقادات درونی به نفع آموزه های اسلامی باشد. مشکل دیگر این ترجمه و تحویل آن است که ظاهرگرایی و تاکید مسوولان بر حفظ ظواهر دقیقاً بر موضعی فشار می آورد که نقطه حساس نوجوانان در مدرسه است. به همین دلیل مقاومت در برابر خواسته های مدرسه شدت می گیرد. نتیجه این مقاومت ها آن است که مدرسه با ظاهرگرایی خود هیچ یک از خواست های ایدئولوژیک و خواست والدین را تامین نمی سازد.

    همه این شواهد حاکی از آن است که پیام های تولید شده ایدئولوژیک در نهاد آموزش و پرورش با ناسازه هایی در درون خود مواجه هستند که مصرف تضمین شده آن را با چالش های جدی مواجه می سازد. عامل دیگر در ناکارآمدی یاد شده، مقاومت دانش آموزان است. اساساً، تطابق تضمین شده یی میان ذهنیت دانش آموزان و پیام های پرورشی وجود ندارد. میزان و نحوه تعارض میان دو سطح یاد شده امری از پیش معین نیست. متغیرهای بسیاری در سطح دانش آموزی بر ویژگی های این تعارض تاثیر می گذارند. یکی از مهم ترین این متغیرها دسترسی دانش آموزان به گفتمان های مختلف است که از آن به دسترسی گفتمانی یاد می کنیم. نقش گفتمان در رمزگشایی های دانش آموزان و تاثیر متغیرهای اجتماعی نظیر خانواده، طبقه و منزلت اجتماعی در دسترسی دانش آموزان به گفتمان های مختلف، دو فرض بنیادی مفهوم یاد شده اند.

    روشن است که توزیع نابرابر توانایی های فرهنگی یا شیوه هایی که دستگاه های فرهنگی، دسترسی مردم به دانش و شیوه اندیشیدن یا گفتمان ها را تنظیم می کنند به افراد اجازه می دهند که انواع خاصی از انتخاب ها و گزینش ها را اختیار کنند. مقاومت در برابر گفتمان مدرسه محصول فرآیندی است که در آن دانش آموزان در جریان زندگی روزمره خود در مدرسه با تاکید بر گفتمان های دیگری غیر از گفتمان مدرسه، با متون و کردارهای مسلط برخورد می کنند. دسترسی به گفتمان های متعارض، امکان رمزگشایی های متفاوتی را برای دانش آموزان فراهم می سازد. نتیجه آنکه، دانش آموزان از پذیرش مواضع سوژه یی مورد نظر نهاد آموزش و پرورش و گفتمان مدرسه امتناع می ورزند. در یک ارزیابی کلی می توان گفت که نظام آموزش و پرورش در ایران دچار نوعی نوسان است که کارآمدی آن را به شدت تهدید می کند، مطالعه تاریخ نه چندان طولانی این نظام نشان می دهد عمده این تغییرات با انگیزه های ایدئولوژیک آغاز می شود اما به تغییرات در حوزه آموزش ختم می شود. عمده ترین عامل برای این نوسان پرمخاطره، تناقض اصلی در نظام آموزش و پرورش ایران است که حول کشمکش میان دو تراز پرورش (ایدئولوژیک) و آموزش وجود دارد. مساله این است که پیوند موثری از این دو تراز پدید نیامده و لذا، سیاست و خواست تغییر مدام، چهره نامتغیر نظام آموزش و پرورش شده است. چه بسا، ایده تلفیق بنیانی مستحکم تر برای آشتی میان دو تراز یاد شده باشد.

    نظام آموزشی ایران از ابتدا تا کنون

    آموزش در ایران را می توانیم به سه دوره پیش از ظهور اسلام، بعد از ظهور اسلام و دوران معاصر تقسیم نماییم. متن حاضر، بطور اجمال به توصیف این سه دوره می پردازد

    الف) آموزش و پرورش دوره باستان

    در دوره هخامنشیان، تعلیم و تربیت در خانواده، آتشکده و آموزشگاه درباری صورت می گرفت و دوران تحصیل از سنین 5 تا 7 سالگی آغاز می شد. در چنین سنی کودک مرحله اول آموزش را در محیط خانواده پشت سر می گذاشت و برای ورود به مدرسه و دوره های آموزش همگانی آماده می شد. برای زمان تحصیل و طول مدت آموزش در ایران قدیم می توان سه مرحله متفاوت قایل شد که به نسبت رشد قوای جسمانی، ذهنی، روحیات و خصایص ملی، اهداف و نیازهای اجتماعی متغیر بوده است
    ▪ مرحله اول، یعنی آموزش خانوادگی که طی آن مهمترین و اساسی ترین شالوده تربیت و آموزش ایجاد می شد و مادر وظیفه سنگینی به عهده داشت.

    ▪ مرحله دوم، آموزش عمومی بود که از 7 سالگی آغاز و تا 14 و15 سالگی ادامه می یافت.

    ▪ مرحله سوم، آموزش اختصاصی بود که با بلوغ و رشد هیجانات در فرد مصادف بود. در این مرحله، استعدادها شناسایی و با توجه به استعداد فرد رشته های تخصصی به او آموزش داده می شد.

    در روزگار زرتشت و هخامنشیان تا اواخر دوره ساسانیان، مغان، یعنی روحانیون زرتشتی، وظیفه تعلیم و تربیت را بر عهده داشتند و کلیه آموزشگاه ها بر مبنای اصول و تعالیم زرتشت اداره می شد.

    ▪ دانش آموزان به سه گروه تقسیم می شدند:

    1) دانش آموزان خاص: که شامل شاهزادگان و بزرگزادگان بودند و به آنان علوم سیاسی، جنگی و کشور داری آموخته می شد.

    2) دانش آموزان حرفه ای: که شامل فرزندان مغان، هیربدان، موبدان، پیشه وران، اصناف و صنعتگران بودند که شغل، فن و حرفه پدر را به آنان می آموختند.
    3) دانش آموزان عمومی: که فرزندان معلمان، کارمندان درباری و بازرگانان را شامل می شدند و به آنان امور فرهنگی و اداری و اقتصادی آموزش داده می شد.
    دانش آموزان به دو دسته پسران و دختران تقسیم می شدند. دختران معمولاً مطالب نظری، هنری و خانه داری می آموختند، ولی غالباً سوارکاری، تیراندازی و چوگان به آنان آموخته می شد. در دوره هخامنشیان به دستور داریوش دانشگاه هایی برای آموزش علوم مختلف تاسیس شد. این دانشگاه ها، مراکز دینی زرتشتی و سایر ادیان را نیز در بر می گرفتند. مرکز علمی " بیت اردشیر" که ریاست آن به عهده مغ های ایرانی از طرفداران مذهب نسطوری (ترسایی) بود، از جمله آنهاست. با وجود این، دانشگاه به معنی واقعی خود از گندی شاپور آغاز شد که جلوتر به آن خواهیم پرداخت.

    نظام آموزش و پرورش در ایران، تا دوره ساسانیان کمابیش به همین صورت ادامه یافت. روش تعلیم و تربیت در آن دوران شفاهی بود و حفظ کردن و به خاطر سپردن مطالب، مهمترین عنصر آن را تشکیل می داد. آموزش موضوعاتی چون نیروی بدنی، اخلاق، ‍مناعت نفس، جوانمردی و سلحشوری، شرافت ملی و وطن پرستی، عمده ترین برنامه نظام آموزش بود. در دوره ساسانیان برنامه تعلیم و تربیت شامل سه قسمت دینی و اخلاقی، تربیت بدنی، خواندن و نوشتن و حساب کردن بود. در تعلیم و تربیت دوره ساسانیان دو طریق معمول بود. اول اینکه حدود برنامه و مدت تحصیل تعیین می شد و اولیاء در پرورش کودکان و انتخاب معلم و دستور تحصیل، آزاد بودند و دوم اینکه دولت در تمام عوامل تربیت دخالت داشت و با هدف مشخص، عقاید خاصی را به کودکان القا می کرد. در این روش سعی می شد همه طبق عقیده و سلیقه دولت پرورش یابند.
    عقیده ای که به تمام کودکان تلقین می شد، این بود که شاه به خواست خدا و به موهبت الهی بر تخت نشسته و نماینده او روی زمین است و بر حسب اراده او کارهای کشور اداره می شود.

    بطور کلی در این دوره، به پیروی از دستورات زرتشت و در احیای سنن ایرانی و ذوق و علاقه مردم این آب و خاک به کسب علم و دانش، آموزش و پرورش در همه زمینه ها گسترش یافت و سراسر کشور وسیع ساسانی را دربرگرفت. ظهور مانی و مزدک و انتشار عقاید آنان و نیز نفوذ آیین مسیحیت سبب شد که ایران از سال 265 میلادی به مرکز برخورد این عقاید و ادیان با آیین زرتشت درآید. مردم ایران نه تنها مانع کارهای آموزشی و تربیتی پیروان ادیان مختلف آن روزگار نشدند بلکه در زمینه های تعلیم و تربیت با سایر ادیان به مبادله تجارب متقابل می پرداختند و کار دانشجویی و پژوهش های علمی و عملی را چه از جانب خود و چه از طرف اقلیت های دینی و قومی تقویت کرده و رواج دادند.
    این رفتار پسندیده و همیشگی ایرانیان ناشی از آن است که آیین زرتشت، دانش آموزی و فرهنگ و هنر را همواره بالاترین نیکی ها و مهمترین وسیله رستگاری می داند. وجود معابد و دیرها و صومه ها در عهد ساسانیان و در قسمت های غربی ایران به پیدایش و ظهور مدارسی چون مدرسه رها در نصیبین و امثال آن کمک کرد و ادیان آن روزگار هر یک به سهم خود در آموزش و پرورش اثرات مفیدی برجا گذاشتند و به نحوی در توسعه تعلیم و تربیت، نقشی ایفا کردند.

    در سال 489میلادی، مدرسه اورفا (مدرسه ای مسیحی) بسته شد و آن شهر از مرکزیت انجیلی افتاد. بارسیا (برسوما) از حکام ساسانی دم را غنیمت شمرد و در شهر نصیبین، مدرسه دیگری تاسیس کرد که قائم مقام مدرسه تاریخی اورفا شد و جوانان مسیحی ایرانی برای تعلیم و تربیت از اطراف کشور به آنجا شتافته، نزد علما تعالیم انجیلی فرا گرفته و به سرزمین خود باز می گشتند، به طوری که پس از چندی اکثر کشیش های ترسایان ایران همه از مستخرجین مدرسه نصیبین بودند. در نتیجه از اواخر قرن پنجم تا اواسط قرن ششم، انتشار تعالیم مسیح به طریق مکتب نسطوری در فلات ایران و جبال کردستان متداول گشت و هم اکنون قبایلی به نام آشوری که پیروان آن مکتب هستند در آذربایجان غربی زندگی می کنند.

    مبادلات فرهنگی در دوران باستان، معمولاً در جریان رفت و آمدهای جهانگردان و بازرگانان به کشورهای مختلف و یا برخورد ملتها در مواقع جنگ صورت می گرفت. دانشگاه گندی شاپور (جندی شاپور) در شهری به همین نام در حوالی شوش و دزفول و شوشتر کنونی قرار داشت و در زمان انوشیروان و اواخر حکومت ساسانی شهرت جهانی یافت. در این دانشگاه، اساتید به طب توجه بیشتری داشتند تا فلسفه و ریاضیات. در رشته طب این دانشگاه، علاوه بر پزشکان ایرانی، پزشکانی از یونان و هند نیز به تدریس و تحقیق اشتغال داشتند.

    مهمترین رشته ها و علوم دانشگاهی در ایران باستان، مخصوصاً پس از تعطیلی مدرسه فلسفه آتن در سال 529 میلادی عبارت بودند از: دانش نظری، فلسفه، حقوق قضایی، ریاضی و نجوم، دانش کاربردی (مانند کشاورزی، آبیاری و کانال سازی، معماری و ساختمان سازی، پزشکی).

    ب) تاریخ آموزش در اسلام
    سال 459 هجری قمری در تاریخ آموزش و پرورش اسلامی، فصل برجسته ای به شمار میاید. در این سال نخستین مدرسه از رشته مدرسه هایی که خواجه نظام الملک، وزیر بزرگ سلجوقیان، ساخته بود در بغداد گشایش یافت. این مدرسه ها در جهان اسلام پراکنده شدند؛ تا آنجا که شهرها و روستاهای کوچک را همگام با مدرسه های بزرگ در مراکز استانها، دربرگرفت.

    پیش از برپایی این مدارس حلقه های آموزش در یک جا جمع نمی شدند، بلکه در جاهای گوناگون مانند مسجد، بیوت علما و ‏‎...‎‏ تشکیل می شدند. همین که مدارس پراکنده شدند و فرصت ها و امکانات گسترده تری برای دانشجویان به سوی این مدرسه ها گسیل شدند. از این رو کمتر به دیگر جاها، که پیشتر پررونق بود ولی همچنان سرشت خود را نگه داشتند و با کمی و کاستی گرایش دانشجویان به گونه ای تقلیدی همچنان به کار می پرداختند، روی میآوردند. در واقع روزگار پیش از 459 ه.ق. و پس از آن، عموماً با جایگاه های گوناگون آموزش و تدریس، همپا و همراه است.

    ▪ جایگاه های آموزش پیش از بنیاد مدارس، بدین قرار بودند:

    ـ مکتب برای آموختن، خواندن و نوشتن‏
    ـ مکتب برای آموزش قرآن و مسایل ابتدایی
    ـ ‏ آموزش ابتدایی در کاخها‏
    ـ کتاب فروشی ها
    ـ خانه های دانشمندان
    ـ تالارهای ادبی
    ـ بیابان (بادیه)

    ـ مسجد

    همه اینها مردم را به فراگیری خواندن و نوشتن واداشت. این گرایش به هنگام شکوفایی اسلام آغاز شد و گذشت زمان انگیزه ای برای بهتر شدن این هنر و حتی نوآوری در آن بود. گرچه در آغاز اسلام تعداد مسلمانانی که خواندن و نوشتن میدانستند کم بود، ولی همه یا بیشتر آنان را پیامبر (ص) برای نوشتن نزد خود به کار می گرفت. از همین جا بود که این اندیشه پیدا شد تا (ذمیان، نامسلمانان اهل کتاب) به کسانی که می خواستند خواندن و نوشتن یاد بگیرند، آن را بیاموزند. در پیکار بدر بسیاری از مردم مکه به اسارت گرفته شدند، پیامبر اسلام کسانی را که می توانستند خواندن و نوشتن بیاموزند، در برابر آموختن آزاد می کرد. این خدمت فدیه آزادی نا مسلمانان بود و بر این پایه یاد دادن از سوی آنان به چهره یک عرف رایج در آمد.
    ▪ مدرسه ها:

    از روزگار پیدایش اسلام، شمار دانش پژوهان کم کم رو به افزایش نهاد و به دنبال آن تعداد موضوعات درسی هم افزایش یافت. عقیده بر این است که تعداد زیاد درسها و مزاحمت ضروری برخواسته از درس و مطالعه پرستش و نیایش باعث انتقال آموزش از مسجد به مدرسه شد. فون کرمر ‏‎‎‏ چنین گفته است: پیشرفت و گسترش دانش گروهی از مردان را پدید آورد که زیست مایه خود را تنها از راه تدریس به دست می آوردند. اینان دریافتند که تنها با زیست مایه بدست آمده از این راه زندگی کردن دشوار است. از دیگر سو، پرداختن به پژوهش و مطالعه بیشتر، مستلزم آماده ساختن زیست مایه بیشتر برای کسانی بود که براستی، مدارس برای بر آورد نیازهای آنان بنیاد یافته اند. در واقع، فعالیت مسلمانان تا اندازه فراوانی در بیشتر این مدارس در راه پرداختن به پژوهش و مطالعات دینی به کار می افتاد تا ادامه آماده سازی زمینه گوناگون رشته های دنیایی. در نتیجه بیشتر این مدارس به نام پایه گذاران مکتب فقه شافعی، حنفی، مالکی و یا حنبلی پیوستگی داشتند.

    فتح بغداد به دست سلجوقیان سر فصلی بود در پیکار با تشیع آنجا. نظام الملک، وزیر آلب ارسلان و ملکشاه (م:‌ 485 هـ. ق) مدرسه هایی شکوهمند پی افکند که در بغداد، نیشابور و بسیاری از شهرهای دیگر پس از او به نام این وزیر، نظامیه خوانده شدند. در روزگار فرمانروایی ایوبیان، مصر با شیوه هایی از مدارس آشنا گردید و در سراسر زمین و تحت فرمان نور الدین مدارس بسیاری ساخته شدند. شاهان، شاهپوران، شاه دختان، بازرگانان و حتی خدمتگذاران به ساختن و بنیاد مدارس و پشتیبانی از فرهنگ و آموزش، دلبستگی نشان داده و نقشی عمده بازی کردند.

    ج) نظام آموزش و پرورش معاصر ایران
    مطالعه اسناد و مدارک مربوط به تاریخ آموزش و پرورش در ایران نشان می دهد که نخستین بار در 9 آبان 1290 هـ. ش، مجلس شورای ملی قانون تعلیمات اجباری را تصویب کرد. در سال 1294 هـ. ش نظارت دولت در امر آموزش و پروش به صورت یک اصل در متمم قانون اساسی مطرح شد و از این تاریخ سازمان های آموزشی در ایران شکل منظم و متمرکزی به خود گرفتند و نظارت دولت بر موسسات آموزشی جنبه قانونی یافت.

    نظام آموزش و پرورش ایران شامل کودکستان، دبستان، دبیرستان، موسسات عالی و دانشگاه است. نظام آموزش و پرورش رسمی ایران در واقع از انقلاب مشروطیت و پس از وضع قانون اساسی و متمم آن بوجود آمده است. تا قبل از انقلاب مشروطیت آموزش و پرورش در مکتب خانه های سنتی ادامه داشت و معلمان آن معمولاً از طریق مراکز دینی و یادگیری فقه و اصول و درس قرآن به نعمت سواد دست یافته بودند و آنچه می دانستند با روش سنتی به کودکان و نوجوانان می آموختند. معمولاً دولت و سازمان های دولتی هیچگونه نظارتی بر آنها نداشتند و مواد درسی که بدون یک برنامه مدون تدریس می شد، عبارت بود از خواندن، نوشتن، حساب، خط، قرآن و صرف و نحو عربی. علاوه بر این گونه مکتب خانه ها برخی مدارس غربی نیز فعالیت می کردند. امیر کبیر در سال 1225 خورشیدی دار الفنون را که اولین موسسه عالی به سبک نوین در ایران بود راه اندازی کرد.

    در سال 1300 خورشیدی قانون شورای عالی فرهنگ جهت اداره امور کلیه مدارس تصویب شد. تاسیس دانشسرا های مقدماتی و عالی برای تربیت معلم و دبیر، تاسیس دانشگاه تهران در سال 1312، گسترش مدارس در مراکز استان و شهرستان ها و بخش ها، ایجاد مدارس اکابر برای آموزش بزرگسالان در سال 1315 و اعزام دانشجو به کشورهای اروپایی به منظور استفاده از آنها در مراحل آموزشی کشور، از اهم اقدامات دولت در زمینه آموزش و پرورش از ابتدایی تا عالی بود. تا سال 1343 دو مقطع آموزش ابتدایی و متوسطه وجود داشت و پس از آن به سه دوره ابتدایی، ‌راهنمایی و دبیرستان تقسیم گردیده است. از سال 1345 به بعد به خاطر تحولات اجتماعی و دگر گونی های اقتصادی ـ اجتماعی که منجر به دگر گونی در ساخت جامعه شد، تغییر در برنامه های آموزش و تعیین اهداف جدید ضروری می نمود. لذا در راستای وصول به اهداف جدید تغییراتی اصولی در تشکیلات و برنامه های نظام آموزش و پرورش به وجود آمد.
    ▪ اهم اهداف این دوره را می توان به شرح ذیل خلاصه کرد:
    ـ تاکید بر سواد آموزی و تعمیم آموزش اجباری ابتدایی، مخصوصاً در روستا ها.
    ـ پرورش نیروی انسانی ماهر و متخصص.

    ـ پرورش سیاسی برای مشارکت فعال در زندگی سیاسی و اجتماعی و آگاهی به حقوق اجتماعی و احترام به قانون.

    ـ پرورش ذوق هنری.

    ـ پرورش جسمی (تربیت بدنی).

    ـ تاکید بر اخلاق و فلسفه اجتماعی.

    به علاوه در این دوره برای انتقال قدرت تصمیم گیری از مرکز به سطوح پایین و ایالات اقدامات مفیدی در منطقه ای کردن آموزش و پرورش به عمل آمد و به موجب آن" اختیاراتی در جهت تصمیم گیری های لازم به شورا های منطقه ای تفویض شد.
    ▪ اهداف نقطه ای کردن آموزش و پرورش را می توان به شرح ذیل خلاصه کرد:

    ـ مشارکت مردم در امر آموزش و پرورش

    ـ جلوگیری از تمرکز و تصمیم گیری برای حل مسائل در محل.

    ـ تجهیز منابع محلی و تشویق مردم برای مشارکت در سرمایه گذاری فعالیت های توسعه آموزش و پرورش.

    ـ تعیین اولویت های محلی و منطقه ای در برنامه ها و فعالیت های آموزشی.
    ـ کمک به رشد اجتماعی مردم به منظور ترویج و کار برد شیوه و سیاستهای دموکراتیک.

    پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی از فروردین 1365 رسماً آغاز به کار کرد و پس از 150 جلسه بحث، طرح کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران را تدوین کرد که در شهریور 1369 تصویب شد

    نگاهی به نظام آموزش و پرورش فرانسه

    فرانسه از نظر تاریخی

    کلوویس نخستین شاه سرزمین فرانک‌هاست که د‌ر سال 481 د‌ر فرانسه به حکومت رسید‌. از مشهورترین شاهان فرانسه شارل هفتم بود‌ که به کمک ژاند‌ارک سال 1430 بر متجاوزین انگلیسی غلبه نمود‌. لویی د‌وازد‌هم به پد‌ر ملت فرانسه شهرت د‌ارد‌. طی سال 1789 مجلس شورای ملی و موسسان تشکیل گرد‌ید‌ و د‌ر همان سال زند‌ان باستیل به د‌ست انقلابیون گشود‌ه و زند‌انی‌ها آزاد‌ شد‌ند‌. قانون اساسی فرانسه د‌ر سال 1791 تد‌وین و تایید‌ گرد‌ید‌ و سلطنت استبد‌اد‌ی، جای خود‌ را به سلطنت مشروطه د‌اد‌. موقعیت بد‌ اقتصاد‌ی و اجتماعی سال 1792 به سقوط حکومت سلطنتی و کشتار بی‌رحمانه ماه سپتامبر منجر شد‌ که د‌ر 21 سپتامبر 1792 حکومت جمهوری اعلام گرد‌ید‌.

    موقعیت اقتصاد‌ی

    از مهم‌ترین صنایع کشور می‌توان به صنایع فلزکاری، ماشین‌آلات، مواد‌ غذایی و شیمیایی و هواپیماسازی اشاره کرد‌. مهم‌ترین محصولات کشاورزی و د‌امپروری آنها، گند‌م، جو، سیب‌زمینی، ماهی، گاو و خوک می‌باشد‌. مهم‌ترین معاد‌ن کشور هم آهن، نمک و ذغال‌سنگ است. میزان صاد‌رات د‌ر این کشور بالغ بر 2/79 میلیارد‌ د‌لار د‌ر سال 2002 بود‌ه و سالیانه 30 میلیون نفر توریست از فرانسه د‌ید‌ن می‌کنند‌.

    جمعیت

    طبق آمار سال 1999 جمعیت کشور بالغ بر 60 میلیون نفر بود‌ه که شانزد‌همین کشور جهان است. 75 د‌رصد‌ مرد‌م ساکن شهرها هستند‌ و پرجمعیت‌ترین شهر کشور، پایتخت فرانسه- پاریس- می‌باشد‌. 90 د‌رصد‌ مرد‌م کشور کاتولیک، د‌و د‌رصد‌ پروتستان، یک‌ د‌رصد‌ مسلمان و یک ‌د‌رصد‌ یهود‌ی می‌باشند‌. زبان رایج و رسمی آنها، فرانسوی است و به خط لاتین نگارش د‌ارند‌. فرانسه 7 میلیون نفر جمعیت خارجی د‌ارد‌ که عمد‌تاً کارگر مهاجر هستند‌.

    ملاحظات علمی

    فرانسه د‌ارای 15 میلیون د‌انش‌آموز و 2 میلیون د‌انشجو بود‌ه و از سیاست‌های آموزشی کشور، احد‌اث مراکز پژوهشی د‌ر مراکز آموزشی سراسر کشور، ترویج زبان فرانسه، افزایش بازارهای سمعی و بصری، برقراری همکاری‌های بین‌المللی د‌انشگاهی، تربیت نخبگان ملی و توسعه فنی و حرفه‌ای د‌ر کشور می‌باشد‌.

    ساختار نظام آموزشی فرانسه بر مبنای د‌و محور اصلی پاید‌اری (برابری، براد‌ری و آزاد‌ی) و پویایی (نوسازی ساختار، اهد‌اف و عملکرد‌ وضعیت موجود‌ د‌ر نظام آموزشی) می‌باشد‌. برنامه‌های آموزشی از پایه تا پایان متوسطه به صورت رایگان می‌باشد‌ و به د‌و صورت عمومی (د‌ولتی) و خصوصی تحت نظارت آموزش ملی فعالیت می‌کنند‌. اکثر مد‌ارس خصوصی د‌ر زمره مد‌ارس کاتولیک می‌باشند‌. ابتد‌ایی 5 سال، متوسطه مقد‌ماتی 4 سال و متوسطه تکمیلی 3 سال است که مجموعاً 12 سال به طول می‌انجامد‌.

    آموزش پیش‌د‌بستانی

    به صورت اختیاری و رایگان بود‌ه و برای رد‌ه سنی 5-2 سال می‌باشد‌. 26 ساعت د‌ر هفته آموزش زبان و تقویت قد‌رت احساس و خلاقیت از طریق پرد‌اختن به آموزش‌های هنری، از فعالیت‌های مراکز پیش‌د‌بستانی است. این مد‌ارس توسط شهرد‌اری‌ها احد‌اث و اد‌اره می‌گرد‌ند‌. مراکز خصوصی به اخذ شهریه تحصیلی مباد‌رت می‌نمایند‌ و د‌ر مهد‌ کود‌ک‌های این کشور، بیشتر از سربازمعلمان استفاد‌ه می‌شود‌.

    آموزش ابتد‌ایی

    آموزش مقطع ابتد‌ایی به مد‌ت 5 سال و به صورت رایگان و اجباری است و د‌ر رد‌ه سنی 11-6 سال به طول می‌انجامد‌. ساعات آموزش هفتگی مقطع آموزش ابتد‌ایی 26 ساعت است. مد‌ارس ابتد‌ایی عموماً چهارشنبه‌ها و بعد‌ازظهر شنبه و یکشنبه‌ها تعطیل می‌باشند‌. د‌ر این مد‌ارس فعالیت‌های فرهنگی، هنری و ورزشی نیز د‌ر کنار 26 ساعت آموزش رسمی وجود‌ د‌ارد‌ و فعالیت‌های غیررسمی توسط نهاد‌های محلی تعیین و ارائه می‌گرد‌د‌. از آنجایی که مد‌ارس ملی فرانسه «لائیک» می‌باشند‌، از این رو آموزش علوم مذهبی د‌ر مد‌ارس خصوصی ارائه می‌گرد‌د‌.

    کلیه د‌انش‌آموزان از د‌فتر گزارش کار برخورد‌ار می‌باشند‌ که به طور منظم باید‌ مورد‌ رویت والد‌ین قرار گیرد‌. این د‌فترچه باعث برقراری ارتباط بیشتر میان والد‌ین و معلمین می‌گرد‌د‌ و نتایج امتحانات و مهارت‌های آموزشی د‌انش‌آموزان د‌ر آن ثبت می‌گرد‌د‌.

    آموزش متوسطه

    آموزش متوسطه د‌ر فرانسه به صورت لائیک، رایگان و اجباری برای رد‌ه سنی 16-12 سال می‌باشد‌. البته د‌وره متوسطه از د‌و بخش سیکل اول متوسطه (کالج) به مد‌ت 4 سال و سیکل د‌وم متوسطه (لیسه) به مد‌ت 3 سال می‌باشد‌. د‌انش‌آموزان پس از موفقیت د‌ر آزمون اول سیکل متوسطه کالج، موفق به اخذ مد‌رک د‌یپلم ملی می‌شوند‌ که حد‌اقل ارزش استخد‌امی از نظر قانون کار را د‌ارد‌.

    مد‌یریت آموزشی

    برخلاف مد‌یریت آموزشی ابتد‌ایی که از آغاز با مشارکت جوامع محلی همراه بود‌ه است، آموزش متوسطه تا سال 1986 زیر سلطه مطلق د‌ولت بود‌ اما بعد‌ از آن تاریخ توسط شورای مد‌رسه متوسطه که متشکل از نمایند‌گان د‌انش‌آموزان، معلمان و اد‌اره می‌باشد‌، انتصاب می‌شوند‌.

    شورای کلاسی د‌ر د‌وره متوسطه

    این شورا متشکل از د‌و نمایند‌ه د‌انش‌آموزی، نمایند‌گان والد‌ین و کاد‌ر آموزشی و اد‌اری می‌باشد‌ که سه بار د‌ر سال تشکیل جلسه د‌اد‌ه و جریان یاد‌د‌هی-یاد‌گیری و آموزشی را بررسی می‌کنند‌. شورای کلاسی موثرترین واحد‌ ساختاری بود‌ه که نسبت به گرد‌آوری و ارائه شناسنامه‌های د‌رسی د‌انش‌آموزان مباد‌رت می‌نماید‌. کلیه نظرات والد‌ین و مربیان و نمرات هفتگی د‌ر این شناسنامه‌ها انعکاس می‌یابد‌.

    مد‌ارس آزاد‌ (غیررسمی)

    مد‌ارس خصوصی (آزاد‌) از سال 1850 د‌ر فرانسه موجود‌یت یافته است. طی قرن 19 نقش کلیسا د‌ر مد‌ارس د‌ولتی و خصوصی همچنان برجسته و چشمگیر بود‌ و طبق قانون سال 1905 تد‌ریس علوم مذهبی د‌ر مد‌ارس رسماً ملغی شد‌ه و د‌ولت و کلیسا از یکد‌یگر جد‌ا گشتند‌. د‌ر حال حاضر اکثریت موسسات آموزش غیرانتفاعی کشور فرانسه فرقه‌ای و کاتولیک بود‌ه و به انعقاد‌ قرارد‌اد‌های آموزشی با د‌ولت مباد‌رت می‌نمایند‌. تأسیس مد‌ارس غیرانتفاعی به منظور کمک به کاهش هزینه‌های د‌ولت بود‌ه و لیکن تحت نظارت و سرپرستی د‌ولت فعالیت می‌کنند‌ که حد‌ود‌ 17 د‌رصد‌ از د‌انش‌آموزان د‌ر مد‌ارس خصوصی تحصیل می‌نمایند‌.

    آموزش از راه د‌ور

    سیاست د‌ولت فرانسه، ایجاد‌ تسهیلات برای د‌سترسی مرد‌م به امکانات مد‌رن و شبکه جهانی اینترنت است. برای این منظور د‌ولت فرانسه د‌ر نخستین گام رایانه‌های د‌ست د‌وم اد‌ارات د‌ولتی را به صورت رایگان د‌ر اختیار افراد‌ کم‌د‌رآمد‌ قرار د‌اد‌ه است. براساس تاکید‌ وزیر مشاور آموزش ملی فرانسه، کلیه مد‌ارس فرانسه برخورد‌ار از سیستم رایانه‌ای و اینترنت می‌باشند‌.

    آموزش فنی و حرفه‌ای

    د‌ر نظام آموزش فرانسه د‌انش‌آموزانی که از امکان اد‌امه تحصیلات د‌ر شاخه‌های اصلی تحصیلات عمومی برخورد‌ار نمی‌باشند‌، بین رد‌ه‌های سنی 25-16 سال قرارد‌اد‌ اشتغال به کار با یک کارفرما منعقد‌ می‌کنند‌. طبق این قرارد‌اد‌، حقوق و وظایف کارآموز مشخص شد‌ه و کارفرما بر صد‌ور مجوز حضور کارآموز د‌ر کلاس د‌رس طی ساعات آموزشی ملزم می‌گرد‌د‌ و از حقوق آموزشی، تعطیلات، بیمه و حقوق و مزایای کار و غیره کارآموزان بهره‌مند‌ می‌شود‌. محتوای د‌روس به صورت تئوری و عملی بین 33 تا 36 ساعت آموزش د‌ر هفته می‌باشد‌. علاوه بر مد‌ارس فنی و حرفه‌ای، کارآموزان تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش می‌توانند‌ د‌ر موسسات فنی و حرفه‌ای د‌وره‌های کارآموزی کشاورزی، صنعتی، خد‌ماتی، مهارتی و… را سپری کنند‌. کارآموزان باید‌ حد‌اقل 400 ساعت و حد‌اکثر 1500 ساعت آموزش سالانه را برای اخذ گواهینامه فنی سپری نمایند‌.

    آموزش معلمان

    الف- آموزش معلمین ابتد‌ایی

    استخد‌ام معلمان پیش‌د‌بستانی و ابتد‌ایی به د‌و صورت آزمون بیرونی و آزمون د‌رونی است که د‌ر آزمون بیرونی، معلمین با مد‌رک تحصیلی د‌یپلم د‌و سال د‌ر مراکز تربیت معلم آموزش می‌بینند‌ و با یک‌سال کارآموزی وارد‌ آموزش و پرورش می‌شوند‌. آزمون د‌رونی، برای معلمین د‌ارای سه سال تجربه تد‌ریس است که به استخد‌ام رسمی آموزش و پرورش د‌رمی‌آیند‌.

    ب- آموزش معلمین متوسطه

    معملین د‌وره‌های متوسطه باید‌ علاوه بر مد‌رک تحصیلی لیسانس، گواهینامه مهارت تد‌ریس را از کالج د‌اشته باشد‌. همچنین معلمین رشته د‌بیری د‌ر د‌انشگاه‌ها قرارد‌اد‌ خد‌مت د‌ه ساله تد‌ریس با د‌ولت منعقد‌ می‌کنند‌. ساعت تد‌ریس معلمان د‌وره سیکل یک 21 ساعت تد‌ریس د‌ر هفته، معلمین برخورد‌ار از گواهینامه تد‌ریس 18 ساعت تد‌ریس د‌ر هفته و برخورد‌ار از مد‌رک استاد‌ی 15 ساعت د‌ر هفته می‌باشد‌.آموزش ضمن خد‌مت نیز د‌ر طول سال تحصیلی برای معلمین به تناسب مقطع تحصیلی آنان پیش‌بینی و اجرا می‌شود‌.

    اصلاحات آموزشی

    اولویت اصلاحات آموزشی د‌ر 10 سال اخیر د‌ر فرانسه، تأکید‌ بر افزایش و توسعه رشته‌های فنی و حرفه‌ای و تمرکززد‌ایی د‌ر کشور می‌باشد‌. د‌ر فرانسه سیاست‌های آموزش ابتد‌ایی و متوسطه به عهد‌ه وزارت آموزش و پرورش، آموزش علوم کشاورزی به عهد‌ه وزارت کشاورزی، شیلات آموزش فنی وحرفه‌ای به عهد‌ه وزارت کار و آموزش ورزش به عهد‌ه وزارت جوانان و تربیت‌بد‌نی می‌باشد‌.

    بود‌جه آموزشی

    مسؤولیت تأمین حقوق معلمان، نظارت آموزشی و هزینه‌های آموزشی کشور به عهد‌ه د‌ولت فرانسه می‌باشد‌ اما مقامات محلی نیز تأمین هزینه‌های احد‌اث مراکز آموزشی و نظارت بر عملکرد‌ نظام آموزشی را برعهد‌ه د‌ارند‌. بود‌جه مد‌ارس از یک سو بر سهم د‌ولت و جوامع محلی با اخذ انواع مالیات و از سوی د‌یگر از محل هد‌ایا، شهریه تحصیلی مراکز شبانه‌روزی و فروش تولید‌ات کارگاه‌ها می‌باشد‌. نکته حائز اهمیت این است که بود‌جه آموزش‌های حرفه‌ای توسط کارفرمایان تأمین می‌شود‌. علاوه بر موارد‌ مذکور، د‌انش‌آموزان و د‌انشجویان با ارائه کارت شناسایی، از تخفیف‌های ویژه‌ای د‌ر خرید‌ لوازم‌التحریر، کتاب، حتی پوشاک و تغذیه و سرویس‌های ایاب و ذهاب (اتوبوس و...) برخورد‌ار می‌باشند‌.

    آموزش دوره ابتدایی در فرانسه

    در کشور فرانسه آموزش کودکان با دوره پیش دبستانی از 3 سالگی آغاز و سیکل 1 (1)نامیده می شود. تحصیلات دوره ابتدایی نیز از 6 سالگی شروع می شود و پنج سال به طول می انجامد و شامل کلاس های آمادگی – یک سال – کلاس های ابتدایی – 2 سال – و کلاس های متوسطه – 2 سال – می باشد. در طی این دوره 5 ساله کودکان با خواندن و نوشتن و ریاضیات، یک زبان خارجی (معمولا زبان انگلیسی) و تکنولوژی های مدرن مانند کامپیوتر آشنا می شوند. این دوره 5 ساله در چارچوب سیکل 2 و 3 (2)صورت می گیرد.

    دوره های دبستانی:

    آموزش دبستانی، اجباری، رایگان و خاص کودکان 6 تا 11 ساله است. مدت آموزش در این مرحله 5 سال است که به سه دوره تقسیم می شود:

    • دوره آمادگی (CP) (3) از 6 تا 7 سالگی (برابر با کلاس اول ابتدایی ایران)
    • دوره مقدماتی (CE1) (4) کلاس اول از 7 تا 8 سالگی (برابر با کلاس دوم ابتدایی ایران)
    • کلاس دوم (CE2) (5) از 8 تا 9 سالگی (برابر با کلاس سوم ابتدایی ایران)

    • دوره میانه:

    کلاس اول (CM1) (6) از 9 تا 10 سالگی (برابر با کلاس چهارم ایران)

    کلاس دوم (CM2) (7) از 10 تا 11 سالگی (برابر با کلاس پنجم ایران)

    برنامه های درسی دبستان:

    از سال 1995 میلادی برنامه‌های ملی جدیدی وضع گردید. در هر یک از این سطوح، برنامه آموزشی شامل 26 ساعت در هفته می باشد که در 9 نیم روز گنجانیده شده است. فعالیت های آموزشی بر حسب سه محور اصلی زیر که اوقات آموزشی در مدرسه را به سه بخش تقسم می کند، جهت داده می شوند:

    1- فرانسه (9 ساعت)، ریاضیات (5 ساعت)

    2- تاریخ، جغرافی، تعلیمات اجتماعی، علوم و فن‌آوری (4 ساعت)،

    3- آموزش هنری، جسمانی و ورزش (6 ساعت)

    آموزش زبان خارجی:

    از چه زمانی آموزش زبان خارجی در مدارس فرانسه آغاز می شود؟

    آموزش زبان خارجی در سال 2006 میلادی، از کلاس CE2 و در سال 2007 میلادی از کلاس CE1 آغاز شده است و تقریباً یک ساعت و نیم اختصاص به آموزش زبان خارجی دارد.

    آموزش دینی:

    از آنجا که مدرسه ملی فرانسه «لائیک» است، آموزش دین وجود ندارد مگر در سه دپارتمانHaut-Rhin، Bas-Rhin و Moselle که وضعیت خاص به‌جای مانده از گذشته را حفظ کرده‌اند.

    زنگ تفریح:

    میانگین زمان زنگ تفریح در مدارس ابتدایی، 15 دقیقه در نیمروز است

    مقررات درسی:

    مقررات دوگانه قانون مصوب سال 1975 مبین توجه به انطباق بیشتر آموزش با آهنگ خاص هر شاگرد می باشد:

    کودکانی که در پایان دوره آمادگی (کلاس اول دبستان) در دروس فرانسه و ریاضیات معلومات لازم را کسب نکرده باشند، نیز وارد کلاس اول دوره مقدماتی (کلاس دوم دبستان) می شوند و ضمن دنبال کردن برنامه این کلاس، به فراگیری دروس مذکور هم ادامه می دهند.

    در طی دوره مقدماتی (کلاس های دوم و سوم دبستان) شاگردانی که در درس های فرانسه و ریاضیات با مشکل مواجه هستند، می توانند روزی نیم ساعت جمعاً به مدت 2 ساعت در هفته، از آموزش تقویتی دروس مذکور استفاده کنند.

    به خاطر این تصمیمات و به لحاظ وضع بسیار انعطاف پذیر کلاس های مختلف از نظر ارتقاء کلاس، پیشرفت دانش آموزان بایستی بدون وقفه نمایان و یا حد اقل،دفعات تکرار کلاسی ادامه یابد.

    زندگی تحصیلی:

    انجمن اولیاء دانش آموزان در هر کودکستان و دبستان، از نمایندگان منتخب اولیاء تشکیل می شود. شورای مدرسه، از اجلاس مشترک انجمن اولیاء و شورای معلمان تشکیل می گردد و ریاست آن با مدیر مدرسه است. شورای مدرسه به صراحت در موارد زیر طرف مشورت قرار می گیرد:

    مقررات داخلی مدرسه، تشکیلات مربوط به مراقبت از کودکان، نحوه آگاهی دوجانبه و دریافت اطلاعات خانواده و معلمان از یکدیگر، نگهداری کودکان در خارج از ساعات کار مدرسه، ناهار خوری، فعالیت های مدرسه در محدوده ساعات رسمی و بعد از وقت مدرسه، و بالاخره وضعیت بهداشت.

    معلمان:

    در دبستان ها، معلمان مرد و زن به کار آموزش می پردازند. این معلمان در دانشسراهای مقدماتی تربیت شده اند. پذیرش در این دانشسراها، از راه انجام مسابقه ورودی که همه دیپلمه های متوسطه در آن حق شرکت دارند، صورت می پذیرد.

    • در زمینه ی نوآوری در تربیت حرفه ای معلمان، تصمیمات مهمی اتخاذ گردیده که از سال 1979 به مرحله اجرا در آمده است. تربیت این معلمان سه سال طول می کشد و مشتمل است بر:
    • یک سال آموزش پایه که در پایان آن دانشجو – معلمان، متعهد انجام خدمت دولتی می گردند.
    • دو سال آموزش تکمیلی که در بعضی قسمت ها با همکاری آموزش عالی انجام می شود. این دوره منتهی به دیپلم آموزش عمومی دانشگاهی و دیپلم معلمی می گردد.
    • دوره آموزشی سه ساله نامبرده شامل فعالیت های علمی و کارآموزی های متعدد است.

    آگاهی بیشتر در خصوص آموزش دبستانی در فرانسه

    الف - از چه سنی آموزش عمومی اجباری است؟ از سن 6 سالگی ثبت نام دانش آموز اجباری است و فقط دانش آموزانی می توانند از این امر استثنا شوند که بر اساس نظر کمسیون آموزش خاص تایید گردند.

    ب - دانش آموز در چه مدرسه ای می تواند ثبت نام کند؟ در یک مدرسه دولتی یا خصوصی ویا تعلیم در منزل. درمورد اخیرشخص باید از پیش شهرداری و بازرس آموزشی را مطلع نماید و همه ساله این امر باید تکرارشود زیرا دولت باید از وضعیت تحصیلی و سلامتی دانش آموز مطلع گردد.

    ج - چگونه باید ثبت نام نمود؟ مدارس دولتی در هر محله ای وجود دارد و شهرداری هر محله ای بر اساس وضعیت محل مسکونی و سطح کلاسی، دانش آموز را به نزدیک ترین مدرسه محل معرفی می کند.

    اقدام برای ثبت نام :

    از آنجا که مسئولیت ثبت نام دانش آموز به عهده شهرداری محل می باشد، شخص متقاضی به شهرداری محل مراجعه و با ارائه مدارک زیر، معرفی نامه ای را برای دانش آموز مورد نظر اخذ می نماید.

    مدارک لازم برای شهرداری: سند ازدواج یا برگه خانواده (le livret de famille)، کارت شناسایی یا فتوکپی شناسنامه فرزند، قبض تلفن یا برق که به نام شخص متقاضی باشد زیرا آدرس منزل مسکونی در این قبض ها نوشته شده و دلالت بر اقامت در آن محل دارد، و دفترچه واکسیناسیون.

    هنگامی که مدارک مورد نظر توسط شهرداری پذیرفته و تایید گردید. شهرداری معرفی نامه ای به شخص می دهد تا برای ثبت نام به مدرسه معرفی شده مراجعه نماید. گفتنی است که از ماه آوریل برای سال تحصیلی جدید می توان اقدام نمود و اگر دانش آموز نیاز به تغییر مدرسه نداشته باشد همه ساله نیاز به تکرار ثبت نام نیست.

    0

    ب- تاریحچه تغییرات آموزش و پرورش در ایران

    طی 120سال اخیر نظام آموزشی کشور ایران تعداد 10 بار تغییر نموده است که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره نمود.

    1- ایجاد دوره 3 ساله آموزشی متوسط (طی سال 1287 ش)

    2- تغییر دوره 3 ساله آموزش متوسط به 6 سال

    3- ایجاد دوره تعلیمات عمومی 12 ساله و ایجاد 6-3-3 (طی سال 93-92 12 ش)

    4- تقسیم دوره دوم متوسط به رشته های ادبی،ریاضی،طبیعی،خانه داری،کشاورزی و فنی بر پایه مصوبات شورای عالی فرهنگی (طی سال 35-1334 ش)

    5- افزایش دو رشته فنی و حرفه ای هنرستانی به دوره دوم متوسط (طی سال 1337 ش)

    6- تغییر مجدد نظام آموزشی کشور به سیستم 5-3-4(طی سال 46-1345)

    7- تثبیت دروه 4 ساله آموزش متوسط (طی سال 1355 ش)و...

    واقعیتهای تاریخی فوق نشانگر این است که در تغییرات اساسی در نظام آموزشی متوسط کشور ایران به دفعات مکرر اعمال گردیده که این خود به عدم ثبات نسل جوان منتهی گردیده است.

    از دلایل تغییر نظام آموزش و پرورش ایران می توان به جوانی جمعیت،کاهش نسبت فارغ التحصیلان دوره متوسط نظام قدیم به دانش آموزان ورودی سال اول آموزش به کمتر از 40 نفر از 100نفر،عدم سازماندهی که باعث بازمانده 8 درصد فارغ التحصیلان دیپلمه دبیرستانی از ورود به دانشگاه شد...

    2-مقایسه پایه های تحصیلی در دو کشور پاکستان و ایران

    الف-آموزش پیش دبستانی در کشور پاکستان

    مقطع آموزش پیش دبستانی در کشور پاکستان مدت زمان 6 ماه به طول انجامیده و از سن5سالگی آغاز می گردد.گفتنی است که کلیه برنامه های آموزشی و مراقبتی مراکز آموزش پیش دبستانی کشور پاکستان به صورت اجباری و رایگان به کلیه کودکان پاکستانی ارائه می گردد.مهدکودک از جمله اولین مکان های آموزشی کشور پاکستان به شمار می آیدکه کودکان را جهت آموزش و تربیت بدانجا می سپارند. پس از مهدکودک دوره آمادگی است، این مرحله از مراحل آموزش بمدت 1سال برای کودکانی که قصد ورود به مقطع ابتدایی را دارند در کودکستانها ارائه می گردد.گذراندن دوره آمادگی برای کودکان بین رده های سنی 4 تا 5 سال که قصد ورود به مقطع ابتدایی را دارند، الزامی است. چراکه والدین کودکان به هنگام ثبت نام کودکان خود در مدارس ابتدایی، ملزم به ارائه مدرک قبولی دوره آمادگی فرزند خود را می باشند.هدف از گذراندن این دوره، آشنایی کودکان با دروس، ضوابط، شرایط مدرسه و همچنین تقویت و پرورش قابلیت های فکری و روحی و اجتماعی آنان و نهایتا آماده سازی کودکان جهت ورود به مقطع آموزش ابتدایی است.این مقطع حدود2 درصداز بودجه نظام آموزش و پرورش را به خود اختصاص داده است.

    ب- آموزش پیش دبستانی در کشورایران

    - از جمله مهمترین اهداف مقطع آموزش پیش دبستانی می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

    1- رشد جسمانی،ذهنی،عاطفی و اجتماعی کودکان بر پایه اصول اخلاقی و مذهبی

    2- افزایش سطح تواناییها و استعداد کودکان

    3- آماده سازی و تربیت کودکان جهت درک مفاهیم علمی و ذهنی

    4- رشد و پوشش زبان فارسی هم سطح با زبانهای محلی

    5- حمایت از خانواده های کم در آمد در روند تربیتی و تحصیلی فرزندان

    6- تربیت کودکان در جهت اجرای اصول اسلامی در زندگی شخصی و اجتماعی

    7- افزایش قدرت جسمی و ذهنی،برقراری تعادل جسمی و افزایش مهارتهای پایه کودکان

    8- آموزش زبان فارسی در جهت تقویت ارتباطات و ابزارهای آموزشی کودکان اعم از خواندن نوشتن،شنیدن و حرف زدن

    9- این مقطع حدود1.5 درصد از بودجه نظام آموزش و پرورش را به خود اختصاص داده است.

    -آموزش ابتدایی پاکستان

    تحصیلات ابتدایی با یک دوره پنج ساله (Grades 1_5) از پنج سالگی آغاز می شود.آموزش عموماً و آموزش ابتدایی خصوصاً می تواند سنگ بنایی نامیده شود که عمارت آینده ی پیشرفت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی جامعه، برروی آن بنا می شود. آموزش ابتدایی در توسعه اجتماعی، نقش محوری دارد. به افراد کمک می کند تا ارزش ها و معیار های جامعه را حفظ کرده و آنها را بسازند. آموزش ابتدایی برای دختران به نسبت مهمتر می باشد، زیرا آنها مسئولیت اجباری تربیت آیندگان را دارند. برای اصلاح و بهبودی آموزش ابتدایی، طرحهایی چون بازسازی مدارس ابتدایی موجود در سرتاسر کشور را آغاز کرده است. مـراکز منبـع درسی معلمین نیز در مدارس با هزینه 500 میلیون روپیه درحال احداث می باشند. لایحه ای جهت اجباری نمودن آموزش ابتدایی در قلمرو مرکزی اسلام آباد تصویب شده است. بطور مشابه، لایحه هایی در استانهای پنجاب، سند و استان سرحد شمالی اجرا خواهد شد. این لایجه برای بلوچستان در حال جریان می باشد..این مقطع حدود4.27 درصداز بودجه نظام آموزش و پرورش را به خود اختصاص داده است.

    -آموزش ابتدایی ایران

    - از جمله مهمترین اهداف مقطع ابتدایی می توان به موارد ذیل اشاره کرد

    1- تربیت کودکان در جهت اجرای اصول اسلامی در زندگی شخصی و اجتماعی

    2- برقراری فضای مناسب آموزش جهت پیشرفت اخلاقی و اعتقادی دانش آموزان

    3- بهبود قدرت بدنی و جسمانی کودکان

    4- آموزش خواندن،نوشتن،محاسبه و برقراری معاشرت اجتماعی با سایر اعضای اقباء

    5- آموزش مسائل بهداشت فردی و گروهی

    6- این مقطع حدود37.5 درصداز بودجه نظام آموزش و پرورش را به خود اختصاص داده است.

    نکته: در کشور پاکستان بعد از مقطع ابتدایی نظام آموزشی به دو مرحله تقسیم می شود که تقریبا" شبیه به مقطع راهنمایی در نظام آموزشی ایران است و دانش آموزان دراین مقطع سه سال درس می خوانند Graeds)) مرحله دوم که تحصیل در دبیرستان هاستکه بعدا" توضیح می دهیم.که این مرحله6.69 در صد از بودجه کل کشور را به خود اختصاص داده اند

    - آموزش راهنمایی ایران

    از جمله مقطع آموزش راهنمایی می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

    1) افزایش توانایی اخلاقی و ذهنی دانش آموزان

    2) افزایش تجربیات و دانش عمومی دانش آموزان.

    3) شناسایی استعدادهای فردی و جهت دهی به چنین استعدادهایی از طریق تشویق جوانان با حضور در مراکز آموزش متوسط.

    4) این مقطع حدود 29.39 درصداز بودجه نظام آموزش و پرورش را به خود اختصاص داده است.

    - آموزش متوسطه پاکستان

    نخستین مدارس متوسطه پاکستان توسط بریتانیایی ها یا مبلغان مذهبی آمریکایی دایر گردید.

    مرحله دوم که تحصیل در دبیرستان هاست دو سال طول می کشد.در مجموع درپایان این دوره ها و بعد از گذراندن امتحانات دوره ده ساله دانش آموزان موفق به دریافت گواهی((SSC می شوند.پس از دریافت این گواهی دانش آموزان،می توانند مستقیما وارد کالج های وابسته به دانشگاه ها شوند یا این که با گواهی SSC دو سال دوره پیش دانشگاهی را بگذرانند و در مجموع پس از 12 سال تحصیل با شرکت در امتحانات نهایی برای دریافت مدرک دیپلم دبیرستان(HSC) توانایی خود را برای ورود به دانشگاه بیازمایند.آموزش متوسطه دارای گروه تحصیلی علوم انسانی، گروه آمادگی مهندسی و گروه آمادگی پزشکی است.ازجمله مهمترین دروسی که در گروه علوم انسانی تدریس می گردد می توان به دروس تاریخ،علوم اجتماعی،جغرافیا،روانشناسی،اقتصاد،انگلیسی،زبان اردو عربی،پنجابیو...اشاره کرد. این مقطع حدود2.13 درصداز بودجه نظام آموزش و پرورش را به خود اختصاص داده است.

    - آموزش متوسطه ایران

    از جمله اهداف آموزش متوسطه می توان به موارد ذیل اشاره کرد

    1) شاخه نظری:ارتقاء دانش عمومی و فرهنگی،شناسایی شایستگی های دانش آموزان و هدایت آنان به رشته های تحصیلی مورد علاقه در مراکز آموزشی متوسطه و آمادگی آنان جهت ورود به دانشگاه و مراکز آموزش عالی

    2) شاخه فنی و حرفه ای:هدایت دانش آموزان به رشته های تحصیلی مربوط اعم از (صنایع و خدمات –کشاورزی و...)

    3) خدمات کارودانش:تربیت کادر ماهر و نیمه ماهر (استاد کارم،سرپرست و سرکار گرد.

    آموزش پیش دانشگاهی

    4) این مقطع حدود27.76 درصداز بودجه نظام آموزش و پرورش را به خود اختصاص داده است.

    - آموزش پیش دانشگاهی در پاکستان

    دانش آموزان باگذراندن دوره‌ پیش‌ دانشگاهی‌‌2ساله موفق به دریافت

    گواهینامه(SSC) می شوند و.درمجموع‌ دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی، پس‌ از12سال‌ تحصیل‌ با شرکت‌ درآزمونهای نهایی‌ با دریافت‌ مدرک‌ دیپلم‌ متوسطهHSC))به آزمودن شانس‌ خود جهت ورود به‌ دانشگاه‌ می پردازند. . این مقطع حدود1.36 درصداز بودجه نظام آموزش و پرورش را به خود اختصاص داده است.

    -آموزش پیش دانشگاهی درایران

    مقطع پیش دانشگاهی جهت آمادگی دانش آموزان در ورود به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی طراحی می گردیده است.از جمله مهمترین برنامه های آموزشی مقطع مذکور می توان به 36 واحد مشترک آموزشی،در کلیه مدارس می باشد که دانش آموزان باید در یک سال تحصیلی باید طی کنند.. این مقطع حدود3.58 درصداز بودجه نظام آموزش و پرورش را به خود اختصاص داده است.

    3- چگونگی ارزشیابی مدرک تحصیلی دانشگاه پاکستان با ایران

    ردیف

    مدارک دولت پاکستان

    شرایط

    ارزشیابی

    1

    Bachlor

    2یا3 سال تحصلی در دانشگاه به همراه مدرک (SSC)یا پیش دانشگاهی (HSC)

    کاردانی

    2

    Bachlor

    الف)4 تا 5 سال تحصیل در دانشگاه در صورت داشتن مدرک دیپلم 12 ساله (HSC)

    ب)2 سال تحصیل در دانشگاه در صورت داشتن مدرک 1Mastr

    کارشناسی

    کارشناسی

    3

    M.phil

    این مدرک با داشتن مدرک کارشناسی

    ارشد

    4

    Ph.D

    این مدرک با مدرک M.phil

    دکترا

    Mastr: همان مدرک کاردانی به کارشناسی ایران می شود که با 2 سال تحصلی کاردانی مدرک کارشناسی داده می شود.

    4- بودخه و هزینه های آموزشی در ایران

    هزینه های جاری آموزشی و پرورشی

    سال

    پیش دبستانی

    سطح اول

    سطح دوم

    سطح سوم

    سایر سطوح

    توزیع نشده

    1990

    -

    2/33

    2/39

    6/13

    8/5

    2/8

    1994

    -

    7/27

    1/36

    22

    -

    6/14

    1995

    -

    29

    9/33

    9/22

    5/3

    6/10

    هزینه های عمومی آموزشی (بر مبنای میلیون ریال)

    بودجه

    سال

    بودجه سالیانه آموزش غیر رسمی

    1997

    200

    هزینه های عمومی آموزشی به عنوان درصدی از GNP به درصد

    1997

    9/3

    درصد سهم آموزش غیر رسمی

    1997

    5/2

    منبع:مرکز آمار ایران

    - مقایسه بودجه و هزینه های آموزشی ایران با پاکستان

    سهم بودجه

    ایران

    پاکستان

    تفاوت

    شباهت

    پیش دبستانی

    5/1%

    20%

    -پاکستان از نظر سهم بودجه بهتر از ایران است

    -1 سال در ایران و 6 ماه در پاکستان (زمان آموزش)

    در هر کشور مرحله آمادگی بعداً از این مرحله است

    سطح اول «ابتدایی»

    5/37%

    27/4%

    ایران بهتر از پاکستان از نظر سهم بودجه

    از نظر مقاطع آموزش شبیه هم اند

    سطح دوم

    راهنمای 39/29%

    مرحله اول 69/6%

    ایران بهتر از پاکستان از نظر سهم بودجه

    جدول نرخ افت تحصلی

    سطح سوم متوسط

    76/27%

    مرحله دوم 13/2%

    تفاوت در گرفتن نوع مدرک است

    از نظر تعداد سال تحصیل در این مقطع برابر اند

    پیش دانشگاهی

    51/3

    36/1

    در ایران 1 سال و در پاکستان 2 سال است

    در هر دو کشور دانش آموزان بعد از گذراندن این مرحله آماده ورود به دانشگاه می شوند

    نکته:

    ایران

    - سهم آموزش و پرورش از بودجه کل کشور و منابع دولتی معادل 2/4 از تولید ناخالص ملی است.

    - حدود 10 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف هزینه های سرمایه ای و 90 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف هزینه های چاری (حقوق پرسنلی)مصرف می شود.

    - 100 درصد منابع مالی و دولتی مطابق اصل 3 و 30 قانون اساسی آموزش رایگان و اجباری است.

    پاکستان

    - طبق آمار 1996 هزینه های چاری آموزش و پرورش مبلغ پانصد و هجده میلیون چهل هزار روپیه (518040000)معادل 2/4درصد از تولید ناخالص ملی است

    5- شیوه گزینش معلمان شیوه اداره مدرسه

    6- سطح سواد در دو کشور ایران و پاکستان

    7- سیاستهای آموزشی در دو کشور ایران و پاکستان

    الف- یاستهای آموزشی در کشور پاکستان

    از سال 1972، با طراحی برنامه آموزش همگانی توسط نخست وزیر، اولویت خاصی به سوادآموزی همگانی و برخورداری کلیه شهروندان از امکانات تحصیلی یکسان معطوف گردیده است. اما برای دست یابی به چنین امکاناتی سال ها وقت لازم است.در پاکستان هزاران مدرسه ابتدایی وجود داشته و هزاران مدرسه دیگر نیز توسط دولت به این تعداد افزوده گردیده است.سیاست اصلی آموزش کشور به برطرف سازی کمبود تعداد معلم تمرکز یافته است چراکه بسیاری از مدارس ابتدایی تنها به مسجد روستاها متصل بوده و از هیچ معلمی جز امام یا روحانی برخوردارنمی باشند.برخی از خانواده های روستایی نیز از حضور فرزندان خود در مدارس خودداری می نمایند.از جمله مهمترین سیاستهای آموزشی دولت پاکستان می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

    1- برقراری نظام آموزشی لیبرال دمکراتیک برپایه پلورالیسم سیاسی،رفاه اجتماعی،رفع تبعیض ملی، فرهنگی، مذهبی، جنسی و نژادی

    2- کاربرد زبان اردو بعنوان زبان رسمی و ارتباطی مراکز آموزشی کشور

    3-ـ تأمین آزادی بیان، قلم، اندیشه و آزادی تشکلهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و صنفی

    4-برقراری همکاری و همیاری های آموزشی میان اقوام مختلف کشور با توجه به برقراری احترام متقابل، برابری ملی و همزیستی مسالمت آمیز میان این اقوام

    5- برقراری همکاریهای آموزشی با ملتهای همجوار وسایر کشورها برمبنای مصوبات سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر

    6- احترام به سرمایه گذاران بخش خصوصی آموزش و برقراری اقتصاد آزاد در این حوزه

    7- فراهم سازی امکانات آموزشی، پرورشی و تفریحاتی برای نوجوانان و جوانان

    8- تاسیس اتحادیه ها و انجمن های دانشجویی و دانش آموزیی

    9- تشویق شهروندان پاکستانی به تحصیل به زبان اردو از دوره ابتدایی تا سطح عالی

    این در حالیست که در مناطقی که اکثریت مردم به زبانهای دیگری به عوض زبان اردو تکلم می نمایند، زبان اکثریت بعنوان زبان آموزشی مد نظر قرار می گیرد.

    10-گسترش برنامه های آموزش زبانهای ارتباطی بین المللی از سطح ابتدایی

    11- ریشه کن سازی بیسوادی

    12- احداث تأسیسات ورزشی و تربیتی در مراکز سطوح مختلف آموزشی با کیفیت مناسب

    13- اجباری و رایگان سازی برنامه های آموزش پایه تا پایان دوره تکمیلی متوسطه

    سیاستهای آموزشی دهه1990

    از جمله مهمترین سیاستهای آموزشی پاکستان طی دهه1990، می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

    1- خصوصی سازی مدارس ملی شده طی دهه 1970

    2- بهره گیری مجدد از زبان انگلیسی به عنوان زبان تدریس در برخی از مدارس خصوصی

    3- لغو قانون تدریس اجباری زبان اردو مصوب سال1970

    4- تأکید مداوم بر مطالعه علوم اسلامی و تاریخ ملی در برنامه های آموزشی

    5- حضور فرزندان طبقات پایین جامعه در مدارس خصوصی از دهه 1990

    8- افزایش توسعه آموزش حرفه ای کشور از سال 1994

    ب- سیاستهای آموزشی در نظام آموزشی ایران

    سیاست اصلی دولت ایران در حوزه آموزش همواره بر سیاست تمرکز زدایی متمرکز بوده و کلیه استانهای کشور مجاز به اعمال روشهای گسترش،تسهیل اصلاحات و یا اداره برنامه های مختلف آموزشی می باشند.از جمله سیاستهای دولت ایران در جهت نیل به هدف مذکور می توان: اعطائی قدرت اجرای بیشتر به استانها –استقرار سازمانها آموزش و پرورش نسبتاً مستقل در استانها –تعویض بسیاری از مسئولیت های وزارت مرکزی به سازمانهای مذکور.

    - از جمله سیاستهای آموزش کشور ایران پس از انقلاب اسلامی می توان به موارد ذیل اشاره کرد

    1- بازنگری و اصلاح ساختار برنامه ریزی و برنامه های آموزشی و روز آمد نمودن آنها

    2- تقویت و توسعه دوره ای تحصیلات تکمیلی و ارتقاء کیفیت علمی آن

    3- سازماندهی و نهادینه نمودن سیاستهای آموزشی استعدادهای خلاق در مراکز آموزش عالی و وضع مقررات و ضوابط ویژه آموزشی و پرورشی.

    4- تقویت ارتباط،همبستگی و تطابق میان نظام آموزش عالی،توسعه فناوری و بازار کار

    5- ارتقاء کیفیت آموزشی و.

    8- اصول و اهداف کلی آموزش و پرورش در دو کشور ایران و پاکستان

    الف- اصول و اهداف کلی آموزش و پرورش در پاکستان

    اصول و اهداف آموزشی

    از جمله مهمترین اصول و اهداف آموزشی کشور پاکستان می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

    1- آموزش علوم قرآنی و اصول اسلامی به عنوان جزئی از برنامه های پایه آموزشی

    2- آشنایی با نیازهای اولیه و اساسی آموزشی کودکان از نظر محتویات و ابزار آموزشی

    3- ارائه برنامه های جامع و جهانی آموزش ابتدایی با بهره گیری از تکنیکهای رسمی و غیر رسمی و فراهم سازی فرصت دوباره برای مردودین علمی با ایجاد آموزش پایه در سراسر کشور

    4- ارتقاء کمی و کیفی برنامه های آموزشی به ویزه آموزش پایه

    5- تضمین برخورداری متناسب و همسان دانش آموزان دختر و پسر از برنامه های آموزش متوسطه

    6- توسعه آموزش فنی و حرفه ای به منظور تأمین کادر انسانی ماهر، متخصص و خلاق

    7- اتخاذ چارچوب سیاستگزاری آموزشی در روند برنامه ریزی و توسعه برنامه های آموزش معلمان اعم از برنامه های آموزشی ضمن خدمت و پیش از خدمت

    8- ارتقاء کیفی برنامه های آموزش عالی به واسطه تبعیت از فرایندهای آموزشی و تحقیقاتی در راستای استانداردهای بین المللی

    9- کسب برتری در رشته های خاص آموزش عالی به واسطه ارائه علوم مدرن دانشگاهی و احداث مراکزی جهت پرداختن به مطالعات و تحقیقات آموزشی

    10- تشویق و ترغیب بخش خصوصی به حمایت از دانش آموزان بی بضاعت و ارائه برنامه های آموزشی رایگان به آنان

    11- عمومی سازی فرایند اطلاع رسانی به کودکان به منظور آماده سازی آنان جهت برخورداری از نسل پیشرفته و تأکید بر نقش کامپیوتر و تکنولوژی اطلاعاتی در فرآیند برنامه ریزی آموزشی

    12- تعمیم همگانی برنامه های آموزش پایه و تضمین دسترسی کلیه شهروندان پاکستانی به ویزه کودکان به این قبیل برنامه ها به صورت رایگان

    ب- اصول و اهداف کلی آموزش و پرورش در ایران

    1) تشریح اصول و فرهنگ اسلامی و شیعی بر پایه قرآن کریم،سنت پیامبر (ص) و سیره اهل بیت

    2) پیشبرد برسی و تحقیقات علمی با توجه به امکانات علمی،فنی،فرهنگی

    3) ارتقاء علم و تکنولوژی جهت توسعه علمی و فنی کشور به ویژه در زمینه های کشاورزی صنعتی،نظامی

    4) ارتقاء دوره های آموزشی فشرد همگانی

    5) تامین عدالت اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی در میان کلیه شهروندان

    6) رعایت قوانین و مقررات و گسترش فضایل اخلاقی در جامعه

    9- اولویتها و علایق آموزشی در دو کشور ایران پاکستان

    الف-اولویتها و علایق آموزشی در پاکستان

    از جمله مهمترین اولویتها و علایق آموزشی کشور پاکستان می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

    1- جهانی سازی برنامه های آموزش ابتدایی در راستای کاهش نرخ افت تحصیلی و برطرف سازی نیازهای آموزشی پایه تا سال 2010

    2- ارتقاء نرخ سواد آموزی تا میزان55% در سال 2003 و 70% تا سال 2010 به واسطه معطوف داشتن توجه به آموزش گسترده بزرگسالان

    در این راستا،کمیته سواد آموزی نخست وزیری، عهده دار مسوولیت اجرای طرحی تحت عنوان حرکت ملی سوادآموزی با همکاری استانهای مختلف کشور گردیده است.

    3- معطوف داشتن توجه عمده بر مساله سوادآموزی زنان در کلیه نقاط روستایی و شهری از طریق ارائه برنامه های ویزه آموزشی در راستای نیل به سیاست دسترسی برابر و همگانی به امکانات آموزشی و کاهش نرخ بی سوادی در سراسر کشور

    4- ارتقاء کیفی برنامه های آموزشی با تأکید بر نقش معلمین در فرآیندهای یادگیری از طریق امروزینه سازی برنامه ها وکتب درسی، افزایش امکانات وابزار آموزشی و معرفی علوم جدید درکلیه سطوح آموزشی

    5- تشویق و ترغیب بخش خصوصی به مشارکت در برنامه های آموزشی و صدور مجوز فعالیت آموزشی به آنان

    6- بهادادن به مقام معلمین در جامعه و به ارتقاء شغلی و موقعیت

    ب- اولویتها و علایق آموزشی درایران

    از جمله مهمترین اولویتها و علایق آموزشی می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

    - تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی (طی سال 1986) جهت اصلاح اهداف و ساختار نظام آموزشی بر پایه استراتژیهای جدید انقلاب اسلامی

    1- اصلاح اهداف اصلی مقطع آموزش ابتدایی از طریق بازنگری در برنامه های آموزشی تحصیلی تجدید مدت زمان تحصیلی

    2- ارایه کارنامه تحصیلی کامپیوتر

    3- بهره گیری از رسانه های جمعی در مراکز آموزشی

    4- اصلاح ساختار و سازماندهی آموزشی

    5- بهره برداری از تحقیقات در تصمیم گیری های آموزشی

    10- قوانین آموزش و پرورش در دو کشور ایران و پاکستان

    الف- قوانین آموزش و پرورش در پاکستان

    از جمله مهمترین قوانین آموزشی کشور پاکستان می توان به قانون مصوب سال 1973در خصوص تضمین فراهم سازی امکانات برابر آموزشی برای کلیه شهروندان پاکستانی بدون توجه بر محدودیتهای جنسیتی، آرمانی ‌و نژادی اشاره نمود.علاوه بر این در بند 37 قانون اساسی کشور بر اجرای دستورات ذیل تاکید گردیده است:

    1- دولت ملزم به ارتقاء بخشی به مصالح اقتصادی و آموزشی کشور به ویزه مناطق دور افتاده و محروم جامعه می باشد.

    2- ریشه کن سازی بی سوادی و ارائه آموزش رایگان و اجباری در حداقل زمانی ممکن

    3- فراهم سازی قابلیت دسترسی آسان کلیه شهروندان پاکستانی به امکانات آموزش فنی و حرفه ای و آموزش عالی

    4- افزایش مدت زمان آموزش ابتدایی تا سال 2010 به موجب تقویت قانون آموزش اجباری

    ب- قوانین آموزش و پرورش در ایران

    از جمله مهمترین قوانین آموزشی و پرورشی می توان به موارد ذیل اشاره کرد

    1) قانون برنامه دوم 5 ساله (99-1995) که بر ارائیه دوره های آموزشی رایگان و اجباری تا پایان مقطع آموزشی راهنمایی،تعهدات وزارت آموزش و پرورش در جهت مشارکت با سازمان نهضت سواد آموزی و آموزش کلیه کودکان و افراد بیسواد زیر و در سنی 40 سال تاکید دارد.

    2) قانون مشارکت وزارت آ.پ مصوب 1992 که بر مشارکت وزوار آ.پ با سایر وزارتخانه ها جهت استفاده از امکانات آنان در اجرای فرامین صادره از مجلس تاکید دارد.

    3) قانون تاسیس مدارس غیر انتفاعی مصوب 1998 که به تاسیس و مدیریت مراکز آموزشی با مشارکت مردمی انجامید.

    4) قانون تاسیس مدارس ویژه بزرگسالان و مدارس نمونه مردمی مصوب 1993 که به فراهم نمودن امکان ادامه تحصیلات برای کلیه سطوح جامعه تاکید دارد.

    5) لایحه اصلاحی شواری آموزش مصوب 1993 که بر مشارکت غیر متمرکز مردمی تاکید دارد

    11- قوانین آموزشی و پرورش

    از جمله مهمترین قوانین آموزشی و پرورشی می توان به موارد ذیل اشاره کرد

    1) قانون برنامه دوم 5 ساله (99-1995) که برارائیه دوره های آموزشی رایگان و اجباری تا پایان مقطع آموزشی راهنمایی،تعهدات وزارت آموزش و پرورش در جهت مشارکت با سازمان نهضت سواد آموزی و آموزش کلیه کودکان و افراد بیسواد زیر و در سنی 40 سال تاکید دارد.

    2) قانون مشارکت وزارت آ.پ مصوب 1992 که بر مشارکت وزوار آ.پ با سایر وزارتخانه ها جهت استفاده از امکانات آنان در اجرای فرامین صادره از مجلس تاکید دارد.

    3) قانون تاسیس مدارس غیر انتفاعی مصوب 1998 که به تاسیس و مدیریت مراکز آموزشی با مشارکت مردمی انجامید.

    4) قانون تاسیس مدارس ویژه بزرگسالان و مدارس نمونه مردمی مصوب 1993 که به فراهم نمودن امکان ادامه تحصیلات برای کلیه سطوح جامعه تاکید دارد.

    5) لایحه اصلاحی شواری آموزش مصوب 1993 که بر مشارکت غیر متمرکز مردمی تاکید دارد.

    12- ساختارنظام آموزشی در دو کشور ایران و پاکستان

    الف- ساختارنظام آموزشی در پاکستان

    کشور پاکستان بر5ایالت (سند، پنجاب، NWFP، استان شمالی غربی و بلوچستان) مشتمل می گردد که هریک از نظام پارلمانی برخوردارمی باشند.قلمروهای دیگر کشور(حکومت ائتلافی مناطق شمالی FANA وحکومت ائتلافی مناطق تریبالFATA) نیز تحت حاکمیت دولت ائتلافی قراردارند.طی سال1973،توافقاتی بر برنامه های آموزشی و پرورشی با دولت پاکستان بوده وکلیه مراکز آموزشی مستقردرنواحی مختلف کشور تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش فعالیت دارند.وزارتخانه فوق با همکاری ادارات کل آموزش و پرورش استانها به اجرای سیاستهای آموزشی در سراسرکشور مبادرت می نماید.گفتنیست که در این راستا،هر استانی به چند بخش،منطقه و حوزه تقسیم می گردد.درجهت نیل به اهداف مدیریت آموزشی، نظام آموزشی مبتنی بر3مقطع آموزش مقدماتی(ابتدایی)،آموزش متوسطه و آموزش عالی طراحی گردیده است.این در حالیست که در استانهای پنجاب و PWFPنظامات آموزشی جداگانه ای اعمال می گردد.طی سال1981،کمیته آموزش ملی سوادآموزی به منظور انجام تحقیقاتی درخصوص نرخ باسوادی درکشور و توسعه طرحهای سوادآموزی و آموزش غیر رسمی متناسب با اهداف شهروندان پاکستانی تشکیل گردید.در این راستا همچنین،شورای ملی هماهنگی آموزش جمعی و سوادآموزی طی سال 1983تأسیس گردید. گفتنی است که شورای مذکوربزرگترین سازمان هماهنگ کننده برنامه های آموزش همگانی کشور به شمار می آیدکه ریاست آن برعهده شخص رییس جمهور است.لازم به ذکراست که درحال حاضر،شورای مذکوربه کمیته سوادآموزی نخست وزیری تغییر نام داده و عهده دار مسوولیت ارتقاء نرخ سواد در میان شهروندان پاکستانی است.طی سال 1979، با تشکیل آکادمی برنامه ریزی و مدیریت آموزشی، پیشنهاد حضور برنامه ریزان،مدیران، بازرسان آموزشی و معلمین در دوره های آموزشی مطرح گردید.این آکادمی به عنوان سازمان مستقل وزارت آموزش و پرورش پاکستان فعالیت نموده وعهده دار مسوولیت جمع آوری آمار و اطلاعات آموزشی، عرضه آموزش پیش از خدمت به معلمین، مدیران و طراحان آموزشی درسطوح مختلف آموزشی، تشخیص و ارزیابی پروژه های گوناگون براساس تکنیکهای مدیریتی،ارائه برنامه های آموزش ضمن خدمت به مدیران و طراحان آموزشی در راستای توانمند سازی آنان در برنامه های مدیریتی و بهره گیری از کامپیوتر و سایر امکانات تکنولوزیک در حوزه آموزش، ارائه خدمات کارشناسی به ادارات آموزش و پرورش استانها و دیگرمؤسسات آموزشی کشور می باشد.

    ب- ساختار نظام آموزشی در ایران

    از نظر ساختار نظام آموزشی در ایران می توان گفت که نظام آموزشی ایران به پنج مقطع آموزشی:پیش دبستانی"ابتدایی"راهنمایی"متوسطه"پیش دانشگاهی" تقسیم شده که توسط دولت مرکزی اداره می شود که در مراتب بالا توضیح داده شده و جدیدا" سیاستهایی را در جهت غیر متمرکز کردن نظام آموزشی به اجرا گذاشته اند.

    0
    چکیده:
    در این مقاله به بررسی نقاط قوت و نقاط ضعف هر یک از نظام های آموزشی ایران و کره ی جنوبی پرداخته شده است.هدف از این مقایسه شناسایی این نکات در آموزش و پرورش هر یک از این کشور هاست. همچنین در این مقاله به تشریح هریک از مقاطع تحصیلی دو کشور پرداخته شده است.آموزش معلمن نیز یکی دیگر از مواردی است که بیان شده است.قابل ذکر است تا جای ممکن به بیان شباهت ها و تفاوتهای دو نظام آموزشی نیز پرداخته شده است.آموزشهای رسمی و غیر رسمی دو سیستم آموزشی یکی دیگر از مواردی است که در این مقاله به ذکر آنها پرداخته ایم. باشدکه با بررسی هربخش از این نظام ها سعی در ارائه ی راه حل های پیشنهادی در رابطه با سیستم آموزشی کشور خودمان داشته باشیم.در پایین این نکته قابل ذکر است که هدف مشترک آموزش در کره خدمت و وفادار ی به جامعه و دولت است.

    کلید واژه: آموزش ابتدایی,آموزش معلمین,اهداف آموزش و پرورش,ضمن خدمت معلمان,آموزش عالی,آموزش بزرگسالان

    مقدمه:
    آموزش یکی از اصل های مهم در هر جامعه و کشوری بوده است.در واقع می توان گفت هر کشوری آنرا به عنوان اصلی مهم در پیشرفت و ترقی کشورشان مد نظر قرار می دهند.امروزه از طریق مسایل ارتباط جمعی و رسانه های مختلف از سیستم آموزش و پرورش کشورهای مختلف آگاه می شویم.حال ما باید با به دست آوردن اطلاعات در مورد نظام های آموزشی مختلف می توانیم به بررسی نظام آموزشی سرزمین خود پرداخته و ضعف ها قوت های آن را شناسایی کرده و متعاقبا سعی در از بین بردن ضعف ها تا جای ممکن و تقویت هرچه بیشتر نقاط مثبت داشته باشیم.هدف از نوشتن این مقاله شناخت بخش های ضعیف و قوی سیستم آموزشی ایران و ارائه ی راه حل های مناسب جهت کمرنگ کردن قسمت های ضعیف و توسعه بخشیدن به بخشهای مثبت این نظام است.از آنجا که سیستم آموزش و پرورش در ایران وظیفه ی تربیت نیروی انسانی جهت خدمت و آبادانی سرزمین خود است لذا این مهم برعهده ی سازمان ها و نهادهایی از جمله:مدارس,مؤسسات آموزش عالی(دولتی یا خصوصی),سایر مراکز علمی,کتابخانه ها و... گذارده شده است.

    تحکیم بنیان ها و ساختار نظام آموزشی موجب ارتقاء کیفی و کمی تعاملات اجتماعی,اقتصادی و سیاسی در داخل و موجب صلح و توسعه ی پایدارو آینده ای همراه باامید برای جامعه ی بشری در ابعاد بین المللی و ساختار روابط بین الملل است.در این بین هزینه های سنگین آموزش و پژوهش و محدودیت منابع و امکانات در کشور های در حال توسعه ی اقتصادی,توان این گروه از کشورها را برای شرکت در عرصه ی رقابت علمی,در نتیجه سیاسی,اقتصادی و فرهنگی را از آنها سلب کرده است.همین موضوع محاسبات دقیق و هوشیارانه ی هزینه فایده را برای مدیریت و برنامه ریزی این فعالیت ها ضروری می سازد. مطالعه ی سوابق و سیر تحولات نهادهای آموزشی,رسالت,اهداف و کارکرد آنها,خصوصا در سطح حوزه ی آموزش عالی,از آنچه هست تا آنچه باید باشد,قدمی کوچک برای تبیین جایگاه و اهمیت آموزش به طور اعم و به طور اخص زمینه و فرصتی مناسب برای بازنگری و تعریف مجدد رسالت,اهداف و کارکرد نظام آموزش عالی و یافتن ایده های نو در این باره است.

    کره ی جنوبی:
    کره ای ها به صورت سنتی به آموزش به عنوان ابزاری جهت موفقیت شخصی و پیشرفت اجتماعی اهمیت زیادی می دهند.با تأسیس جمهوری کره ی جنوبی در سال 1948 دولت شروع به ایجاد یک نظام آموزشی مدرن نمود و در سال 1953 دوره ی 6 ساله ی ابتدایی را اجبار کرد.امروزه کره یکی از بالاترین درصدهای سواد را در جهان دارا می باشد که وجود مردم تحصیل کرده ی کره به عنوان عمده ترین منبع رشد سریع اقتصادی این کشور در طی سه دهه ی گذشته بوده است.روشهای آموزشی کره ممکن خیلی ساده باشند ولی از طریق آموزش آداب معاشرت و اخلاق,باعث ایجاد رفتار های متین اجتماعی در مردم شده اند.این آموزشها حس تعلق و هویت در گروه ها را به مردم می آموزند.
    تاریخچه ی آموزشی:
    یک ضرب المثل کره ای است که می گوید:حتی بر روی سایه ی معلم خود نیز نباید قدم گذاشت.این ضرب المثل نشان دهنده ی احترام فوق العاده ایست که کره ای ها برای معلم قائل هستند. با وجود تغییرات زیادی که در نظام آموزشی کره ایجاد شده است و به سمت مدرنیته پیش رفته است ولی باز بسیاری از سنت های قدیمی هنوز پابرجا مانده اند و جایگاه خود را حفظ کرده اند. عموما اهمیت زیادی که کره ای برای آموزش قائل هستند امری بدیهی است.طبق متون تاریخی باستان,آموزش رسمی در کره طی دوران سه پادشاهی (از 57 سال پیش از میلاد تا سال 668) تحت تأثیر نظام آموزشی چین بوده است.سپس در سال 372 میلادی مؤسسه ی دولتی آموزشی عالی به نامTAEHAK (آکادمی ملی کنفسیوس) در زمان پادشاهی GOGURYEO(37 سال پیش از میلاد تا 668 میلادی)تؤسیس گردید.
    در سال 682 در دوران پادشاهی SILLA (57 سال پیش از میلادتا 935 میلادی)سیستم تربیتی منحصر به فردی تجت عنوان HWARANGDO(رویش گلهای جوان)ایجاد گردید تا جوانان نخبه ی اشراف را آموزش دهند.نهادینه شدن خدمت دولتی در نیمه ی قرن دوم الگوی رفرم آموزشی را ایجاد نموده و نقش آموزشی را به سوی آماده نمودن افراد جوان جهت خدمت عمومی سوق داد.با تؤسیس دانشگاه فعلی در سال 992 توسط GORYED که در پایتخت بود,دولت مرکزی شروع به گسیل کردن دانشمندان به نواحی استانی کرد تا آموزش جهت ساکنان محل را به اجرا در آورد.در سطح آموزش متوسط نیز,دو نوع مدرسه وجود داشت: HAKDANG:در پیتخت HANYANG(سئول امروزی) HYANGGYO: در مناطق روستایی
    مدارس خصوصی که SEODANG خوانده می شوند آموزش ابتدایی را برعهده داشتند.
    ظهور مدارس مدرن:
    گروهی از دانشمندان جوان گرد هم آمدند تا راه های علمی را جست و جو کنند که برای مدرنیزه کردن کشور از دانش آکادمیک استفاده کنند اما کار آنان در جوامع محافظه کار آن زمان سرخورده شد.آنان می خواستند دانش را به صورت کاربردی در تاریخ,سیاست,علوم طبیعی و انسانی مورد استفاده قرار دهند.و سعی می کردمد از تجارت کشور چین که خود از تماس با غرب آموخته بودند درسهایی بگیرند.EWHAHAKDA که در سال 1886 توسط گروه مبلغ متدیست پایه گذاری شد نخستین مدرسه ی دخترانه ی کره ای بود.اگرچه تعداد مدارس عمومی طی دوران استعماری افزایش چشمگیری داشت,آموزشهای ارائه شده توسط این مدارس بسیاری از خواسته های روبه رو شده ی کره ای ها بود.خدمت های آموزشی محدود به تعداد محدودی از کره ای ها بود.مثلا مدارس ابتدایی تنها 30% تمامی کودکان سن مدارس مدرسه را پوشش می داد و تنها یک دانش آموز از 20 دانش آموز در دبیرستان ثبت نام می کردند.همچنین تعداد بسیار کمی از کره ای ها می توانستند در کالج تحصیل کنند.
    دوران پس از استقلال:
    آزاد سازی کره از اشغال ژاپن درسال 1945 نقطه ی عطفی در تاریخ آموزش کره بود.زمانی که کشور در حال گذار از فرمانروایی به دموکراسی بود,مهمترین نگرانی فراهم کردن امکانات آموزشی مساوی برای همه ی مردم بود.باوجود تخریب های گسترده و مشکلات اقتصادی ایجاد شده توسط جنگ کره ,این کشور قادر به محو تقریبا کامل بی سوادی گردید.52 سال پس از آزاد سازی تعداد مدارس از 3000 به 19887 و تعداد دانش آموزان از 1.5 میلیون به 11.7 میلیون(حدود یک چهارم کل جمعیت) افزایش یافت.امروزه به هر کودک در سن ابتدایی آموزش مجانی مطابق با سیستم آموزشی اجباری داده می شود.البته همراه با این توسعه مشکلاتی نیز از قبیل کاهش کیفی آموزش پیش آمد.اما معلمان کره ای سعی در بهبود دوره ها و روشهای آموزشی داشتند.که نتیجه ی آن لغو امتحان ورودی مقطع مقدماتی متوسطه طی سال 1968 بود.پنج سال بعد نیز دانش آموزان ابتدایی که به مدرسه ی راهنمایی می رفتند از 55 به 75 درصد افزایش یافتند.
    اصلاحات آموزشی نیز با شناخت نیازها بهعنوان منشور آموزشی ملی در سال 1968 اعلام شد.این منشور بر تعادل بین سنت و توسعه و نیز نیازهای فردی و نیازهای ملی تأکید داشت.در دهه ی 1970 نیز مدیرنیزه بودن به صورت سریع اتفاق افتاد و آموزش فنی مورد توجه زیادی قرار گرفت و نیاز به تکنیسینها افزایش یافت.اما این صنعتی شدن شکاف غیرقابل انکاری میان توسعه ی شهری و روستایی به بار آورد.جنبش جدید جامعه نیز که توسط دولت پارک چونگ هی آغاز شد کشاورزان را یاری کرد تا استانداردهای زندگی خود را از طریق درجه ی اعتماد به نفس,تلاش و همکاری متقابل بهبود بخشید.تلاشهایی نیز انجام گرفت که در حوزه ی آموزشی در اوایل دهه ی 1970 باعث توسعه ی مدارس ابتدایی و راهنمایی گردید.این پروژه هدفهاایی داشت از آن جمله,بهبود بخشیدن به کیفیت برنامه های ابتدایی و راهنمایی از طریق بازنگری اهداف آموزشی,دوره های آموزشی و روشهای آموزشی بود.
    یک کمیته نیز درسال 1972 مسئول رفع مشکلات دانشگاه ها شد. این پژوهش ها نیز منجر به معرفی برنامه ی آموزشی باخ هدف تقویت آموزش حرفه ای در مؤسسات منتخب گردید و هدف آن آماده کردن بهتر دانشجویان کالجها برای آینده در یک جامعه ی صنعتی در حال تغییر سریع و تکنولوژی مدار بود.یکی دیگر از دستاوردهای این دوران تشکیل شکل جدیدی از آموزش به عنوان آموزش مکاتبه ای بود.که هدف آنان فراهم کردن موقعیت آموزشی دبیرستانی یا دانشکده ای برای کارگران و بالغین تمامی سنین یود.در سال 1981 دولت یک امتحان ورودی را برای فارغ التحصیلان دبیرستانی که در حال ورود به کالجهای یا دانشگاه قرار داد.نمرات کتبی به همراه رکوردهای دبیرستان دانش آموزان صلاحیت یک دانش آموز را برای نامنویسی در یک دانشکده یا دانشگاه مشخص را معلوم می کند.در این صورت دیگر دانشگاه ها آزمون ورودی را برگزار نمی کنند.

    ساختار آموزشی:
    سیستم مدرسه ای در کره پیرو یک الگوی نردبانی 4-3-3-6 می باشد که متشکل از مدرسه ی ابتدایی(کلاسهای اول تا ششم),راهنمایی(کلاسهای هفتم تا نهم),دبیرستان(کلاسهای نهم تا دوازدهم),و کالج دو ساله, کالج و دانشکده می باشد.در ایران نیز ساختار آموزشی آن شامل:آموزش پیش دبستانی,آموزش ابتدایی,آموزش راهنمایی,آموزش متوسطه(شاخه ی نظری,شاخه ی فنی حرفه ای,شاخه ی مهارتی(کاردانش)),دوره ی یکساله ی پیش دانشگاهی و آموزش عالی(دانشگاه ها و دانشکده ها)است. آموزش ابتدایی در کره به گونه ای است که شش سال آموزش اجبار ی را شامل می شود که به کودکان بین 6 تا 11 سال ارائه می شود.در ایران نیز مشتمل بر یک دوره ی آموزشی 5 ساله ویژه ی کودکان 6 تا 11 سال است. مدارس راهنمایی در کره سه ساله ی آموزشی از سنین 12 تا 14 سال و در ایران نیز سه سال ویژه ی دانش آموزان سنین 11 تا 14 سال می باشد. دبیرستان نیز در کره سه سال آموزشی است که به دانش آموزان 15 تا 17 ساله ارائه می شود و شامل دو گروه عمومی و حرفه ای است.و در ایران نیز این مقطع سه سال بوده و به شاخه ی نظری ,فنی حرفه ای و مهارتی(کاردانش)تقسیم می گردد. سپس فارغ التحصیلان دبیرستان های کره می توانند جهت ادامه ی تحصیل به کالج دو ساله یا یک کالج یا دانشگاه بروند.همچنین مدارس خاصی نیز جهت آموزش ابتدایی و راهنمایی ناشنوایان,نابینایان و سایر معلولان وجود دارد.دوره ی پیش دانشگاهی در ایران یک دوره ی یک ساله است و ویژه ی دانش آموزانی است که مقطع متوسطه را به اتمام رسانیده اند و قصد ورود به دانشگاه ها را دارند.
    - در سیستم آموزشی کره دبیرستانهای مکاتبه ای در گروه عمومی و دبیرستانهای کشاورزی,تجاری,ماهیگیری و تکنیکی در گروه حرفه ای جای دارند.ولی تعداد محدودی از مدارس نیز که جامع خوانده می شوند.هردو نوع آموزش را ارائه می دهند.همچنین دبیرستان های علوم و هنر و زبان خارجی و ورزشی نیز در گروه دبیرستانهای اختصاصی قرار دارند.
    - در سیستم آموزشی ایران نیز آموزش نظری شامل رشته های ادبیات و علوم انسانی,ریاضی-فیزیک و علوم تجربی می باشد که جمعا شامل 96 واحد درسی است.شاخه ی فنی و حرفه ای نیز یک دوره ی سه ساله است که شامل 96 واحد درسی در رشته های صنایع,کشاورزی,خدمات برق,مواد,صنایع کشتی رانی,کشاورزی,هنر,مدیریت,اقتصاد داخلی,مالی و اداری است که در پایان گواهی نامه ای جهت احراز شغل مناسب ارائه می گردد.شاخه ی مهارتی(کاردانش) نیز ملزم به گذراندن 49 واحد عمومی جهت اتخاذ مدرک کلاس اول و پس از آن 96 واحد درسی می باشد.که هدف این دوره, آموزش و تربیت نیروی کاری ماهرو نیمه ماهر در حوزه های خدمات و کشاورزی است.

    و به طور کلی ساختار نظام آموزشی کره به شرح زیر است:

    - آموزش پایه:
    ابتدایی: مدت زمان دوره:6 سال و بین سنین 6 تا 12 ساله
    مقدماتی متوسطه: مدت زمان دوره:3 سال و بین سنین 12 تا 15 ساله
    - آموزش تکمیلی متوسطه:
    نوع مدارس:دبیرستان های آکادمیک
    مدت دوره:3 سال و بین سنین 15 تا 18 ساله
    - آموزش فنی حرفه ای:
    نوع مدارس:هنرستان های حرفه ای
    مدت دوره:3 سال و بین سنین 15 تا 18 ساله
    v پس از پایان این مقطع مدرک دیپلم اعطاء می گردد

    سیاست های آموزشی:
    دولت کره به مدت چند سال طرح باز بینی نظام آموزشی را اجرا کرد.این ایده های ارائه شده عبارت بودند از: طراحی برنامه های جدید درسی که به دانش آموزان و مدارس انتخاب بیشتری در گزینش دوره ها می دهد. مطالعه ی زبان خارجه در سنین پایین معرفی برنامه های آموزشی مدنی جهت مقابله با افزایش محسوس در جنایات,عدم صداقت و مشکلات انضباطی دانش آموزان ایجاد شورا های مدارس به سبک PTA جهت دخالت دادن والدین و رهبران جوامع محلی در نظارت بر عملکرد مدارس منطقه ی تحت پوشش خود برگزاری کلاسهای آموزشی بزرگسالان با دوره های انتخابی فوق العاده به عنوان آلترناتیوی بر تدریس خصوصی توسعه ی امکانات,مدرنیزه سازی مدارس و کاهش نرخ دانش آموزی مراکز آموزشی تجهیز مدارس کشور به سیستم های جدید کامپیوتری جهت اجازه ی دسترسی همگانی به اینترنت اعطای خود مختاری بیشتر به دانشگاه ها و دانشکده ها به ویژه در طراحی برنامه ها و سطح مختلف آموزشی
    در این باره سیاست آموزشی ایران همواره بر سیاست تمرکز زدایی استوار بوده است.کلیه ی استان های کشور مجاز به اعمال روشهای گسترش,تسهیل اصلاحات ویا اداره ی برنامه های مختلف آموزشی می باشد.
    سیاست های اخیر آموزشی:
    از سال 1997 تا 1999 با یک پروژه ی سه ساله بر اساس برنامه های عصر اطلاعات برای مدارس ابتدایی و دبیرستان یک سیستم آموزشی باز با هدف ایجاد پتانسیل خلاق برای قرن 21 به اجرا رد آمد.در این پروسه تمامی مدارس باید تا سال 1999 تحت افزار های لازم و دسترسی به اینترنت تا سال 2000 مجهز گردند.تا سال 2000 افزایش تعداد کاربران محیط ارتباط اطلاعاتی از طریق ساخت شبکه ی الکترونیک و اتصال به اینترنت درتمامی مدارس ابتدایی و دبیرستان اجرا می شود.اطلاعات از طریق اینترنت جمع آوری خواهند شد تا توانایی تحقیق را افزایش دهند و خلاقیت دانش آموزان شریک کند وشبکه به وسیله ی معلمان به کار خواهد افتاد.کارایی آموزش و تعلیم را افزایش دهد.جهت آمادگی برای جامعه ای که دارا ی سطح اطلاعات بالایی هستند,195 کلاس درس مجهز به مولتی مدیا در 16 دفتر آموزشی شهری و استانی و 180 دفتر منطقه ای آموزش خواهند شد.این تسهیلات تربیت معلمان را از نظر مهارتی د رجهت استفاده از سیستم های مولتی مدیا یاری می کند.
    EDUNET یک سیستم اطلاعات آموزشی محلی و رایگان است که کاربران نهایی, چون معلمان, دانش آموزان یا والدین آنها به راحتی اطلاعات آموزش را با کیفیت بالا از طریق اطلاعات کامپیوتری در یافت نمایند.
    از جمله سیاست های آتی دولت ایران که در جهت نیل به تمرکز زدایی می توان نام برد موارد زیر هستند:
    × اعطای قدرت اجرایی بیشتری به استانها و استقرار آموزش و پرورش نسبتا مستقل در استانها و تفویض بسیاری از مسئولیت های وزارت مرکزی به سازمانهای مذکور
    × از سالهای 1999 سیاست مدرسه سالار ی در جهت بهبود کیفیت آموزش و سیاست تمرکز زدایی آموزشی در ادارات انسانی و آموزش و پرورش به مورد اجرا گذاشته می شود
    در ضمن,در این طرح,علاوه بر اعطای اختیارات بیشتر به مدارس,شورای معلمان,شورای دانش اموزان و انجمن های اولاء-مربیان تشکیل یافت.این طرح دربرنامه ریزی و اداره ی آموزش شامل والدین و دانش آموزان نیز می شود.نقطه ی قوت این طرح افزایش کمیت ثبت نام و حضور تعداد بیشتری از دانش آموزان در مدارس است.
    از جمله مهمترین سیاست های آموزشی دولت ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی می توان به موارد زیر اشاره کرد: باز نگری و اصلاح ساختار برنامه ریزی و برنامه های آموزشی و روز آمد نمودن آنها در جهت پاسخگویی به نیاز های بومی و رهیافت های جدید علمی تقویت و توسعه ی دوره های تحصیلات تکمیلی و ارتقاء کیفیت علمی آن در جهت تأمین اعضای هیئت علمی مراکز آموزشی و پژوهشی,رفع نیاز های تخصصی بخشهای مختلف و کاهش اعزام دانشجو به خارج از کشور راه اندازی و تقویت دوره ها و مراکز جدید آموزشی در علوم پایه و پیش رفته از قبیل زمینه های خاص در علوم پایه,تکنولوژی اطلاعاتی و بیوتکنولوژی ساماندهی و نهادینه نمودن سیاست آموزش استعدادهای خلاق د رمراکز آموزش عالی و وضع مقررات و ضوابط ویژه ی آموزشی و پژوهشی فراهم آوردن فرصت و افزایش دسترسی افراد با استعداد به مراکر دانشگاهی درسراسر کشور و حمایت از اقشار محروم جهت دستیابی به امکانات دانشگاهی و تکمیل تحصیلات عالی تقویت ارتباط,همبستگی و تطابق میان نظام آموزش عالی ,توسعه ی فناوری و بازار کار تأمین اعضای جدید هیئت علمی گسترش و تقویت آموزشهای کاربردی و فنی-حرفه ای با هماهنگی دستگاه های تولیدی و خدماتی ارتقاء کیفیت آموزشی

    آموزش پیش دبستانی

    ساختار آموزشی

    در کره آموزش قبل از مدرسه توسط کودکستانها ارائه می شود.آموزش پیش از دبستان در سیستم آموزش رسمی گنجانده نمی شود.با این وجود از اهمیت زیادی برخوردار است و 27.7 درصد کودکان پیش مدرسه ای کره ای را با ن.محدودیت سنی 3 تا 5 ساله دربر می گیرد.چون این تعداد,تعدادکمی است دولت در جهت افزایش این درصد با توسعه ی منابع انسانی اقدام می کند.هدف از ایجاد آموزش کودکستان فراهم آوردن محیط مناسبی برای پرورش و تکامل کودک به وسیله ی فعالیت های جالب گوناگون و روشهای مختلف آموزش است.دوره ی پیش دبستانی دارای مباحثی از قبیل فیزیک,اجتماعی,مالی,زبان و پرسش گری از زندگی است.
    آموزش پیش دبستان در ایران مشتمل بر دوره ی آموزش اختیاری یک ساله است که ویژه ی کودکان رده ی سنی 5 سال با هدف آمادگی کودکان جهت ورود به مراکز ابتدایی است.به دلیل اینکه 80 درصد شخصیت کودک ظرف 6 سال اولیه ی زندگی او شکل می گیرد از این رو آموزش و پرورش پیش دبستان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.اولین ارتباطات انسانی-اجتماعی کودکان در دوران پیش دبستانی شکل می گیرد.در واقع پایه های اصلی اعتماد به نفس,مسئولیت پذیری,استقلال و خلاقیت کودکان در دوران پیش از دبستان استوار می گردد.از جمله برنامه های آموزشی پیش دبستانی برنامه های زیر است: برنامه های علمی و آموزشی که بر مشاهده و بازدید,آموزش زبان فارسی,ریاضیات مقدماتی,مفاهیم ابتدایی علوم و اعتقادات مذهبی مشتمل می گردد. فوق برنامه های آموزشی که بر صنایع دستی ,خمیر بازی ,بریدن و چسباندن اشیاء,نقاشی,بازی های فکری,قسه گویی,شعرخوانی و تمرینات بدنی مشتمل می گردد.
    اهداف آموزش پیش دبستانی در ایران با پیش دبستانی کره دارای شباهتی است که آن تقویت احساس همکاری و شرکت کودکان در فعالیت های اجتماعی و حس مسئولیت پذیری آنان و در کل تکامل و پرورش کودکان برای دوره ی ابتدایی است.
    یکی دیگر از اهداف این دوره در ایران تربیت کودکان در راستای اجرای اصول اسلامی در زندگی شخصی و اجتماعی است.افزایش مهارت های پایه ای کودکان و نیز آموزش زبان فارسی جهت تقویت خواندن,نوشتن,شنیدن و حرف زدن یکی دیگر از اهداف این دوره است.باید به این نکته نیز اشاره کرد که در ایران به دلیل وجود مناطق دوزبانه و اینکه مشکلاتی از قبیل عدم تسلط کافی در برقراری ارتباط به زبان فارسی وجود دارد هر ساله کلاس های آمادگی یک ماهه,قبل از شروع سال تحصیلی جدید در این مناطق تشکیل می گردد.

    آموزش ابتدایی

    ساختار آموزشی

    قوانین مربوط به آموزش ابتدایی در کره در سال 1948 تصویب شد ولی به دلیل تبعات پس از جنگ کره تا سال 1953 آغاز نگردید.این قانون اینگونه بود که تمامی والدین موظف به فرستادن کودکان 6 تا 11 ساله ی خود به مقطع ابتدایی که به صورت رایگان ارائه می شود هستند.در سال 1952 ثبت نام کنندگان کم کم افزایش یافتند تا در سال 1971 به اوج خود یعنی 5 میلیون رسید.این افزایش به گونه ای بود که تعداد دانش آموزان برخی مدارس به ده هزار یا بیشتر هم رسید.حتی برخی مدارس در یک کلاس 90 دانش آموز را می گنجاندند.بسیاری از مدارس مجبور می شدند کلاسها را به صورت دو و یا حتی سه شیفته اداره کنند.از آغاز سال 1997 تعداد 3782986 دانش آموز در 107860 کلاس جای داده شدند که دارای 138670 معلم بودند.عمده ی معلمان ابتدایی فارغ التحصیل کالج های آموزشی 4 ساله هستند.اهداف مقطع ابتدایی در کره آموزش اصول اساسی لازم برای یک زندگی مدنی پربار می باشد که در این راستا 9 موضوع در این مقطع ارائه می شود به نام های:آموزش اخلاقی,زبان کره ای,مطالعات اجتماعی,ریاضیات,علوم طبیعی,آموزش فیزیک,موسیقی,هنرهای زیبا و هنرهای عملی.
    اهداف آموزش ابتدایی در ایران نیز موارد زیر است: برقراری فضای مناسب آموزشی جهت پیشرفت اخلاقی و اعتقادی دانش آموزان پرورش استعدادها و خلاقیت های کودکان بهبود قدرت بدنی و جسمانی کودکان اموزش خواندن,نوشتن,محاسبه و برقراری معلشرت اجتماعی با سایر اعضای اجتماع آموزش مسائا بهداشت فردی و گروهی
    برنامه های آموزشی که در این دوره ارائه می شود به شرح زیر است:
    زبان فارسی(خواندن و درک کردن),تعلیمات اجتماعی,علوم هنری(نقاشی-خطاطی-کاردستی),علوم طبیعی و بهداشت,علوم ریاضی,ورزش و تربیت بدنی.
    این دروس در هفته 24 ساعت ارائه می شوند که زمان هرکلاس درس 45 دقیقه است.
    موضوعاتی که در این مقطع در نظام دو کشور ایران و کره ی جنوبی ارائه می شود مشابه بوده و اهداف تا حدی یکسان دارند.

    جدول مدت زمان دروس آموزشی مقطع ابتدایی در ایران

    آموزش ابتدایی مشکلاتی نیز دارد که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: عدم کیفیت و انعطاف پذیری محتوی و متدهای آموزشی و نادیده گرفتن خلاقیت,نظم,مسئولیت پذیری و انجام فعالیت های گروهی فقر اقتصادی و عدم تقبل هزینه های بالای دانش آموزان توسط والدین و تأثیرات سوء آن بر آموزش فرزندان عدم تعهد والدین جهت گماشتن کودکان رده های سنی 6 تا 10 سال به مدارس ابتدایی به واسطه ی ضعف قوانین آموزشی کشور عدم صراحت موضوعات آموزشی و عدم هماهنگی موضوعات مذکور با الگوی پیشرفت کشور در نتیجه ی فقدان هماهنگی میان آموزش و بازار کار ایجاد وقفه در کیفیت آموزشی و روشها و تجهیزات داخلی به واسطه ی اعمال تغییرات سریع جهان در زمینه ی علمی
    آموزش متوسطه
    مدرسه راهنمایی(مقدماتی متوسطه) سه سال بطول می انجامد.درصورت تکمیل موفقیت آمیز این دوره دانش آموزان دیپلم می گیرند.مقطع دبیرستان(تکمیلی متوسطه) نیز مدت زمان سه سال به طول می انجامد.آموزش دبیرستان اجباری نبوده و در 3نوع دبیرستان مختلف به شرح ذیل ارائه می گردد:
    دبیرستانهای آکادمیک (عمومی)
    دبیرستانهای حرفه ای
    دبیرستانهای تخصصی
    دبیرستانهای آکادمیک در2سال آخر دانش آموزان می توانند تخصص در علوم انسانی یا علوم را برگزینند.مطالعات برطبق سیستم واحدی سازماندهی شده است.
    هنرستانهای حرفه ای نیزبه چندین گروه تقسیم می شوند.
    آموزش دبیرستان با هدف فراهم آوردن آموزش پیشرفته عمومی واختصاصی براساس آموزش راهنمایی ایجاد شده است.فارغ التحصیلان راهنمایی یا افرادی که سابقه آکادمی معادلی دارند می توانند وارد دبیرستان شوند.دوره مطالعه سه سال است و دانش آموزان هزینه آموزش را پرداخت می کنند.پذیرش در دبیرستان عمدتآ بر اساس نمرات کسب شده در امتحان ورودی دبیرستان می باشد. اما تغییرات چندی در پروسه پذیرش ازسال 1974بوجود آمده اند. زمانی که خطمشی معادلساز برای پذیرش دبیرستان به عمل درآمد.طبق اصلاحیه قانون آموزش راهنمای جدید گوناگونی جهت انتخاب دانش آموزان جهت پذیرش وجود دارند، شامل درنظر گرفتن اخیر به اصطلاح رکورد فعالیتهای مدرسه که در آن زندگی سه ساله دانش آموزان راهنمایی ثبت می گردد.

    سیستم نمره دهی در متوسطه
    - درمراکز آموزش متوسطه کره هیچگونه نمره واحدی وجود ندارد.سیستم نمره دادن می تواند حرفی یا عددی باشد (1 تا 10)
    - مقیاس حرفی:
    - A عالی
    - D, C, B سطح قبولی یا مردودی
    - مقیاس عددی
    - عالی 10
    - مرز بین قبولی و مردودی 1

    سیستم نمره دهی در ایران نیز به صورت عددی و از 1 تا 20 است.
    20: عالیترین نمره
    1:پایینترین نمره

    آموزش عالی

    - برای‌ ورود به‌ دانشگاه‌های‌ کره‌ داشتن‌ دیپلم‌ دبیرستان‌ و گذراندن‌ موفقیت‌آمیز امتحانات‌ ورودی‌ دانشگاه‌ها الزامی‌ است. امتحانات‌ ورودی‌ دانشگاه‌ها سراسری‌ نیست‌ و متقاضیان‌ می‌توانند در امتحان‌ ورودی‌ دانشگاه‌های‌ گوناگون‌ شرکت‌ کنند.
    - مراکز آموزش عالی در کره همانند ایران به‌ دو دسته‌ دولتی‌ و خصوصی‌ تقسیم‌ شده‌ و کلیه‌ دانشگاه‌ها تحت‌ پوشش‌ وزارت‌
    آموزش‌ و پرورش‌ هستند. این‌ وزارتخانه‌ کلیه‌ مقررات‌ آموزشی‌ شامل‌ پذیرش‌ دانشجو، رشته‌ها و درس‌های‌ مربوط‌ و قوانین‌ اعطای‌ مدرک‌را زیر نظر دارد.
    - تحصیلات در دانشگاه های کره ی جنوبی به زبان کره ای و در ایران به زبان فارسی است.البته در مواردی به درخواست دانشجو و موافقت‌ دانشکده‌ مربوط، فقط‌ برای‌ دوره‌های‌ تحصیلات‌ تکمیلی‌ تحصیل‌ به‌ زبان‌ انگلیسی‌ نیز ممکن‌ است.
    (همان)
    مراکز دانشگاهی در کره ی جنوبی شامل 6 نوع می باشند:
    دانشگاه ها و دانشکده ها(ملی,عمومی و خصوصی)
    دانشکده های معلمان
    دانشکده های آموزشی(ملی)
    دانشکده های دو ساله(عمومی و خصوصی)
    دانشکده های آزاد(ملی و خصوصی)
    دانشکده های علوم دینی
    سال تحصیلی:
    سال تحصیلی دانشگاه ها در کره ی جنوبی از ماه مارس آغاز شده و تا ماه دسامبر ادامه می یابد.در ایران نیز سال تحصیلی از دو ترم تشکیل شده است که از ماه مهر آغاز شده و تا تیر ماه ادامه می یابد.
    نحوه‌ ارزشیابی‌ مدارک‌ تحصیلی‌

    1- مدارک‌ Diploma با 2 یا 3 سال‌ تحصیل، در صورت‌ داشتن‌ دیپلم‌ دبیرستان یا پیش دانشگاهی,"کاردانی"ارزشیابی می شود.
    2- مدارک‌ Bachelor از کلیه‌ دانشگاه‌های‌ گروه‌ 1 و 2 در صورت‌ داشتن‌ دیپلم‌ دبیرستان یا پیش دانشگاهی, "کارشناسی"ارزشیابی می شود.
    3- مدارک‌ Master از دانشگاه‌های‌ گروه‌ 1 در صورت‌ داشتن‌ کارشناسی، "کارشناسی‌ ارشد" ارزشیابی‌ می‌شود.
    4- مدارک Ph.D از دانشگاه‌های‌ گروه‌ 1 در صورت‌ داشتن‌ کارشناسی‌ ارشد، "دکترا" ارزشیابی‌ می‌شود.
    سیستم نمره دهی در دانشگاه مقیاس حرفی: نمرات A- D
    - A: مهارت کامل در درس مربوطه
    - B: مهارت خوب
    - C: مهارت قابل قبول
    - D: حداقل درجه قابل قبول
    در برخی دانشگاهها متوسطه نمره دانشجو به نسبت کیفی نمرات کسب شده درساعات ترمی تعیین می شود.
    - A: 4
    - B: 3
    - C: 2
    - D: 1
    - بالاترین نمره: 4
    - سطح ردی و قبولی: 3- 1
    پژوهش و تحقیقات
    در پاسخ به پیچیدگی فزاینده ی مشکلات آموزشی و افزایش نیازهای رفرم های عمده در کره تحقیقات پیشرفته در سیستم های آموزشی و روشهای آموزشی فوریت یافته است.
    این وضعیت منجر به تأسیس انیستیتوهای تحقیقاتی دیگر گردیده است که به اسامی آنان اشاره می کنیم:
    انیستیتو ملی آموزش مدیران(NITEA)
    انیستیتو دوره های آموزشی و ارزیابی کره(KICE)
    انیستیتو توسعه ی گسترش کره(KEDI)
    انیستیتو پخش برنامه های آموزشی(EBS)
    مرکز آموزش تحقیقات کره(KMEC)
    انیستیتو تحقیقات کره در علوم رفتاری(KIRBS)
    مرکز تحقیقات آموزش شهری و روستایی
    انیستیتو تحقیقات وابسته به دانشگاه ها
    آکادمی ملی علوم(NAS)
    اکادمی مطالعات کره
    کمیته ی بانک اطلاعات تاریخ ملی
    بنیاد تحقیق کره(KRF)
    شورای آموزش دانشگاهی کره(KCUE)
    شورای آموزش کالجهای دو ساله ی کره(KEJCE)
    فدراسیون معلمان کره(KFTA)
    صندوق مشترک معلمان کره(KOTEF)
    بنیاد بازنشستگی کره(KTP)
    اهداف عمومی این مؤسسات و بنیادها و شوراها:
    انجام تحقیقات آموزشی به منظور کمک به اجرای بهتر امور آموزشی به ویژه در زمینه های ارزشیابی,برنامه ریزی درسی,روشهای تدریس,مشاوره و راهنمایی دانش آموزان و برنامه ها و سیاست های آموزشی.
    از جمله مهمترین سیاست های کشور ایران در حوزه ی پژوهش مراکز آموزش عالی پس از پیروزی انقلاب اسلامی می توان موارد زیر را نام برد: افزایش سهم تحقیقات از تولید ناخالص ملی سوگیری تحقیقات در جهت رفع نیاز های اجتماعی و کاربردی نمودن واحدهای پژوهشی ایجاد مراکز و قطب های تحقیقاتی پیشرفته در سطح ملی ,منطقه ای و جهانی تقویت و تجهیز زیر ساخت های علمی سخت افزاری و نرم افزاری و وضعیت فناوری ملی فراهم سازی امکان دسترسی پژوهشگران به تجهیزات تحقیقاتی و تشویق محققین,مبتکرین و مخترعین به اجرای هرچه بیشتر طرح های نیمه صنعتی احداث و تقویت مراکز پژوهشی مشترک میان دانشگاه ها و دستگاه های اجرایی و ارتقاء انگیزه و سطح فعالیت مشترک در سطح ملی
    اقدامات:
    از جمله مهمترین اقدامات کشور ایران در حوزه ی پژوهش و فناوری مراکز آموزش عالی پس از پیروزی انقلاب اسلامی می توان به موارد زیر اشاره کرد: تأسیس انجمن های علمی در زمینه های علوم انسانی,فنی مهندسی و کشاورزی تشکیل ستاد ملی سال جهانی ریاضیات در سال 1377 حمایت از برگزاری سمینار های علمی دانشگاه ها و برگزاری نمایشگاه های کتب تخصصی خارجی اجرای طرح غدیر در خصوص استفاده ی مشترک از کتابخانه های دانشگاه ها تقویت مراکز اطلاعاتی و مرکز مدارک علمی ایران به روز نمودن اطلاعات تجهیزاتی دانشگاه ها و مراکز پژوهشی برگزاری جشنواره ی خوارزمی و تشویق مخترعین و مبتکرین جوان به منظور شکوفایی علم و تحقیق و پژوهش از سوی سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران برقراری ارتباط میان صنعت و دانشگاه و توسعه
    آموزش غیر رسمی در کره:
    ساختار آموزشی:

    آموزش غیر رسمی در کره بر دو نوع است.یکی آموزش شبه انیستیتویی برا یجوانان و بالغینی است که بهره ی کامل از آموزش رسمی نبرده اند.نوع دوم جهت فراهم آوردن دوره های آموزشی کوتاه مدت فنی یا باز آموزی جهت افرادی است که شاغلند یا در گیرودار استخدامها می باشند.
    آموزش بزرگسالان:
    این آموزش ها جهت عموم طراحی شدهداند تا روابط بین مدارس و جوامع محلی را تقویت نماید.کلاسها عمدتا در مدارس ابتدایی در طول زمستان و در نواحی روستایی برکزار می شود.در نواحی شهری آنها در طول بهار یا پاییز در مواقع مناسب جهت سکنه ی محلی برگزار می شود.موضوعات تدریس شده در این کلاسها منعکس کننده ی نیازهای جامعه ی واحد می باشند.آنها شامل:اخلاق اجتماعی,مراسم خانوادگی ساده جهت نیاز زندگی امروزه,گل آرایی,بافندگی,آموزش کارآموزی,لباس دوزی, باغبانی, خطاطی, نقاشی,روشهای عملی کشاورزی و غیره می باشند.
    در ایران از جمله مهمترین نهادها,وزارت خانه ها و سازمان های دولتی و غیر دولتی که مسئول آموزش بزرگسالان هستند می توان به موارد زیر اشاره کرد:سازمان نهضت سواد آموزی L.M.O ,وزارت خانه های جهاد سازندگی و کشاورزی و سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد.
    ازجمله مهمترین اهداف کیفی مقطع آموزش بزرگسالان می توان به موارد زیر اشاره کرد: ریشه کنی بیسوادی بین افراد رده های سنی 6تا 35 سال برقراری ثبات میان نوآموزان و جلوگیری از بازگشت بی سوادی
    برنامه های عملی:
    از جمله مهمترین برنامه های عملی آموزش بزرگسالانکه در جهت مبارزه علیه بی سوادی توسط نهضت سواد آموزی به اجرا در آمده است می توان به موارد زیر اشاره کرد: طرح سوادآموزی کارکنان و کارگران طرح سرباز معلم* طرح بسیج سواد آموزی طرح سواد آموزی نیرو های مسلح طرح سواد آموزی قبایل چادر نشین طرح سواد آموزی زندانیان طرح فراگیر سواد آموزی(پیگیری فعالیت های آموزشی)
    سایر آموزش های غیر رسمی در کشور کره می توان موارد زیر را اشاره کرد: آموزش از راه دور:
    این آموزش خود شامل:آموزش مکاتبه ای,کلاسهای ویژه ی جوانان شاغل,مؤسسات خصوصی,آموزش عالی از راه دور آموزش استثنایی:
    این نوع آموزش جزء آموزش های غیر رسمی محسوب می شود.اموزش ویژه به معنای مدرن کلمه در کره توسط یک گروه مبلغ مذهبی آمریکایی به نام هال در کره پایه گذاری شد که در سال 1894 مدرسه ای برای نابینایان در پیونگ یانگ تأسیس کرد.از آن پس پروژه های مشابهی برای افراد مشکلدار,یادگیری توسط تعدادی از سازمانهای اجتماعی و خیریه به عهده گرفته شده اند.تعداد مدارس برای افراد مشکلدار از لحاظ آموزش به طور پیوسته در طول سالیان گذشته در کره افزایش یافته است.
    از آغاز سال 1997 تعداد 114 انیستیتوی آموزش ویژه در کل کره با نامنویسی کلی 22789 نفر وجود داشت.آنها شامل 12 مدرسه برای نابینایان,19 مدرسه برای ناشنوایان و کرولالها,16 مدرسه برای افراد دچار نقص جسمی,63 مدرسه برای افراد عقب افتاده ی ذهنی و 4 مدرسه برای افراد دچار اختلالات هیجانی بودند.وزارت آموزش و توسعه ی منابع انسانی یک رقابت آموزشی سالیانه و برنامه های جابه جایی شغلی را برعهده دارد.هدف از ایجاد این رقابت فراهم آوردن موقعیت های نشان دادن مهارت های کودکان دچار انواع نقائص,در چهل فرصت شغلی مختلف می باشد.برنامه های جابه جایی شغلی در جهت افزایش کارایی افراد دچار مشکلات آموزشی, به کار میرود.جهت انجام آموزش فراگیر و مؤثر برای کودکان دچار معلولیت.معلمین آموزش ویژه در کودکستانها و مدارس ابتدایی و راهنمایی مستقر خواهند گردید.
    در ایران تاریخچه ی آموزش استثنایی به بیش از هفتاد سال پیش باز می گردد.تلاشهای اولیه عمدتا بر آموزش بصری,شنیداری و ذهنی دانش آموزان عقب افتاده در بخش غیر دولتی مشتمل می گردید.اما پس از تصویب طرح"آموزش و پرورش همگانی"در سال 1993 سازمان آموزش استثنایی تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش تأسیس یافت.از جمله مهمترین اهداف نظام آموزش و پرورش استثنایی می توان به موارد زیر اشاره کرد: جبران ناتوانی های فیزیکی و ذهنی کودکان ناتوان از طریق طراحی سیستمآموزش و پرورش و برنامه های توانبخشی در جهت نوسازی موقعیت اقتصادی و اجتماعی کودکتن استثنایی تغییر و اصلاح سیاست های آموزش استثنایی طبق آخرین متد های جهان و مطابق با نیازهای کودکان ناتوان تشکیل گروه های خاص از کودکان و دانش آموزان ناتوان با توجه به نیاز های خاص آنها و در نظر گرفتن هر گروه اعم از پیش دبستانی و دبستان و راهنمایی و دبیرستان و نیز تأکید بر آموزش حرفه ای آنان مشارکت در پیشگیری از ناتوانی های جسمی و ذهنی مادر زادی,عقب ماندگی های حین و پس از زایمان از طریق بالا بردن آگاهی عمومی و نیز عوامل مسبب ناتوانی های مذکور در کودکان
    آموزش معلمان:
    آموزش پیش از خدمت:

    دو نوع انیستیتوی تربیت معلم در کره وجود دارد:
    دانشگاه های آموزشی(کالج های آموزشی سابق) برای تربیت معلمان مدارس ابتدایی
    کالج های آموزشی تربیت معلمان ابتدایی
    هردو مرکز برنامه های 4 ساله ارائه می کنندمعلمان مدارس ابتدایی در 11 دانشگاه آموزشی تعلیم می بینند.تمامی اینها دانشگاه های تحت نظر دولت هستند.حدود 5000 معلم در هر سال تربیت می شوند.حدود 70 در صد آنان از اشتغال پس از آموزش اطمینان دارند.آموزش دبیران دبیرستان عمدتا در کالجهای آموزشی به وقوع میپیوندد و نیز می توانند در هر کالج یا دانشگاه معتبر انجام پذیرد.مدرک معلمان بر پایه ای غیر از امتحان و توسط رؤسای هر دانشگاه به تمامی افرادی که دوره های لازم را گذرانده اند اعطاء می شود.انتخاب و استخدام معلمان مدارس عمومی توسط امتحان تعیین شده از طریق دفاتر آموزش استانی و شهری انجام می شود. آزمون استخدامی جهت مدارس عمومی مرکب از یک تست اولیه از فن آموزش و پروش(30%)و حوزه ی تخصص اصلی(70%)و نیز تست دومی می باشد که متشکل از یک تست سنجشی و مصاحبه می باشد.میزان موفقیت حدود20% است.در مدارس خصوصی آنها هرکدام به طور واحد متوسطه ی هر مدرسه ای انتخاب می شوند.متقاضیان کالج های آموزش لازم است که یک تست آمادگی و نیز یک یک تست شخصی به همراه تست موفقیت آکادمیک را بگذرانند.آنها همچنین لازم است که نمرات دبیرستان خود را هم تسلیم کنند.علاوه براین در تلاش جهت حفظ دانشجویان ممتاز کالج های ملی آموزشی برای 40 درصد دانشجویان ترتیب می بینند.دوره های آموزشی جدید بر فن پرورش کودک و اخلاق معلمان تأکید می نماید و اهمیت بیشتری به توانایی مدیریت اطلاعاتی شامل آموزش کامپیوتر و مهارتهای مدیریت کلاسی می دهند.حمایت از مهارت ها با هدف مشاوره ی دانش آموزی هم مورد تأکید قرار می گیرد.
    دوره های ضمن خدمت:
    هر سال حدود 20000 معلم شایستگی گرفتن مدرک جهت ارتقاء به آموزش کلاسهای بالاتر را دریافت می کنند و 180000 معلم دیگر دوره ی آموزش یادآور را جهت احیای مجدد مهارتهای حرفه ای خود دریافت می کنند.این دوره ها شامل دوره هایی بیش از 180 ساعت(30 روز) است که 10 تا 20 درصد جهت آموزش عمومی,10 تا 20 درصد جهت آموزش دوره های اولیه و 60 تا 80 درصد جهت یک موضوع تخصصی است.جهت تکمیل این دوره حداقل 60 ساعت (10 روز) لازم است.انیستیتوی آموزش پیوسته معلمان دانشگاه ملی کره نیز ارائه دهنده ی یک برنامه ی آموزش فشرده با هدف بهبود مهارتهای حرفه ای معلمان و آماده کردن آنها جهت پذیرش نقشهای هدایت کننده در حوزه هایی چون طراحی آموزشی و روشهای آموزش می باشد.

    هدف دوره های ضمن خدمت در ایران افزایش سطح دانش معلمان,تأمین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز مقاطع مختلف آموزشی و احراز صلاحیت آموزشی جهت تدریس در مقاطع مختلف آموزشی است.این دوره ها طی آموزش های فشرده ی تابستانی
    و عادی طی سال تحصیلی به معلمین ارائه می گردد.متأسفانه با وجود اهمیت این دوره ها تنها 10 درصد از معلمین در آنها شرکت می کنند.از جمله مهمترین دروس آموزش ضمن خدمت دروس اختصاصی رشته های آموزشی و دروس عمومی اعم از عقاید و ارزشهای مذهبی,زبان فارسی,بهداشت,محیط زیست و زبان های خارجه را می توان نام برد.

    آموزش معلمین پیش دبستانی و ابتدایی
    معلمان پیش دبستانی و ابتدایی در11 دانشگاه آموزشی ودپارتمان آموزش ابتدایی دردانشگاه ملی آموزشی کره و دانشگاه زنان EWHA تربیت می شوند.این مراکز دوره های 4 ساله جهت مدرک کارشناسی ارائه می کنند.

    آموزش معلمین متوسطه
    معلمین مقاطع مقدماتی و تکمیلی متوسطه در دانشکده های آموزشی دانشگاهها، دانشگاه ملی آموزش کره،دپارتمانهای آموزشی ودانشگاههای عمومی تربیت می شوند که مدارک آموزشی علاوه بر این معلمین مراکز متوسطه ملزم به حضور دردوره های آموزشی مراکز آموزش فارغ التحصیلان آموزش می باشند.

    آموزش اساتید دانشگاهی
    اکثر مدرسین آموزش عالی در مراکز فارغ التحصیلان دانشگاههای محلی و خارجی آموزش می بینند.مدرک کارشناسی ارشد حداقل نیاز برای یک مدرس آموزش عالی است.اما مدرک دکتری بعنوان حداقل مدرک جهت عضویت در هیأت علمی دانشگاه یا دانشکده در نظرگرفته می شود.

    مدارک مورد نیاز جهت تدریس در سطوح مختلف آموزشی:
    مقطع آموزشی پیش دبستانی:

    در ایران این مدارک در این مقطع دارای سه سطح و در کره دارای دو سطح است.
    سطح اول: در ایران دارندگان دیپلم متوسطه علوم تجربی و ریاضی - فیزیک با 5 سال سابقه تدریس درسازمان نهضت سوادآموزی ,دانشجویان دوره های 2 ساله و 4 ساله تربیت معلم و دارندگان مدرک علمی تربیت معلم و در کره برای مقطع پیش دبستانی گذراندن دوره دو ساله کالج در رشته آموزش پیش دبستانی لازم می باشد و نیز در سطح اول گذراندن دوره 4 ساله کالج های تربیت معلم یا دانشگاه در رشته علوم تربیتی.در هر یک از این این کشورها داشتن مدرک 2 یا 4 ساله تربیت معلم لازم است.
    سطح دوم: در ایران دارندگان مدرک علمی کاردانی آموزش معلمان در یکی از رشته های درسی و در کره گذراندن دوره 4 ساله کالج یا دانشگاه در رشته ی علوم تربیتی و یا گذراندن دوره 4 ساله دانشگاه در یکی از مواد درسی دوره دبیرستان به عنوان یک رشته تحصیلی همراه با دروس تربیتی که در دانشگاه ها ارائه می شوند.تفاوت این سطح بین دو کشور در این است که مدرک لازم برای آن در ایران می توان کاردانی و 2 ساله باشد ولی در کره می باست مدرک دوره ی 4 ساله ارائه گردد.
    سطح سوم: این سطح در کره وجود ندارد ولی در ایراندارندگان مدرک علمی کارشناسی در رشته های دبیری و یا رشته های ١4 گانه تخصصی دروس آموزشی.

    مدیریت آموزشی:
    در جمهوری اسلامی ایران مسئولیت اداره ونظارت بر امور آموزشی و پرورشی کشور بر عهده 3 وزارتخانه ذیل می باشد:
    1. وزارت آموزش و پرورش که مسئولیت آموزش پیش دبستانی، ابتدایی، راهنمایی، آموزش متوسطه و بزرگسالان را عهده دار می باشد.
    2. وزارت فرهنگ و آموزش عالی که مسئولیت اداره و رسیدگی برامور آموزش عالی و تحصیلات دانشگاهی را عهده دار می باشد.
    3. وزارت بهداشت و آموزش پزشکی که مسئولیت اداره و نظارت بر آموزش عالی پزشکی را عهده دار می باشد.
    در کره ی جنوبی نیز سه بخش از دولت نظارت و اداره ی مسائل آموزشی کشور را عهده دارند: وزارت آموزش شورای آموزش دانشگاهی کره (KCUE) فدراسیون مراکز آموزشی کره

    بودجه ی آموزشی:
    هزینه های جاری آموزشی و پرورشی بر مبنای سطوح مختلف آموزشی در کره

    هزینه های جاری آموزشی و پرورشی بر مبنای سطوح مختلف آموزشی در ایران

    اصول و اهداف کلی اموزش و پرورش: اصل کلی حاکم در آموزش و پرورش کره کار وتلاش مردم برای بهتر زیستن همه افراد بشر است.براین اساس، آموزش باید اتکا به نفس و دموکراسی را تقویت کند وهماهنگی میان فردی را در همه افراد جامعه ارتقاء بخشد. از جمله مهمترین اصول و اهداف آموزش و پرورش ایران می توان به موارد زیر اشاره نمود: تشریح و بیان اصول و فرهنگ اسلامی براساس قران کریم, سنت پیامبر(ص), سیره ی اهل بیت پیشبرد تحقیقات علمی با توجه به امکانات جامعه(علمی,فنی,فرهنگی) ارتقاء علم و تکنولوژی جهت توسعه ی علمی و فنی کشور به ویژه در زمینه ی کشاورزی,صنعتی,نظامی ارتقاء دوره های آموزشی فشرده ی همگانی تأمین عدالت اجتماعی,اقتصادی و فرهنگی در میان کلیه ی شهروندان رعایت قوانین و مقررات و گسترش فضایل اخلاقی در جامعه

    نتیجه گیری:
    چند سال پیش یکی از معلمان در تحلیل برنامه ی وزیر آموزش و پرورش وقت که شعار "مدرسه محوری" را مطرح کرده بود در مقاله ای که در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار منتشر یافت,وضعیت آموزش و پرورش را به کارگاهی تشبیه کرد که با کمترین بازدهی و با حداقل شرایط و امکانات در حال فعالیت است و با چنین حال و هوایی هرچند که مدیریت آن تغییر کند,در گردش کار روزانه ی آن تغییر چندانی ایجاد نمی شود.به تعبیر این آموزگار وزیر آموزش و پرورش تغییر کند یانه,خدمتکار در مدرسه را باز کرده و به نظافت مدرسه می پردازد,و مدیر به دفتر کار خود آمده و آموزگاران در سر کلاس درس حاضر می شوند و انبوهی از مطالب را به مخاطبان خود القاء می کنند.در چنین شرایطی فرقی نمی کند که کدام وزیر یا مدیر سرکار باشد.

    بهترین نقطه قوت آموزش و پرورش کره در برنامه ی اولیه ی آموزش فراگیر آن نهفته است.هدف مشترک آموزش در کره خدمت و وفاداری به جامعه و دولت است.این آموزشها ممکن است محدودیتهایی در آموزش مردم از وفاداری مطلق و خدمت به دولت و جامعه داشته باشد با اینحال این ارزشها به خودی خود سرمایه های اجتماعی را تشکیل می دهند.

    نقاط قوت نهاد آموزش و پرورش پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به صورت کلی موارد زیر را می توان نام برد: افزایش گرایش به تحصیل در میان خانواده ها اصلاح وباز نگری تقریبا مستمر متون درسی توسعه ی کمی فضاهای آموزشی باز شناسی استعداد های درخشان و حمایت از آنان افزایش حمایت های مادی و معنوی از معلمان
    نقطه ضعف هایی نیز که می توان به آنان اشاره کرد شامل: ضعف انگیزش علمی کمیت محوری به جای کیفیت گرایی فاصله ی طبقاتی در نظام آموزش و پرورش ضعف هایی در سیاست گذاری آموزشی با توجه به این که هنر نقش والایی در تلطیف روح انسان داشته موجب رشد نگرش عاطفی انسان و درک زیبایی می شود که تأثیر مهمی در آموزش انسان دارد. خوشبختانه در این زمینه نیز در کشور ما در اکثر زمینه های هنری فعالیت های خوبی صورت گرفته است. اما هنر در آموزش و پرورش کشور ما عمدتاً به نقاشی و خط در یک ساعت کلاس هنر محدود شده است، لذا باید در برنامه ریزی ها ضمن افزایش ساعات هنر و آموزش دادن معلمان یا به روش های دیگر زمینه را برای بروز استعدادهای مختلف هنری دانش آموزان و رشد خلاقیت هنری آنها فراهم آوریم تا در آینده با تلطیف روح آنها از مشکلات آنها کاسته شود. از دیگر مسائل تعلیم و تربیت در دنیای آینده، آموزش ارزش هایی از قبیل عشق ورزیدن، صلح، احترام به محیط زیست و تعاون و همکاری است.

    و در پایان باید سعی کنیم این حقیقت های موجود در سیستم آموزشی کشورمان را ببینیم و از کنار آنها بی اعتنا عبور نکنیم.پایه و اساس هر جامعه ای کودکان آن جامعه است پس ما باید تمام سعی خود را در جهت بررسی این مشکلات انجام بدهیم و با ارائه ی راه حلهای درست و منطقی و مطابق با امکانات جامعه تا جای ممکن قدم در راه حل این مشکلات برداریم.ماباید مبنای سیستم را بر پایه ی خدمت به جامعه بنا نهیم.بر پایه ی تعهد و تخصص.همچنین باید با اصلاح متون درسی دانش آموزان را در فهم مطالب یاری کنیم.با توجه به اینکه هر کدام از استانها و مناطق مختلف کشور دارای امکانات و شرایط خاصی هستند و امکان اینکه از طریق سیستم متمرکز مشکلاتی از قبیل:در نظر نگرفتن امکانات آن منطقه,عدم پیشرفت و ارتقاء سطح علمی آن منطقه و نیز در نظر نگرفتن استعداد ها و شرایط گوناگون دانش آموزان ایجاد شود بنابراین پیاده کردن سیستم نیمه مترکز می تواند پاسخگوی بهتری برای اوضاع آموزشی کشور باشد.باز نگری در برنامه های درسی هر مقطع و پایه و هماهنگ کردن آنان مطابق با بازه ی سنی که دانش آموزان در آن قرار دارند نیز یکی از راه حلهای پیشنهادی برای بهبود سیستم آموزشی و پرورشی کشورمان و بالا بردن هرچه بهتر و بیشتر سطح علمی دانش آموزان و به تبعیت از آن ارتقاء سطح سواد و دانش جامعه خواهد بود.
    0
    بررسی آموزش و پرورش کره جنوبی

    - آموزش وظیفه یی همگانی است. این امر خاص آموزشگاه یا دانشکده یا دانشگاه نیست، بلکه همه در این امر مشارکت و آن را وظیفه یی ملی تلقی می کنند. موسسه ها و سازمان های بخش عمومی و بخش خصوصی و حتی بخش های اطلاع رسانی نیز در این زمینه همکاری کرده و آن را مسوولیت خویش قلمداد می کنند. سازمان هایی مانند:

    تلویزیون آموزشی:EBS این تلویزیون با در اختیار داشتن پنج کانال آموزشی همسان، آموزش مهارت های اساسی مرحله ابتدایی را عهده دار است و دانش آموختگان را برای مرحله متوسط آماده می سازد.

    روزنامه چوسون (:(CHOSON این روزنامه مخصوص آموزش کودکان است و ضمن درج مطالب آموزشی کودکان، رویدادها و خبرهای مدارس را نیز منعکس می سازد. ارائه گزارش هایی از موضوع های آموزشی و همچنین برگزاری مسابقه ها و تمرین های آموزشی، معرفی کتاب های موجود در بازار کتاب و فیلم های کارتون، طرح و بررسی موضوع های مرتبط با آموزش مرحله ابتدایی و مرحله متوسطه از جمله مطالب این روزنامه است. این روزنامه همه ساله 400 آموزگار را به حساب خود به کشور ژاپن اعزام می کند تا با پیشرفت های علمی آن کشور آشنا شده و تجارب ژاپنی ها را به کره منتقل کنند. علاوه بر این همه ساله تعداد 100 آموزگار از سوی این روزنامه به کشور چین اعزام می شوند تا از نزدیک پیشرفت های سریع چین را مشاهده کرده و زمینه ارتقای کیفی خویش را فراهم سازند.

    شرکت های بزرگ: شرکت هایی مانند LG همواره در امر آموزش مشارکت فعال دارند. این شرکت با احداث مدارس و دانشگاه و تجهیز بسیاری از کارگاه ها و تالارهای اجتماعات در این امر ملی همیاری می کند. کارگاه فضا و فضانوردی از جمله وظایف شرکت یونگ است: این شرکت تجهیز این کارگاه را در هنرستان ها عهده دار است و سالانه مبلغ 75 هزار دلار بابت پژوهش و فعالیت های تحقیقاتی هزینه می کند. همچنین رصدخانه بزرگی در کره وجود دارد که یکی از شرکت های معروف کره یی از آن حمایت و پشتیبانی می کند. تعدادی از کارگاه های دانشکده های فنی توسط شرکت های بزرگ مانند سامسونگ و... تجهیز و راه اندازی می شوند.

    کتابخانه عمومی: کتابخانه ملی نیز نقش خود را در ایجاد انگیزه و ترغیب نوجوانان به افزایش آگاهی و دانستنی ها و انجام تحقیق و پژوهش ایفا می کند. کتابخانه ملی ساختمانی را به عنوان کتابخانه کودکان در نظر گرفته تا از طریق آن کودکان را به امر آموزش و افزایش دانستنی ها ترغیب کند. شعار این کتابخانه چنین است: «افزایش آگاهی ها کشور را توانمند می سازد».

    در کشور کره برای آموزش عمومی و آموزش دانشگاهی یک وزارتخانه در نظر گرفته اند و آن را «وزارت پرورش و توسعه نیروی انسانی» نام گذاری کرده اند. از همین منظر ارتباط آموزش با بهره وری نیروی انسانی نزد کره یی ها روشن و به تبع آن هماهنگی و ارتباط آموزش با آموزش حرفه یی و بازار کار نیز آشکار می شود.

    - آموزش ابتدایی در کره اجباری است و به میزان 99 درصد رایگان است. درصد ناچیز باقی مانده نیز از نظر کره یی ها جنبه نمادین و سمبلیک دارد.

    - آموزش متوسطه مشتمل بر چهار بخش مجزا است: آموزش عمومی، آموزش حرفه یی (کشاورزی، صنعتی و...)، آموزش تخصصی (علوم و هنر) و آموزش زبان (انگلیسی، اسپانیایی و...)

    - مدت زمان آموزش دانشگاهی چهار سال است اما دوره تحصیل در دانشکده های پزشکی و دندانپزشکی شش سال است.

    - کارشناسان آموزشی (مغزهای متفکر، برنامه ریزان و مجریان) همگی کره یی و در علوم و تکنولوژی سرآمد هستند.

    - کیفیت در محیط های آموزشی و زیرساخت ها یا ارکان اساسی آموزش به شدت رعایت می شود.

    - مدارس توسط دولت های محلی اداره می شود اما بودجه آنها به طور یکسان از وزارتخانه تعیین و ابلاغ می شود. با وجود اداره مدارس توسط حکومت های محلی معهذا ضوابط و مقررات در هر ایالت تفاوت چندانی با دیگر ایالت ها ندارد.

    - علاوه بر اینها برنامه آموزشی خاصی برای آموزگاران پیش بینی شده که بنابر میل خویش در ایام مرخصی می توانند در این برنامه ها شرکت کنند.

    - معلمان را پیش از شروع به کار می آزمایند و آنان پس از موفقیت در آزمون فعالیت خویش را آغاز می کنند.

    - سطح زندگی مردم به طور کلی بالااست و حقوق معلمان در بدو استخدام معادل 2500 دلار امریکا است.

    - هر نهاد آموزشی شعار خاص خویش را دارد و هر کلاس نیز شعاری دارد. آمیزه یی از ارزش ها به عنوان شعار همواره بر سردر موسسات و سربرگ نامه ها و کتاب های چاپی نهاد آموزشی نقش می بندد و نهاد مزبور تمامی تلاش خود را برای تحقق آن به کار می بندد.

    - در کلاس درس تابلویی نصب شده است که شعار آن نهاد آموزشی در آن ثبت و معرفی شده و همراه با ذکر تعداد دانش آموزان و ترکیب آنها است.

    - در هر کلاس تصویری بزرگ از دانش آموزان آن کلاس نصب شده و در آن امیدها و آرزوهای آینده آنها به صورت مجزا ترسیم شده است.

    - هر دانش آموز کلاس دوم ابتدایی می تواند براساس سهمیه در نظر گرفته شده موضوع ها و مسائل مرتبط با آموزش را به منظور بحث و تبادل نظر مطرح و به همراه دیگر همکلاسی هایش در این موضوع بحث کند. دیگر دانش آموزان در کلاس های بالاتر نیز از چنین حقی برخوردار هستند.

    - مردم کره جنوبی اهتمام و عنایت خاصی به زبان انگلیسی دارند. در مدارس ابتدایی واحدی به این مهم اختصاص داده شده که دارای بخش های مختلف است و هر بخش به جنبه هایی از زندگی و فضای متعلق به آن از قبیل بیمارستان، فرودگاه، خانه، مدرسه و... اختصاص دارد و کلمات و جملات مورد نیاز در این فضاها را آموزش می دهد.

    - در مدارس کره جنوبی نظارت پرورشی وجود ندارد و ارزیابی توسط مدیر مدرسه انجام می شود.

    - همه ساله مبالغی به حقوق معلم ها افزوده می شود که مبنای آن ارزیابی مدیر مدرسه است. البته اظهارنظر اولیا دانش آموزان و خود دانش آموزان در آن بی تاثیر نیست.

    - برنامه های آموزشی معلمان همواره در مدت مرخصی و عمدتاً در تابستان انجام می گیرد. این برنامه ها براساس نیازهای آموزشی آموزگاران است و هیچ گونه ارتباطی به اضافات سالانه ندارد.

    - مدارس در تعطیلات نیز برای فعالیت های فوق برنامه مانند ورزش و موسیقی باز هستند و فعالیت مزبور زیر نظر گروهی از داوطلبان که از خارج مدرسه هستند انجام می پذیرد.

    - شروع کلاس درس ساعت 30/8 صبح است. نیم ساعت اول، وقت آزاد است و در این مدت اقدامات و فعالیت های مربوط به کلاس درس انجام می پذیرد یا اینکه زبان انگلیسی قرائت می شود یا وقت قرائت آزاد است. زنگ اول از ساعت 9 صبح شروع می شود و تا ساعت چهار یا پنج بعدازظهر ادامه می یابد. در خلال این مدت برنامه هایی برای تبادل نظر،بازنگری و پاسخ به سوال های دانش آموزان وجود دارد. همچنین در این مدت به دانش آموزان غذا داده می شود.

    - در هر مدرسه یک خانم پرستار وجود دارد، او از آموزگاران مدرسه است که آموزش های لازم را در این خصوص دیده است. هر دانش آموز دارای پرونده بهداشتی خاصی است که به هنگام ضرورت مورد استفاده والدین دانش آموز قرار می گیرد. همچنین این پرونده به عنوان سابقه بهداشتی دانش آموز است.

    - همه ساله وجوهی به منظور تعمیر و نگهداری تجهیزات و اثاثیه اداری به مدارس تخصیص می یابد و هر مدرسه دارای واحدی است که مسوول نگهداری اموال و چگونگی هزینه کردن آن است.

    - تعداد دانش آموزان به طور متوسط در هر کلاس مرحله ابتدایی بین 32 تا 35 نفر است.

    - نظافت و بهداشت مدرسه به طور کلی از جمله وظایف دانش آموزان است، به جز نظافت دستشویی ها که به طور مشخص توسط شرکت های خاصی انجام می پذیرد.

    اقتصاد

    کرهٔ جنوبی دومین رشد سریع اقتصادی دنیا در 4 دههٔ اخیر را دارا می‌باشد. این پیشرفت قابل توجه که کرهٔ جنوبی را در کمتر از نیم قرن بدل به کشوری پیشرفته و ثروتمند نمود، اغلب معجزهٔ رودخانهٔ هان نامیده می‌شود و در مجامع بین‌المللی صفت ببر آسیارا برای این کشور به ارمغان آورده‌است.

    امروزه اقتصاد موفق کرهٔ جنوبی الگویی برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه‌است. کرهٔ جنوبی اکنون دارای اقتصاد توسعه یافتهٔ چندین هزار میلیارد دلاری است و توسط بانک جهانی جزءاقتصادهای با در آمد بالا و به عنوان یکی ازاقتصادهای پیشرفته طبقه بندی شده‌است و در همین راستا سئول، پایتخت این کشور یکی از ده شهر برجستهٔ اقتصاد ی و مالی جهان است. کرهٔ جنوبی علی‌رغم کمبود منابع طبیعی و دارابودن کمترین مساحت در میان کشورهای جهان به عنوان یکی از اقتصادهای نیرومند دنیا تلقی می‌شود.

    اقتصاد کرهٔ جنوبی، چهارمین اقتصاد بزرگ آسیا و سیزدهمین در دنیاست.

    همانند آلمان غربی و ژاپن، صنعتی سازی سریع از دههٔ 1960 کرهٔ جنوبی را به یکی از بزرگترین کشورهای صادر کننده در جهان تبدیل نمود. این کشور هفتمین شریک بزرگ تجاری آمریکاست. کرهٔ جنوبی دومین میزان ذخایر را درمیان کشورهای توسعه یافته داراست و همچنین ششمین ذخایر ارزهای خارجی را در جهان داراست

    زبان کره جنوبی

    زبان کره ای ارتباط ساختاری با زبانهای ژاپنی و مغولی دارد` گرچه از نظر گرامری تحت تاثیر زبان چینی است ولی لحن و آهنگ آنرا را بهمراه ندارد

    تعداد بسیار زیادی واژه های هم ریشه با چینی ٬ در زبان کره ای وجود دارد از برداشت و مفهوم نگاشته های قدیمی چینی اعتقاد بر این شده است که واژه های هم ریشه یا چینی مدتی قبل از قرن دوم قبل از میلاد وارد کره شده اند آنها به زبان کره ای صحبت می کردند ولی به چینی نگارش می نمودند سیستم نگارش کنونی یا خط بومی که بنام هانگول شناخته می شود در قرن پانزدهم بوسیله پادشاهی بنام سجونگ ابداع و تهیه شده است که نتوانست زبان کلاسیک چینی را بخواند

    زبان کره ای جدید و امروزی ترکیبی از هانگول و کارکترهای ویژه ای از زبان چینی است که بصورت محدود برای نوشتن استفاده می شود تقریبا امروزه هزارو سیصد کارکتر چینی در زبان کره ای مورد استفاده دارد زبان انگلیسی بعنوان زبان دوم در مدارس آموزش داده می شود ولی هنوز زبان چینی نیز زبان دوم بسیاری از مردم کره جنوبی محسوب شده و در مدارس اموزش داده می شود.

    مختصری از کره جنوبی

    شعارملی: به تمامی انسان ها فایده برسانید

    پایتخت:سئول

    واحدپول:وون

    زبان رسمی:کره ای

    مذهب رایج:مسیحیت وبودایی(درصدوسیعی از مردم معتقدند که پیروهیچ دینی نیستند)

    نوع حکومت:جمهوری(در راس قوه اجرایی کشوررئیس جمهور ودر راس دولت نخست وزیر)

    کره سالیان درازتحت سلطه چین و ژاپن بود ودرپایان جنگ جهانی دوم به دو قسمت یعنی کره شمالی و کره جنوبی تقسیم شد

    ظهور مدارس مدرن

    کره جنوبی یک حرکت گسترده در جهت مدرنیزه شدن را در اواخر قرن 17و 18 میلادی تجربه کرد.

    گروهی از دانشمندان جوان کره ای گرد هم آمده تا راه های علمی و عملی استفاده از دانش آکادمیک در جهت نوسازی و مدرنیزه نمودن کشور خود را جست و جو نمایند آن ها سعی کردند از تجارب کشور چین که بسیاری از علوم خود را از طریق تماس با جهان غرب آموخته استفاده نمایند امواج فرهنگ و مدرنیزاسیون غربی به اندازه ای قوی بود که پادشاه GOJON6 را وادار کرد تا دستور دهد درب مدارس دولتی بر روی تمام اقشار جامعه باز شود.

    به این ترتیب نخستین مدرسه کره ای در سال 1886تاسیس شد در این مدرسه معلمین آمریکایی به استخدام در آمده تا به مترجمین انگلیسی شاغل به تدریس در این مدرسه کمک کنند.

    و در سال 1886 نخستین مدرسه ی دخترانه ی کره ای تاسیس شد. مبلغین مسیحی آمریکایی کالج مسیحی را در سال 1905 در سئول تاسیس کردند.

    تکامل آموزش مدرن طی دوران اشغال و استعمار ژاپن بر شبه جزیره بین سال های 1910 و 1945 دچار وقفه گردید.

    آموزش پیش دبستانی

    آموزش پیش مدرسه ای توسط کودکستانها ارائه می شود. آموزش پیش از مدرسه در سیستم آموزش رسمی گنجانده نمی شود با این وجود اهمیت آن به نسبت نظام آموزش رسمی شایان توجه است

    7/27 درصد کودکان پیش مدرسه ای درکره با محدودیت سنی بین 3 تا 5 سال در کودکستان ها ثبت نام می کنند

    آموزش کودکستانی با هدف فراهم آوردن محیط مناسبی برای پرورش وتکامل کودک بوسیله فعالیتهای جالب گوناگون و روشهای گوناگون آموزش ایجاد شده است.

    دوره ها متشکل از5ناحیه حیاتی می باشند: فیزیکی،اجتماعی،مالی،زبانی وپرسشگری اززندگی.

    آموزش ابتدایی

    قانون اساسی دربند 21 قید کرده است که مسئولیت تمامی والدین و اولیاء است که ازیک آموزش ابتدایی برای کودکان بین 6 تا 11سال خود اطمینان حاصل کنند و نیز این آموزش مجانی می باشد.

    ثبت نام در مراکز آموزش ابتدایی از سال 1952 افزایش چشمگیری نشان داد ودرسال1971به اوج خودیعنی5میلیون نفررسید.افزایش ثبت نام دانش آموزان درطول آن سالها برخی مدارس را به اعداد ثبت نامی ده هزار یا بیشتر کشانید و دربرخی مدارس بیش از90 دانش آموز در یک کلاس ازدحام می کردند.بسیاری از مدارس لازم دیدند که کلاسها را دو یا حتی سه شیفت کاری اداره کنند.

    عمده معلمان ابتدایی فارغ التحصیلان کالجهای آموزشی چهار ساله هستند.بند 93 قانون آموزش بیان می دارد که هدف آموزش ابتدایی آموزش اصول اساسی لازم برای یک زندگی مدنی پربار می باشد.بمنظور نیل به این هدف دوره های اصلی برای آموزش ابتدایی به نه (9) موضوع عمده به شرح ذیل تقسیم می شود:

    آموزش اخلاقی،زبان کره ای، مطالعات اجتماعی،ریاضیات،علوم طبیعی،آموزش فیزیک، موسیقی، هنرهای زیبا و هنرهای عملی

    آموزش متوسطه

    مقطع راهنمایی (مقدماتی متوسطه) سه سال بطول می انجامد.درصورت تکمیل موفقیت آمیز این دوره دانش آموزان دیپلم می گیرند.

    مقطع دبیرستان (تکمیلی متوسطه) نیز مدت زمان سه سال به طول می انجامد.آموزش دبیرستان اجباری نبوده و در3نوع دبیرستان مختلف به شرح ذیل ارائه می گردد:

    دبیرستانهای آکادمیک (عمومی)

    دبیرستانهای حرفه ای

    دبیرستانهای تخصصی

    آموزش مقدماتی متوسطه

    آموزش راهنمایی به سطوح مدرسه راهنمایی مقدماتی (متوسط) و راهنمایی عالی تقسیم شده است.پس از گزراندن دوره ابتدایی کودکان سن 12تا 14 سال اجازه ورود به مدرسه راهنمایی برای دوره های مدارس هفتم تا نهم را دارند.تعداد دانش آموزان راهنمایی در دهه های اخیر رشد چشمگیری داشته است.درصد فارغ التحصیلان ابتدایی که به راهنمایی می روند از 4/58 درصد درسال 1969 به 9/99 درصد درسال 1997 افزایش یافت.

    دوره های راهنمایی متشکل از11موضوع درسی اساسی یا اجباری موضوعات انتخابی وفعالیتهای دوره های اضافی می باشند.دوره های تکنیکی وحرفه ای در موضوعات امتحانی گنجانده شده اندتا ازرابطه مولدمیان آموزش وحرفه اطمینان حاصل شود.

    آموزش تکمیلی متوسطه

    آموزش دبیرستان با هدف فراهم آوردن آموزش پیشرفته عمومی واختصاصی براساس آموزش راهنمایی ایجاد شده است.فارغ التحصیلان راهنمایی می توانند وارد دبیرستان شوند.دوره مطالعه سه سال است و دانش آموزان هزینه آموزش را پرداخت می کنند.پذیرش در دبیرستان عمدتآ بر اساس نمرات کسب شده در امتحان ورودی دبیرستان می باشد. اما تغییرات چندی در پروسه پذیرش ازسال 1974بوجود آمده اند

    دبیرستان های آکادمیک(عمومی):در 2سال اخردانش آموزان می توانند تخصص در علوم انسانی

    یا علوم دیگر

    دبیرستانهای تخصصی:شامل دبیرستانهای زبان خارجی.هنر و ورزشی می باشد.

    دبیرستان های حرفه ای (هنرستانها):

    دبیرستانهای کشاورزی، تجاری،ماهیگیری و تکنیکی....

    تعداد محدودی از مدارس به اصطلاح از نوع (جامع) وجود دارند که آموزش عمومی و حرفه ای هردو را عرضه می کنند.

    آموزش عالی

    جای گرفتن دانشگاه های کره جنوبی در فهرست 500 دانشگاه برتر جهان را باید یکی از نتایج و دستاوردهای اصلاحات اساسی در سامانه آموزش و پرورش این کشور در دهه 80 میلادی دانست. این اصلاحات را می توان به سه دسته تقسیم کرد.

    - پس از قدرت گیری ژنرال «چون دو هوان» در سال 1980، وزیر آموزش و پرورش کره جنوبی با هدف افزایش فرصت های تحصیلی برای تمام اقشار جامعه دست به یکسری اصلاحات زد.
    در نتیجه این اصلاحات، شمار پذیرفته شدگان دانشگاه ها از 403 هزار نفر در سال 1980 به 4/1 میلیون نفر در سال 1989 افزایش یافت. به این ترتیب، افزایش ظرفیت دانشگاه ها و فضاهای آموزشی را باید محصول نخستین دور اصلاحات در سامانه آموزش و پرورش کره جنوبی دانست.

    - دور دوم اصلاحات با هدف ممنوعیت فعالیت آموزشگاه های خصوصی (ویژه متقاضیان ورود به دانشگاه) آغاز شد. پیش از آن مرسوم بود که دانش آموزان و فارغ التحصیلان دبیرستان ها برای آمادگی ورود به دانشگاه، به معلم های خوش سابقه مراجعه و با پرداخت مبالغ سنگین، ثبت نام می کردند. این وضعیت، امتیازهای غیرمنصفانه ای را در اختیار خانواده های ثروتمند قرار داده بود. براساس قوانین جدید مقرر شد که دانش آموزان تحت تعلیم موسسه های خصوصی از مدرسه اخراج و معلم ها نیز از کار، بیکار شوند.
    تا اواخر دهه 1980، سیستم آموزش خصوصی به کل ناپدید شد.

    - سومین دور اصلاحات عبارت بود از تشکیل نظام کمیته بندی و وضع قوانین جدید مربوط به پذیرش. بر طبق قانون جدید تمام دانشگاه ها موظف بودند 30 درصد از ضعیف ترین متقاضیان خود را مردود اعلام کنند.
    این قانون در ابتدا با هدف افزایش سطح کیفی دانشجویان و ارتقای سطح علمی دانشگاه ها اعمال شد، اما رفته رفته آزمون ورودی دانشگاه ها آنچنان دشوار و نفس گیر شد که تاثیرات منفی متفاوتی (از جمله بروز ناراحتی های روانی و افزایش میزان خودکشی بین جوانان کره ای) را در جامعه به جای گذاشت. امروزه جوانان کره ای کنکور را «آزمون جهنمی» خطاب می کنند.

    - تعداد دانشگاه ها
    21. دانشگاه ملی

    2. دانشگاه شهری

    71. دانشگاه خصوصی

    20. کالج

    11. کالج تربیت معلم

    9. کالج صنعتی

    6. اکادمی پلیس و علوم نظامی برخوردار است

    معتبرترین دانشگاه کره جنوبی که نام و آوازه جهانی دارد، دانشگاه ملی سئول است. این دانشگاه در جدیدترین فهرست های بین المللی، یکصدو شصت وهفتمین دانشگاه برتر جهان و نوزدهمین دانشگاه برتر آسیا معرفی شده است
    در میان دانشگاه های خصوصی کره نیز «دانشگاه کره» اعتبار و جایگاهی خاص دارد. این دانشگاه که جزو بهترین دانشگاه های کره شناخته می شود در سال 1905 در سئول تاسیس شده و در حال حاضر ریاست آن را «لی فیل سانگ» برعهده دارد
    دانشگاه کره ده ها دانشکده و 54800 دانشجو دارد و نخستین موسسه مدرن آموزش عالی کره به حساب می آید. نام این دانشگاه زمانی در کانون اخبار بین المللی قرار گرفت که جزو 200 دانشگاه برتر جهان معرفی شد. براساس فهرست سال 2006، از 500 دانشگاه برتر جهان، دانشگاه کره در رتبه 184 قرار گرفته است. ضمن آنکه دانشکده علوم اجتماعی این دانشگاه در رتبه شصت وششم و دانشکده هنرهای آزاد آن در رتبه هشتاد و نهم برترین کالج های دنیا معرفی شده اند
    دانشگاه کره علاوه بر اعتبارات علمی، از جمله وزنه های سنگین کره جنوبی در عرصه ورزش به شمار می آید. تیم های ورزشی این دانشگاه به ویژه در رشته های بیسبال بسکتبال، هاکی روی یخ، راگبی و فوتبال همواره جزو مدعیان اصلی تیم های ورزشی در سطح ملی شناخته می شوند

    آموزش معلمین پیش دبستانی و ابتدایی

    معلمان پیش دبستانی و ابتدایی در11دانشگاه آموزشی ودپارتمان آموزش ابتدایی دردانشگاه ملی آموزشی کره و دانشگاه زنان تربیت می شوند.این مراکز دوره های4ساله جهت مدرک کارشناسی ارائه می کنند.

    آموزش معلمین متوسطه

    معلمین مقاطع مقدماتی و تکمیلی متوسطه در دانشکده های آموزشی دانشکاهها، دانشگاه ملی آموزش کره،دپارتمانهای آموزشی ودانشگاههای عمومی تربیت می شوند که معلمین مراکز متوسطه ملزم به حضور دردوره های آموزشی مراکز آموزش فارغ التحصیلان می باشند.

    0

    ظام اداری در آموزش و پرورش کره از سه سطح برخورداراست: وزارت آموزش و رورش در سطح ملی،ادارات آموزش و پرورش درسطح استانها و ادارات منطقه ای آموزش و پرورش در سطح مناطق شهری.

    پس ازآن، به منظوراستقلال مدارس، شورای مدرسه درهمه مدارس ابتدایی و متوسطه تشکیل شده است.هرشورا بین7تا15نفر عضو داردکه 45 درصد آن را والدین، 35درصد آن را کارکنان مدرسه و 20 درصد آن را کارکنان مدرسه و 20 در صد ان را معتمدین محل تشکیل می دهند.

    سطوح مدیریتی

    نظام اداری در آموزش و پرورش کره از سه سطح برخورداراست: وزارت آموزش و رورش در سطح ملی،ادارات آموزش و پرورش درسطح استانها و ادارات منطقه ای آموزش و پرورش در سطح مناطق شهری.

    پس ازآن، به منظوراستقلال مدارس، شورای مدرسه درهمه مدارس ابتدایی و متوسطه تشکیل شده است.هرشورا بین7تا15نفر عضو داردکه 45 درصد آن را والدین، 35درصد آن را کارکنان مدرسه و 20درصد آن را کارکنان مدرسه و 20 در صد ان را معتمدین محل تشکیل می دهند.

    نهادهای مرکزی

    ازجمله مهمترین نهادهای دست اندرکارمسوولیت مدیریت مراکزآموزشی کره می توان از نهادهای ذیل نام برد:

    وزارت آموزش

    شورای آموزش دانشگاهی کره (KCUE)

    شورای مذکور مسئول تحقیق حرفه ای در اداره دانشکده ها و دانشگاهها، تحقیق حرفه ای درمورد سیستم ورود دانشکده ها واطلاعات پذیرش،خط مشیهای کمکهای مالی به دانشکده ها و دانشگاهها،توسعه دوره های دانشگاهی وروشهای آموزشی به انجام ارزیابی، توصیه به دولت درمورد موضوعات مربوط به آموزش دانشکده ای، واجرای پروژه های بعهده گرفته شده توسط دولت می باشد.

    فدراسیون مراکز آموزشی کره

    وزارت آموزش و منابع انسانی سازمان دولتی مسئول فرمولاسیون واجرای خط مشی های آموزشی می باشد.دولت نیزراهنماییهایی درموردموضوعات خط مشی های اصلی وحمایت مالی فراهم می آورد.سیستم تأمین مالی آموزش بصورت متمرکزمی باشد و پرداختهای دولتی بیشترین جزء بودجه مدارس را تشکیل می دهد.

    چارچوب سازمانی

    سازمان اداره آموزش متشکل ازسه لایه ازکارشناسان اداری تشکیل می شود.درسطح ملی وزارت آموزش و توسعه منابع انسانی (MOE)، درسطح مرکزی و استانی دفاتر آموزشی، و نهایتاً در سطح کشوری، دفاتر ناحیه ای آموزش.

    وزارت آموزش صاحب اختیار اصلی مسئول صدور دستورات قانونی جهت آموزش می باشد. عملکردآن اجرای خط مشیهایی درمورد آموزش،انتشاروتصویب متون درسی،هدایت و هماهنگی آژانسهای زیردست جهت برنامه ریزی واجرای حمایت وبازرسی آژانسهای آموزشی محلی و دانشگاههای ملی می باشد.وزارت آموزش توسط یک معاون نخست وزیرـ وزیراداره می شود که عضوی ازشورای دولتی می باشد. او دارای یک معاون می باشد.سازمانهای جانبی که تحت نظارت مستقیم وزارتخانه می باشند شامل موارد زیر هستند:

    کمیته جمع آوری تاریخ ملی

    انیستیتوی ملی تربیت مدیران آموزشی

    کمیسیون استیناف معلمان

    انیستیتوی ملی آموزش ویژه

    علاوه بر این MEO دبیرخانه آکادمی ملی علوم را نظارت می نماید.

    درپاسخ به افزایش نگرانیها درمورد نیازهای گوناگون برنامه های آموزش محلی و مهارتهای تخصصی موردنیازآنها دفاترآموزش محلی که مجزا ازاداره عمومی هستند.

    درهفت شهربزرگ و دراستان و نیزدرشهرستانها و نواحی اداری مشابه تأسیس گردیده اند.

    این دفاتر تصمیماتی درمورد آموزش هنر وعلوم که به ناحیه مربوطه آنها بر می گردد اخذ می کنند.هردفتر محلی متشکل ازاعضای مورد منتخب توسط شورای انتخاب کنندگان است که به نوبه خود توسط شوراهای مدارس و سازمانهای معلمان انتخاب می گردند.

    تمامی تصمیمات درمورد موضوعات آموزشی مربوط به ناحیه محلی مربوطه توسط اعضای بوردی انجام می شوند که باید دیدگاههای حرفه ای ودیدگاههای عمومی هردو را مد نظر داشته باشند.یک سرپرست معرف سازمان اجرایی بورد آموزش محلی است که مسئول اداره آموزش هنر و علوم می باشد.سرپرست حق تقاضای تشکیل جلسه بورد آموزشی و ارسال لوایح به پارلمانهای محلی را دارد.

    مدیریت آموزش عالی

    نهادهای مرکزی

    برطبق قانون آموزش کلیه مراکزآموزش عالی خواه خصوصی وخواه عمومی تحت مسئولیت وزارت آموزش می باشند.این وزارتخانه و پرسنل آموزشی، براحتیاجات آکادمیک، تنظیم پایه گذاری مراکزوغیره نظارت می نمایند.

    درخصوص سایرموضوعات،تصمیمات دانشکده ها با تصمیمات شورای آموزشی دانشگاهی کره (KCUE) هماهنگ می شود.

    اصلاحات مدیریتی

    از جمله مهمترین اصلاحات اعمال شده برساختار مدیریت آموزش عالی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

    توسعه کیفی سیستم خودمختاری عملی درسهمیه های دانش آموزان وموضوعات آکادمیک

    تنوع معیارهای انتخاب دانشجو وحمایت مالی ازدانشگاه های عمومی و خصوصی.

    نوآوریهای سازمانی در اداره دانشگاه ها

    خود مختاری مدیریت دانشگاهی براساس ویژگی و تنوع مراکز مختلف

    جایگزینی اداره آکادمیک متمرکز بردپارتمانها با اداره متمرکزبربخشها و مدیریت اکادمیک ارتقای کیفی سازمانهای اداری و مدیریت منابع انسانی، و ساخت یک

    طراحی سیستم مدیریت تکنولوژی آموزش جهت فعال کردن قابلیت اداری و اطلاعات آموزش

    معطوف داشتن جهت گیریهای سیستم اداری بر شورای دولتی

    تقسیم مسئولیتهای مدیریتی با حوزه های اداری

    برقراری ارتباط میان شورای اداری و کانون دانش جویان

    0

     گوشه گیری اجتماعی در دانش آموزان

    کودکی که به طور طبیعی با همسالانش تعامل ندارد و بیش‌تر وقتش را به تنهایی می‌گذارند، از لحاظ اجتماعی، گوشه گیر شناخته می‌شود. کودک گوشه گیر درموقعیّت‌هایی که با همسالان آشنا یا ناآشنا روبه رو می‌شود، از آن‌ها کناره گیری می‌کند. بنابراین، گوشه گیری اجتماعی را می‌توان « منزوی کردن خود از گروه همسالان » تعریف نمود.
    گوشه گیری اجتماعی یکی از مشکلات مهم دوران کودکی و نوجوانی است که اغلب دیر شناخته می‌شود. زیرا افراد گوشه گیر برای مدرسه و اطرافیان مشکل آفرین نیستند و حتّی ممکن است به عنوان افرادی مؤدّب و مطیع مورد تحسین و تشویق دیگران قرار گیرند و از علاقه و حمایت‌های عاطفی آن‌ها برخوردار شوند.

     گوشه گیری اجتماعی در دانش آموزان


    کودکی که به طور طبیعی با همسالانش تعامل ندارد و بیش‌تر وقتش را به تنهایی می‌گذارند، از لحاظ اجتماعی، گوشه گیر شناخته می‌شود. کودک گوشه گیر درموقعیّت‌هایی که با همسالان آشنا یا ناآشنا روبه رو می‌شود، از آن‌ها کناره گیری می‌کند. بنابراین، گوشه گیری اجتماعی را می‌توان « منزوی کردن خود از گروه همسالان » تعریف نمود.
    گوشه گیری اجتماعی یکی از مشکلات مهم دوران کودکی و نوجوانی است که اغلب دیر شناخته می‌شود. زیرا افراد گوشه گیر برای مدرسه و اطرافیان مشکل آفرین نیستند و حتّی ممکن است به عنوان افرادی مؤدّب و مطیع مورد تحسین و تشویق دیگران قرار گیرند و از علاقه و حمایت‌های عاطفی آن‌ها برخوردار شوند.
    مطالعات طولی که کودکان گوشه گیر را در طی زمان نسبتاً طولانی مورد بررسی قرار داده است (از جمله طرح WLP)، نشان می‌دهد دو سوم کودکانی که از لحاظ اجتماعی گوشه گیر بوده‌اند در طوی دوره‌ی 2 ساله هم چنان گوشه گیر باقی مانده‌اند. بنابراین با توجّه به پایدار بودن گوشه گیری اجتماعی در طی زمان، به نظر می‌رسد شناسایی و درمان به موقع این مشکل از اهمّیّت ویژه‌ای برخوردار باشد.
    علاوه بر این، گوشه گیری اجتماعی در دوران کودکی با احساس ناامنی، برداشت منفی از خود، وابستگی و تسلیم شدن در برابر دیگران همراه است و بروز مشکلاتی نظیر افسردگی، اضطراب، تنهایی و اعتماد به نفس پایین را در اوایل دوره‌ی نوجوانی و مرحله‌ی سنّی 13 تا 19 سالگی پیش بینی می‌نماید.
    کودکانی که از لحاظ اجتماعی گوشه گیر هستند به احتمال زیاد توسّط همسالانشان به عنوان افرادی گوشه گیر و مضطرب در نظر گرفته می‌شوند و مورد علاقه‌ی آن‌ها نیستند (اولندیک و همکاران، 1990). کودکانی که در این دوره‌ی سنّی از جانب همسالان طرد می‌شوند، شکست خود را به علل درونی نسبت می‌دهند و خود را فردی ضعیف و بی کفایت می‌پندارند. این برداشت موجب می‌شود نسبت به برقراری ارتباط اجتماعی و تعامل با همسالان در دوره‌ی نوجوانی ذهنیّت منفی پیدا کنند و از همسالان کناره گیری نمایند.
    کودکان گوشه گیر از طرف معلّمان هم به عنوان افرادی منفعل ارزیابی می‌شوند. پیام‌ها و بازخوردهای منفی که از معلّمان و اطرافیان دریافت می‌کنند، احساس ناکارآمدی و بی کفایتی را در آن‌ها تقویت می‌کند وبه مرور زمان بر عملکرد تحصیلیشان تأثیر منفی می‌گذارد. مطالعات نشان می‌دهد این کودکان بیش‌تر از همسالان عادی خود از مدرسه اخراج می‌شوند و در معرض ترک تحصیل قرار می‌گیرند.
    پیامدهای گوشه گیری اجتماعی با توجّه به جنسیّت در دختران و پسران متفاوت است. در مطالعه‌ای که روبین و همکارانش (1993) انجام دادند، دریافتند که پسران یازده ساله‌ای که از نظر همسالانشان بسیار گوشه گیر توصیف شده بودند، خودشان را درمقایسه با پسران عادی، تنهاتر و دارای مهارت‌های اجتماعی ضعیف‌تر ارزیابی کردند.
    در دوران بزرگ سالی نیز مردان کم رو - گوشه گیر دیرتر از افراد عادی شاغل می‌شوند، ازدواج می‌کنند و صاحب فرزند می‌شوند. تأخیر در یافتن شغل ثابت، خطر جدایی یا طلاق را در زندگی بزرگ سالی افراد گوشه گیر افزایش می‌دهد. این تأخیرها بیانگر مشکلات جدّی در سازگاری دوران کودکی است. (موریسون و ماستن، 1991).
    نتایج تحقیقات فوق حاکی از آن است که آسیب‌های ناشی از گوشه گیری اجتماعی در پسران و مردان به مراتب بیش‌تر از دختران و زنان است و زنان کم رو - گوشه گیر شیوه‌ی رفتاری بیمارگونه‌ای را نشان نمی‌‌دهند.
    با توجّه به نقش مردان در سرپرستی و حفظ استحکام خانواده، تأمین سلامت روان و سازگاری پسران در دوران کودکی ضروری به نظر می‌رسد.

    نشانه‌ها
    در طبقه بندی‌های علمی، گوشه گیری اجتماعی یک اختلال تعریف شده در دوران کودکی نیست بلکه نشانه یا مشخّصه‌ی اختلال‌های بالینی دیگری است که در دوران کودکی و بزرگ سالی وجود دارد.
    به عنوان مثال:
    * کودکان مبتلا به مشکلات اضطرابی اغلب از لحاظ اجتماعی گوشه گیر هستند و ارتباط ضعیفی با همسالان دارند.
    * در کودکان مبتلا به افسردگی، علاوه بر اعتماد به نفس پایین، تنهایی، طرد شدن از جانب همسالان، گوشه گیری اجتماعی نیز مشاهده می‌شود.
    * در کودکان مبتلا به اختلالات روانی شدید، کم حرفی، گوشه گیری اجتماعی و عدم تمایل به داشتن روابط نزدیک مشاهده می‌شود.
    * کودکان گوشه گیر کم‌تر نقش رهبری را ایفا می‌کنند و در تعامل با همسالان بیش‌تر مورد آزار و اذّیت قرار می‌گیرند.
    * کودکان گوشه گیر درهنگام روبه رو شدن با موقعیّت‌های سخت، وابسته به دیگران و ترسو هستند.

    میزان شیوع
    نتایج برخی تحقیقات حاکی از آن است که گوشه گیری اجتماعی از شایع‌ترین مشکلات دوران کودکی است. «لرنر و داگلاس» در مطالعه‌ی خود در سال 1985 گزارش دادند گوشه گیری اجتماعی، شایع‌ترین مشکل رفتاری کودکان پیش دبستانی (3 تا 5 ساله) به ویژه دختران بوده است.
    در مطالعه‌ی دیگر، (دادجی، 1989) مشخّص شده است که نداشتن روابط صمیمانه با همسالان و طرد شدن از جانب آن‌ها که با گوشه گیری اجتماعی ارتباط دارد، از ویژگی‌های شایع در تعدادی از کودکان مبتلا به اختلال‌های روانی است.
    تاجیک اسماعیلی (1374) نیز در پژوهشی که به منظور بررسی رفتار انزواطلبی در دانش آموزان پسر دوره‌ی ابتدایی شهر تهران انجام داد، دریافت که 21 درصد مشکلات رفتاری آن‌ها به گوشه گیری اختصاص دارد.

    عوامل مرتبط با گوشه گیری اجتماعی
    نظریه‌ها و دیدگاه‌های مختلفی درباره‌ی سبب شناسی رفتار گوشه گیری اجتماعی در کودکان و نوجوانان دارد که در این بخش به بررسی اجمالی آن‌ها خواهیم پرداخت.

    دیدگاه زیستی
    محقّقانی که عوامل زیستی را در بروز گوشه گیری اجتماعی مؤثّر می‌دانند، معتقدند برخی از کودکان دارای یک وضعیّت فیزیولوژیکی ویژه در مغز هستند که باعث می‌شود در موقعیّت‌های اجتماعی آشنا و ناآشنا، محتاط و ترسو باشند. این محقّقان، فعّالیّت الکتریکی مغز را در تعدادی از کودکان در 9، 14 و 24 ماهگی ثبت کردند و دریافتند کودکانی که عدم تقارن EEG (نوار مغزی الکتروانسفالوگرافی) قطعه راست پیشانی را نشان می‌دهند، نسبت به سایر کودکان، ترسوتر، مضطرب‌تر و از لحاظ رفتاری، گوشه گیرتر هستند. هنگامی که این کودکان در دوره‌ی دبستان مورد بررسی قرار گرفتند، وضعیّت فیزیولوژیکی مغز آن‌ها ثابت باقی مانده بود.
    بر اساس این نظریه، کودکانی که عدم تقارن EEG قطعه‌ی راست پیشانی را بیش‌تر نشان می‌دهند، معمولاً از استرس‌های خفیف کناره گیری می‌کنند، در هنگام رو به رو شدن با اشیای جدید یا بزرگسالان ناآشنا ترجیح می‌دهند در کنار مادرشان بمانند، قادر نیستند محرّک‌های جدید را کشف کند یا به آن‌ها نزدیک شوند (حتّی اگر از آن‌ها خواسته شود) و نشانه‌های رفتاری ترس و اضطراب را بروز می‌دهند. در این کودکان واکنش‌های دستگاه عصبی سمپاتیک، شدید و تنش‌های عضلانی بیش‌تر مشاهده می‌شود.

    نظریه‌ی دل بستگی والد - کودک
    بنابراین نظریه، کودک در دو سال اوّل زندگی پیوند عاطفی با والدین یا مراقبان خود برقرار می‌کند که باعث می‌شود در حضور والدین احساس شادمانی کند و در هنگام مواجهه با استرس‌ها از حمایتشان برخوردار شود. دل بستگی عاطفی والدین و کودک، تصویر مثبتی را در ذهن کودک از خود و دیگران ایجاد می‌کند که در هنگام ورود به محیط جدید، موجب می‌شود کودک احساس امنّیت و اعتماد به نفس داشته باشد و بتواند به کشف محیط اجتماعی و بازی و تعامل با همسالان بپردازد.
    در خانواده‌های نابسامان که عوامل فشار زای متعدّد نظیر مشکلات مالی، اختلافات زناشویی، بیکاری و یا آسیب‌های روانی والدین مانند افسردگی مادر، وجود دارد، والدین حسّاسیّت لازم را برای مراقبت از کودک ندارند و دلبستگی والدین - کودک ضعیف می‌شود. در نتیجه، احساس ناامنی درکودک شکل می‌گیرد و موجب می‌شود وی از مواجهه با محیط‌ها، موقعیّت‌های جدید، و بازی و تعامل با همسالان دوری نماید.

    شیوه‌های تربیتی والدین
    شیوه‌های فرزند پروری والدین نیز می‌تواند در بروز رفتار گوشه گیری اجتماعی در کودکان و نوجوانان مؤثّر باشد.
    پژوهش‌های مختلف بیانگر آن است که کودکان گوشه گیر، والدینی دارند که سعی می‌کنند رفتار اجتماعی فرزندشان را به طور مستقیم و با شیوه‌ای مقتدرانه کنترل نمایند و یا با مداخله کردن در مشکلات فردی‌اش او را حمایت کنند. به عنوان مثال، به کودک می‌گویند چه کاری انجام دهد یا چگونه عمل کند یا در مشاجره‌های او با دیگران دخالت می‌کنند.
    راهنمایی و هدایت بیش از اندازه والدین، به کودک اجازه نمی‌‌دهد مشکلاتش با دیگران را به تنهایی حل کند. این کنترل ها، نه تنها استقلال کودک را محدود کرده و او را از ارتباط و همکاری با همسالان محروم می‌سازد، بلکه مانع از رشد توانایی‌های اجتماعی و احساس کارآمدی در او می‌شود.
    به علاوه، والدینی که صمیمیّت کمی با فرزندان خود دارند، در بازی‌ها و فعّالیّت‌های مربوط به آن‌ها کم‌تر درگیر می‌شوند، سرحال و بشّاش نیستند و بیش از اندازه دستور می‌دهند، زمینه را برای گوشه گیری فرزندان فراهم می‌سازند.
    محقّقان هم چنین گزارش داده‌اند گوشه گیری اجتماعی با محافظت بیش از حدّ والدین ارتباط دارد. والدینی که از فرزندان خود بسیار محافظت می‌کنند، رفتارهای آن‌ها را محدود می‌سازند و آن‌ها را به وابسته بودن به خودشان تشویق می‌نمایند. در این خانواده‌ها، کودکان به رفتارهایی مانند خطر کردن، کشف موقعیّت‌های ناآشنا، وکسب تجربه‌های جدید ترغیب نمی‌‌شوند. «هیندوبارت» در تحقیق خود در سال 1993، گزارش دادند که اغلب کودکان پیش دبستانی که در مدرسه تنها هستند، توسّط مادرانشان با کودکان دیگر آشنا شده و ارتباط دوستی برقرار می‌کنند.

    عوامل فرهنگی
    یکی دیگر از عوامل مهم در شکل گیری رفتار گوشه گیری اجتماعی، فرهنگ حاکم بر جامعه است. محقّقان نشان داده‌اند که رشد رفتارهای اجتماعی مانند گوشه گیری تحت تأثیر ارزش‌های فرهنگی و قراردادهای اجتماعی قرار می‌گیرد. بزرگسالان در هر جامعه، رفتار کودکان را با توجّه به هنجارها و ارزش‌های فرهنگی، به هنجار یا نا به هنجار در نظر می‌گیرند (وایسر و همکاران، 1988) در فرهنگ‌های غربی رفتار محتاط و منفعل توسّط والدین و همسالان، منفی درنظر گرفته می‌شود و اشخاصی که این گونه رفتار‌ها را نشان می‌دهند از لحاظ اجتماعی، نارس، ترسو و وابسته توصیف می‌شوند. در حالی که کودکان چینی از طرف والدین به وابستگی، احتیاط و کم رویی تشویق شده واین رفتارها، مورد تأیید جامعه و همسالان قرار می‌گیرد و به عنوان رفتارهای کارآمد تحسین می‌شود.
    محقّقان به طور پیوسته گزارش کرده‌اند که کودکان، نوجوانان و بزرگ سالان چینی نسبت به همتایان خود در آمریکای شمالی، افرادی مضطرب‌تر و حسّاس‌تر هستند.
    نتایج اخیر بیانگر آن است که محیط فرهنگی وارزش‌های اجتماعی تأثیر متفاوتی بر درک و درمان رفتارهای محتاطانه، ترس وگوشه گیری در کودکان دارد.

    چگونه می‌توانیم کمک کنیم؟
    اغلب مشکلات روان شناختی در دوران بزرگ سالی، ریشه در دوران کودکی دارد ومتأسّفانه عدم آگاهی یا بی توجّهی والدین نسبت به علایم هشدار دهنده، موجب تداوم آن‌ها در سرتاسر عمر می‌شود. با توجّه به تأثیر چشم گیر تعلیم و تربیت در دوران کودکی، معلّمان، مرجع قابل اعتمادی هستند که نیازهای اساسی کودکان را می‌شناسند و هر گونه تغییر در رفتار، ظاهر و خلق و خوی آن‌ها را به سرعت درک می‌کنند.
    از آن جا که گوشه گیری اجتماعی نشانه‌ی وجود مشکلات پیچیده و زیر بنایی در کودکان است، مشاهده‌ی دقیق رفتارهای دانش آموزان در موقعیّت کلاسی و اوقات تفریح و شناسایی دانش آموزان مشکل دار، مهم‌ترین اقدامی است که انتظار می‌رود معلّمان و مربیّان انجام دهند.
    آموزش مهارت برقراری روابط اجتماعی به دانش آموزان در اغلب موارد به کاهش رفتار گوشه گیری کمک می‌کند. بسیاری از دانش آموزان به ویژه کودکان گوشه گیر بامهارت‌های دوست یابی و اصول برقراری ارتباط، نحوه‌ی صحبت کردن، تماس چشمی با فرد مقابل، طرز نشستن، توجّه به عواطف دیگران و... آشنا نیستند.
    معلّمان می‌توانند با در نظر گرفتن فعّالیّت‌های گروهی برای دانش آموزان، زمینه‌ای را فراهم کنند تا کودک گوشه گیر ارتباط و همکاری بهتری با هم کلاسی‌های خود داشته باشد. در صورتی که شرکت در فعّالیّت‌های گروهی با راهنمایی و تشویق معلّمان همراه باشد، دانش آموز انگیزه‌ی بیش‌تری برای شرکت درگروه پیدا می‌کند و به تدریج نگرش همسالان نسبت به او تغییر خواهد کرد. این شیوه‌ی برخورد، اعتماد به نفس کودک گوشه گیر را نیز بهبود می‌بخشد.
    تعیین مسؤولیت‌های هر چند کوچک و جزیی برای دانش آموزان گوشه گیر در کلاس درس و در نظر گرفتن پاداش‌های مناسب برای انجام دادن صحیح کارها، اعتماد به نفس آن‌ها را تقویت می‌کند. به تدریج می‌توان فعّالیّت‌های مهم‌تری را به آن‌ها واگذار نمود.
    کودکان گوشه گیر هم مانند دانش آموزان عادی توانایی‌ها و ویژگی‌های مثبت شخصیّتی دارند امّا غالباً این توانمندی‌ها را کم اهمّیّت و بی ارزش می‌دانند معلّمان می‌توانند نقاط قوّت و ضعف دانش آموزان را در دروس و فعّالیّت‌های مختلف شناسایی کرده و با برجسته کردن قوّت‌ها و توانایی‌های درسی و غیر درسی، به آن‌ها کمک کنند تا در مسیر درستی گام بردارند و احساس موفّقیّت نمایند. همواره به یاد داشته باشیم موفّقیّت، اعتماد به نفس را بالا می‌برد و اعتماد به نفس خوب، موجب موفّقیّت‌های بیش تری می‌شود.
    منبع مقاله:
    محمدخانی، شهرام؛ ابراهیم‌زاده، ناهید؛ (1392)، مشکلات روانی و رفتاری دانش‌آموزان شناسایی و مداخله، تهران: ورای دانش، چاپ دوم

    0

    سارا یکی از دانش آموزان کلاس خانم احمدی است که در یک فعّالیّت کلاسی، خود را به صورت زیر وصف کرده است:
    « اسم من ساراست. دوازده سال دارم و تنها فرزند خانواده هستم. نمره‌های من در حدّ متوسّط است ولی ریاضی را خوب نمی‌فهمم. شنا را به خوبی بلدم و می‌توانم به بچّه‌های کوچک‌تر از خودم یاد بدهم. یک سال است که به کلاس نقّاشی می‌روم و به نظر معلّمم پیشرفت خوبی داشته‌ام. دوستی صمیمی در مدرسه ندارم. آدم کم حرفی هستم. »
    سارا شایستگی‌ها و ویژگی‌های مثبت و منفی خود را در جمله‌های بالا بیان کرده است. به ارزیابی یا برداشتی که او از خود، توانایی‌ها و ویژگی‌های وجودی‌اش دارد، اعتماد به نفس می‌گویند. گاهی به جای واژه‌ی اعتماد به نفس، واژه‌های مشابه آن مانند « عزّت نفس » یا « اعتماد به خود » به کار برده می‌شود.

     اعتماد به نفسِ پائین در دانش آموزان

    سارا یکی از دانش آموزان کلاس خانم احمدی است که در یک فعّالیّت کلاسی، خود را به صورت زیر وصف کرده است:
    « اسم من ساراست. دوازده سال دارم و تنها فرزند خانواده هستم. نمره‌های من در حدّ متوسّط است ولی ریاضی را خوب نمی‌فهمم. شنا را به خوبی بلدم و می‌توانم به بچّه‌های کوچک‌تر از خودم یاد بدهم. یک سال است که به کلاس نقّاشی می‌روم و به نظر معلّمم پیشرفت خوبی داشته‌ام. دوستی صمیمی در مدرسه ندارم. آدم کم حرفی هستم. »
    سارا شایستگی‌ها و ویژگی‌های مثبت و منفی خود را در جمله‌های بالا بیان کرده است. به ارزیابی یا برداشتی که او از خود، توانایی‌ها و ویژگی‌های وجودی‌اش دارد، اعتماد به نفس می‌گویند. گاهی به جای واژه‌ی اعتماد به نفس، واژه‌های مشابه آن مانند « عزّت نفس » یا « اعتماد به خود » به کار برده می‌شود.
    اعتماد به نفس، اساسی‌ترین بخش شخصیّت ماست زیرا ارزیابی‌هایی که ما از توانایی‌های خود داریم بر احساسات، رفتار و سازگاری ما در طول زندگی تأثیر می‌گذارد. اعتماد به نفس موجب افزایش سطح بهداشت روان و رضایت‌مندی اجتماعی کودکان و نوجوانان می‌شود. عزّت نفس کلید موفّقیّت کودک در بزرگسالی است. در تمامی سنین احساس افراد نسبت به خودشان بر چگونگی رفتار آنها اثر می‌گذارد. فقدان اعتماد به نفس غالباً به ناهنجاری‌های رفتاری می‌انجامد. بیشتر ناهنجاری‌های رفتاری از کمبود احساس ارزشمندی کودکان ناشی می‌شود.
    اعتماد به نفس پایین عبارت است از نگرش منفی در مورد ارزشمندی خود، ارزیابی منفی از کفایت‌ها و مهارت‌های خود، فقدان همگرایی بین خود ارزیابی‌ها و شاخص‌های عینی عملکرد، احساس منفی نسبت به خود، خود انگاره منفی.
    اعتماد به نفس پایین ویژگی است که با طیفی از اختلال‌های دوره‌ی کودکی از جمله بیش فعّالی / اختلال‌های یادگیری / نافرمانی مقابله‌ای / افسردگی... مرتبط است.
    همه‌ی افراد به طور نسبی دارای اعتماد به نفس هستند. بعضی، از اعتماد به نفس پایین رنج می‌برند و برخی دیگر، اعتماد به نفس بالا (کاذب) دارند. وضعیّت ایده آل برای هر فرد هنگامی است که از اعتماد به نفس متعادلی برخوردار باشد.
    اعتماد به نفس یکی از مهم‌ترین عوامل تعدیل کننده (ضربه گیر) فشار روانی - اجتماعی است. مشکلات هیجانی و رفتاری نشانه‌ی آسیب پذیری‌های اساسی در اعتماد به نفس هستند. نقص در اعتماد به نفس به مشکلات مشهود در انگیزش، رفتار و هیجان تبدیل می‌گردد.
    وقتی افراد شناخت درستی از توانایی‌ها و خصوصیات خود نداشته باشند و روی ضعف‌های خود بیش از حد تکیه کنند، خود باوری آن‌ها ضعیف می‌شود واعتماد به نفس آن‌ها پایین می‌آید. این افراد، ویژگی‌های مثبت و قابلیّت‌های خود را نمی‌بینند یا اگر ببینند برای آن‌ها ارزشی قایل نمی‌شوند. در مقابل، افرادی که اعتماد به نفس بالا (کاذب) دارند، خود را بالاتر از آن چه هستند نشان می‌دهند و وقتی خود را در زمینه‌ای ناتوان می‌بینند، سعی می‌کنند با بزرگ جلوه دادن خود، توجّه و تأیید دیگران را جلب کنند.
    اعتمادی که این افراد به خودشان دارند، واقعی نیست و رفتار ظاهری آن‌ها، پوششی برای پنهان کردن نگرانی‌ها و اضطراب‌هایشان است. نمونه‌ی اعتماد به نفس کاذب را در وجود برخی از هنر پیشه‌ها می‌توان دید.
    برخی از افراد جامعه عدم موفّقیّت و نارضایتی از زندگی خود را ناشی از نداشتن اعتماد به نفس یا بهتر بگوییم پایین بودن اعتماد به نفس خود می‌دانند و این طرز تفکّر در بین نوجوانان نسبتاً شایع است. از آن جا که ضعف اعتماد به نفس بر جنبه‌های مختلف زندگی فرد تأثیر می‌گذارد و ممکن است تا دوره‌ی بزرگ سالی هم ادامه یابد، توجّه به آن از اهمّیّت خاصّی برخوردار است. تجربه نشان می‌دهد هر چه سن افراد کم‌تر باشد، تغییر دادن خودباوری و نحوه‌ی تفکّر آن‌ها، ساده‌تر و درمان این مشکل به مراتب راحت‌تر خواهد بود.
    نوجوانانی که از اعتماد به نفس پایین رنج می‌برند، درمعرض خطر گرایش به مصرف موادّ مخدّر هستند زیرا مصرف این مواد نوعی خودباوری کاذب در آن‌ها ایجاد می‌کند به طوری که می‌توانند به راحتی ابراز وجود کنند، نظر و عقیده‌ی خود را بیان کنند و حتّی در مقابل حرف دیگران مقاومت نمایند. متأسّفانه از بین رفتن تأثیر مواد، اعتماد به نفسشان را از قبل هم کم‌تر نموده به طوری که ناگزیرند برای تقویت اعتماد به نفس خود به مصرف مکرّر مواد روی آورند.
    این گروه از کودکان و نوجوانان وقتی احساس با ارزش بودن می‌کنند که دیگران آن‌ها را تأیید نمایند. به همین علّت سعی می‌کنند درخواست‌ها و تقاضاهای دیگران را بپذیرند و به نحوی آن‌ها را از خود راضی نگه دارند. از آن جا که « نه گفتن » برایشان دشوار است، ممکن است به راحتی در معرض سوء استفاده‌ی دیگران قرارگیرند.
    مطالعات نشان می‌دهد ضعف اعتماد به نفس موجب بروز مشکلاتی در روابط بین فردی افراد می‌شود. زیرا افراد دارای اعتماد به نفس پایین نمی‌توانند به راحتی صحبت کنند، نظر و عقیده‌ی خود را مطرح سازند، با فرد مقابل تماس چشمی برقرار کنند، سر خود را بالا نگه دارند، راحت بنشینند یا بایستند و...
    این رفتارها باعث می‌شود که دیگران آن‌ها را افرادی جذّاب و دوست داشتنی ندانند و تمایلی به برقراری ارتباط ودوستی با آن‌ها نداشته باشند.
    یکی دیگر از پیامدهای منفی اعتماد به نفس پایین، افزایش احتمال ابتلا به افسردگی است. شکست‌ها و ناکامی‌های مکرّر در این کودکان و نوجوانان احساس ناامیدی و سرخوردگی ایجاد می‌کند که زمینه ساز بروز افسردگی است وگاهی تا دوره‌ی بزرگ سالی ادامه پیدا می‌کند.
    الیوت و همکاران در مطالعه‌ی خود در سال 1988 دریافتند که اعتماد به نفس پایین تأثیر منفی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارد. زیرا افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند شکست‌ها را به خودشان نسبت می‌دهند و موفّقیّت‌ها را به عوامل بیرونی مانند شانس یا کمک دیگران. آن‌ها باور دارند که توانایی هایشان ثابت است ونمی توان با تلاش جدّی آن‌ها را تغییر داد. در نتیجه در امتحانات یا تکالیف سخت، قبل از این که واقعاً تلاش کنند، قطع امید می‌کنند. این افراد، به مرور زمان، عقب افتادگی تحصیلی بیش‌تری پیدا می‌کنند و این امر زمینه را برای ترک تحصیل، اشتغال زود هنگام و گرایش به رفتارهای پر خطر فراهم می‌سازد.

    نشانه‌های اعتماد به نفس پایین

    کودکان و نوجوانانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، علایم مختلفی را در رفتار، ظاهر و کلام خود نشان می‌دهند. با توجّه به این که برخی از این علایم ممکن است در افراد عادی هم مشاهده شود، باید اکثر نشانه‌های زیر در فرد وجود داشته باشد:
    1- در اغلب موارد افرادی افسرده، مضطرب، خجالتی و بی‌دست و پا هستند.
    2- معمولاً احساس تنهایی می‌کنند و به تدریج از جمع کناره می‌گیرند.
    3- از وضع ظاهر و آراستگی خود ناراضی هستند و احساس بی‌ارزشی می‌کنند.
    4- وقتی احساس باارزش بودن می‌کنند که دیگران آن‌ها را تأیید کنند.
    5- ارتباط چشمی با فرد مقابل برقرار نمی‌کنند و همیشه نگاهشان به سمت زمین و یا طرف دیگر است.
    6- کلام آن‌ها بریده بریده است مدام عذرخواهی می‌کنند.
    7- حرکات آن‌ها خیلی کند است و همیشه حالت انقباضی به خود می‌گیرند (راحت نمی‌نشینند)
    8- «نه گفتن» به درخواست و تقاضاهای دیگران برایشان مشکل است زیرا می‌ترسند که دیگران آن‌ها را دوست نداشته باشند. به همین علّت در معرض خطر سوء استفاده دیگران قرار می‌گیرند.
    9- غالباً از اظهار نظر وابراز عقیده خودداری می‌کنند.
    10- در موقعیّت‌های اجتماعی به ویژه درگروه‌های بزرگ احساس فشار و ناراحتی می‌کنند.
    11- قادر نیستند ویژگی‌های مثبت و نقاط قوّت خود را در جمع بیان کنند.
    12- در زندگی شخصی خود، هدف‌های سطح پایین و کم ارزشی را انتخاب می‌کنند.

    عوامل مرتبط با اعتماد به نفس پایین

    انسان موجودی است که ابعاد مختلفی دارد و هر یک از بعدهای وجودی او (روان شناختی، اجتماعی، معنوی) می‌توانند بر شکل گیری اعتماد به نفس تأثیر بگذارند.

    عوامل روان شناختی

    به اعتقاد روان شناسان میزان اعتماد به نفس در افراد، به خودباوری آن‌ها بستگی دارد که در دوران کودکی و رشد شکل می‌گیرد. کودک در بدو تولّد هیچ درکی از خود ندارد. پس از گذشت چندین ماه، به تدریج می‌تواند خود را از دیگران تشخیص دهد، در حدود 2 تا 3 سالگی نسبت به ویژگی‌هایی مانند اسم، ظاهر جسمانی، توانایی‌هایی که دارد وکارهایی که می‌تواند انجام دهد، آگاهی پیداکرده و خودش را ارزیابی می‌کند. در این مرحله، برخوردها و رفتارهای والدین وپیام‌های کلامی وغیرکلامی که از دیگران دریافت می‌کند، در برداشت او از خودش تأثیر می‌گذارد و خودباوری (خود پنداره‌ی) او را شکل می‌دهد.
    در دوران کودکی با افزایش توانایی‌هایی شناختی کودک، خود پنداره‌ی او هم پرورش یافته و زمینه را برای شکل گیری اعتماد به نفس در دوره‌ی نوجوانی آماده می‌سازد.
    یکی از عواملی که خود باوری و اعتماد به نفس را در کودکان و نوجوانان تحت تأثیر قرار می‌دهد، مقایسه‌ها است که معمولاً درخانواده و مدرسه صورت می‌گیرد. برخی از والدین دایماً فرزندان خود را با یکدیگر و یا اعضای فامیل مقایسه می‌کنند و توانایی‌های دیگران را به رخ آن‌ها می‌کشند. در این شرایط، تفکّری که در ذهن فرد ایجاد می‌شود این است که «من خوب نیستم، خواهم خوب است» یا «خواهرم خوب است و من بد هستم. »
    کودک و نوجوانی که به طور مداوم این ا فکار را در ذهن خود مرور می‌کند، نمی‌تواند از تمام توانایی‌هایش در تحصیل، یا سایر فعّالیّت‌ها استفاده کند و ممکن است در رسیدن به هدف‌های خود شکست بخورد. این شکست‌ها خود باوری و اعتماد به نفس او را کاهش می‌دهد.
    علاوه بر این، مدارسی که معیارهای بالایی را برای پیشرفت دانش آموزان در نظر می‌گیرند و تأکید زیادی بر مقایسه‌ی عملکرد افراد و ارزش گذاری بر مبنای آن دارند، خودباوری دانش آموزان را تضعیف نموده و به اعتماد به نفس آن‌ها لطمه وارد می‌سازند.

    عوامل اجتماعی

    بررسی‌های روان شناسان نشان می‌دهد اعتماد به نفس، ارثی نیست امّا اگر پدر یا مادری اعتماد به نفس پایین داشته باشد، ضعف اعتماد به نفس درکودکان آن‌ها هم دیده می‌شود. زیرا والدین، الگو و سرمشق فرزندان هستند. وقتی پدر یا مادر توانمندی‌های خود را نمی‌بینندو همواره از ضعف‌هایی که دارد صحبت می‌کند، فرزندان یاد می‌گیرند همان برداشت را در ذهن و رفتار خود داشته باشند. والدین نمی‌توانند عکس رفتار خود را به فرزندان منتقل نمایند.
    گاهی افراد در محیط‌های اجتماعی، در اقلّیّت قرار می‌گیرند و به دلیل فشارهای اجتماعی که بر آن‌ها وارد می‌شود، احساس امنیّت و اعتماد به نفسشان کاهش می‌یابد. به عنوان مثال، دانش آموزانی که به زبان غیر رسمی در کلاس صحبت می‌کنند و یا از نظر شرایط اقتصادی و یا ویژگی‌های ظاهری در وضعیّت متفاوتی قرار دارند.

    شیوه‌های تربیتی والدین

    شیوه‌های نامناسب تربیتی والدین هم می‌تواند موجب تضعیف خودباوری و کاهش اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان شود. والدینی که همواره به جای فرزندان خود تصمیم می‌گیرند و برای نظر و عقیده‌ی آن‌ها ارزشی قائل نیستند، فرصت و امکان ابراز وجود را به آن‌ها نمی‌دهند. این افراد احساس خوشایندی نسبت به خود ندارند و وقتی می‌خواهند درمحیط‌های اجتماعی نظیر مدرسه، دانشگاه و محل کار اظهار نظر و ابراز وجود کنند، مضطرب و نگران می‌شوند و نمی‌توانند خود را با شرایط جدید سازگار کنند، در نتیجه گوشه گیر شده و اعتماد به نفسشان به شدّت کاهش می‌یابد.
    کمال گرایی والدین نیز در بسیاری از مواد به اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان لطمه وارد می‌سازد. کسانی که توقّعات و انتظارات بالایی از فرزندان خود دارند و می‌دانند که آن‌ها قادر نیستند به این توقّعات جامه عمل بپوشانند، کودکان و نوجوانان را در معرض شکست‌های متوالی قرار می‌دهند و امیدآن‌ها را برای دست یابی به موفّقیّت‌های هر چند کوچک به ناامیدی مبدّل می‌سازند.
    عامل مهم دیگری که میزان اعتماد به نفس فرد را تعیین می‌کند، باورها و اعتقادات درونی است که به فرد احساس امنیّت می‌بخشد و او را به تلاش جدّی برای جبران ضعف‌ها و ناتوانایی‌هایش وا می‌دارد.

    چگونه می‌توانیم کمک کنیم؟

    با توجّه به این که خود پنداره‌ی افراد در دوران کودکی شکل می‌گیرد و زمینه ساز اعتماد به نفس دردوره‌ی نوجوانی و بزرگ سالی می‌شود، خانواده‌ها، معلّمان و اطرافیان باید به کودک کمک کنند تا تصویری را که ازخود دارد، اصلاح کند، توانایی‌هایش را بشناسد و ارتقا دهد. برای تحقّق این هدف، راهبردها و توصیه‌های مراقبتی زیادی وجود دارد که به برخی از آن‌ها در این بخش اشاره می‌شود:
    * کودکان و نوجوانانی که خود باوری ضعیف واعتماد به نفس پایین دارند، علایمی را در رفتار، ظاهر و کلام خود نشان می‌دهند که با مشاهده‌ی دقیق می‌توان به مشکل آن‌ها پی برد. پس از شناسایی این دانش آموزان، باید مسأله به نحو مناسبی با والدین در میان گذاشته شود. از آن جا که مؤثّرترین روش درمان اعتماد به نفس پایین، روان درمانی یا مشاوره است، راهنمایی والدین و تشویق آن‌ها برای مراجعه به مشاوران متخصّص ضروری به نظر می‌رسد. شرکت در جلسات مشاوره و انجام تکالیف درمانی، به نوجوان کمک می‌کند تا شناخت درستی از توانایی‌ها و ضعف‌های خود به دست آورده و در مسیر رشد قابلیّت‌هایش گام بردارد.
    * جلسات آموزش خانواده در مدارس، فرصت مناسبی است تا والدین با مسؤولیّت‌های خود در قبال پرورش اعتماد به نفس فرزندان بیش از پیش آشنا شوند و شیوه‌های مناسب فرزند پروری به ویژه پرهیز از کمال گرایی و مقایسه اجتماعی را به کار بندند.
    * نتایج مطالعات نشان می‌دهد تأکید بر مقایسه‌های اجتماعی و ارزش گذاری بر افراد بر اساس نمرات درسی، موجب کاهش اعتماد به نفس آن‌ها می‌شود (هاوکینز، 1994). از این رو توصیه می‌شود معلّمان، عملکرد هر دانش آموز را با توجّه به توانایی‌ها و ویژگی‌های فردی‌اش ارزیابی و نقاط ضعف دانش آموزان را به طور خصوصی با آن‌ها مطرح نمایند. به علاوه، از علنی کردن شکست‌های آن‌ها از طریق اعلام نمرات در جمع یا نصب در تابلوی اعلانات و یا اقدامات مشابه خودداری نمایند.
    * معلّمان حمایت کننده که شرایط یادگیری مثبت را فراهم می‌کنند. (معلّمانی که با دانش آموزان رابطه‌ی صمیمانه‌ای دارند و به طور مرتّب، میزان فهم و یادگیری مطالب درسی آن‌ها را کنترل می‌کنند.) دانش آموزان را وادار می‌سازند که تلاش جدّی‌تری داشته باشند و در کلاس بیش‌تر مشارکت نمایند. این دانش آموزان، توانایی‌های خود را بهتر می‌شناسند و از خودباوری واعتماد به نفس مطلوب‌تری برخوردارند.
    * پیشنهاد می‌شود معلّمان، تکالیف درسی را به گونه‌ای انتخاب کنند که با توانایی‌های فعلی دانش آموزان متناسب باشد و درعین حال، آن‌ها را به چالش بکشاند به طوری که بفهمند با تلاش بیش‌تر می‌توانند از عهده‌ی انجام تکالیف برآیند. بازخوردهای مناسب و تشویق‌های مناسب معلّمان پس از انجام تکالیف، در تقویت اعتماد به نفس دانش آموزان تأثیر چشم گیری دارد.
    * دانش آموزانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، نیاز بیش‌تری به توجّه و حمایت‌های عاطفی معلّمان دارند. آن‌ها باید بدانند که معلّم به توانایی‌هایشان اطمینان دارد، برای پیشرفت آن‌ها ولو اندک ارزش قایل است و به تلاش آن‌ها برای یادگیری اهمّیّت می‌دهد.
    * معلّمان می‌توانند از طریق بحث و گفت وگوی آزاد درباره‌ی یک موضوع، یا طرح یک فعّالیّت کلاسی یا گزارش یک تحقیق و یا.... شرایطی را فراهم کنند تا همه‌ی دانش آموزان به ویژه کسانی که خودباوری ضعیفی دارند، نظرات و عقاید خود را بدون این که نگران مسخره شدن توسّط دیگران باشند، مطرح سازند و از این راه، ابراز وجود را بیاموزند.
    * معلّمان می‌توانند نگرش‌های دانش آموزان را درباره‌ی معیارهای درست ارزش گذاری بر افراد به چالش بکشانند و از طریق بحث و گفت‌وگو ذهنیت آن‌ها را به سمتی سوق دهند که به جای بها دادن بیش از حدّ به خصوصیّات ظاهری، برای علم آموزی، کسب فضایل اخلاقی و رشد معنوی ارزش قایل شوند.
    * معلّمان، ابزارها و فرصت‌های مناسبی را در اختیار دارند تا به دانش آموزان بیاموزند به جای جملات منفی نظیر «من نمی‌توانم» از عبارت‌های مثبت مانند «من سعی می‌کنم» استفاده کنند. این عبارت‌ها انگیزه‌ی تلاش واحساس مسؤولیّت را در دانش آموزان ایجاد می‌کند. آن‌ها می‌توانند به دانش آموزان بیاموزند کلمات، جمله‌ها و عبارات خود را به راحتی و با صدای رسا بیان کنند و به جنبه‌های مثبت خود (هرچند کوچک باشد) فکر کرده، آن‌ها را یادداشت نموده و در معرض دید خود قرار دهند.
    * تشویق دانش آموزان به داشتن تغذیه‌ی سالم، ورزش، تفریحات مناسب، خواب کافی و پرداختن به کارهای مورد علاقه‌ی خود، حتّی به مدّت کوتاهی در هفته، باعث می‌شود نوجوانان برای وجود خود ارزش و احترام قایل شوند. چنان چه بخشی از ساعات خود را در طول هفته به یادگیری فنون مختلف و هنرهای جدید اختصاص دهند، قطعاً به افزایش اعتماد به نفس و موفّقیّت در زندگی خود کمک کرده‌اند.
    منبع مقاله:
    محمدخانی، شهرام؛ ابراهیم‌زاده، ناهید؛ (1392)، مشکلات روانی و رفتاری دانش‌آموزان شناسایی و مداخله، تهران: ورای دانش، چاپ دوم

    0
    اولین نظریه های آزادی خواهانه از کجا آمد؟:« دو حزب محافظه کار و آزادی خواه» محافظه کاران طرفدار دولت متحد بودند و از وضع موجود آن زمان شدیدا دفاع می کردند. از قضاوت مردم می ترسیدند؛ محدودیت مالیا ت را تعیین می کردند. از طرف دیگر آزادی خواهان به رهبری توماس جفرسون فرد گرایی کامل؛ برابری حقوق و امتیازات ملحوظ در حقوق طبیعی به جای حق مالکیت انسان.هر چند هر دو گروه از آموزش و پرورش همگانی حمایت می کردند.محافظه کاران تاسیس به موقع و موثر مدارس همگانی را به تاخیر انداختند. اصول بنیادی آزادیخواهان در آموزش و پرورش: آزادی فرد برای رشد کامل توانایی های طبیعی،آموزش برای همه طبقات،تضمین دولت در انتشار همه جانبه علم و دانش و ارائه آن جهت حفظ مساوات برای همه.
    اولین نظریه های آزادی خواهانه از کجا آمد؟:« دو حزب محافظه کار و آزادی خواه» محافظه کاران طرفدار دولت متحد بودند و از وضع موجود آن زمان شدیدا دفاع می کردند. از قضاوت مردم می ترسیدند؛ محدودیت مالیا ت را تعیین می کردند. از طرف دیگر آزادی خواهان به رهبری توماس جفرسون فرد گرایی کامل؛ برابری حقوق و امتیازات ملحوظ در حقوق طبیعی به جای حق مالکیت انسان.هر چند هر دو گروه از آموزش و پرورش همگانی حمایت می کردند.محافظه کاران تاسیس به موقع و موثر مدارس همگانی را به تاخیر انداختند. اصول بنیادی آزادیخواهان در آموزش و پرورش: آزادی فرد برای رشد کامل توانایی های طبیعی،آموزش برای همه طبقات،تضمین دولت در انتشار همه جانبه علم و دانش و ارائه آن جهت حفظ مساوات برای همه.

    تربیت معلم: اولین دانشسرای ایالات متحده در 1839زیر نظر هوراس من در لکسینگتون ماساچوست تاسیس شد. هوراس من در آخرین تجزیه و تحلیل خود به این نتیجه رسید که خوبی مدارس به معلمان آن بستگی دارد.

    تاثیر فرانسه بر فلسفه آموزش و پرورش امریکا: نظرات انسان گرایانه نساوات و برابری انسان ها که بنجامین فرانکلین؛ جان آدمزو؛ و توماس جفرسون آن را در امریکا گسترش دادند.

    تاثیر آلمان بر آموزش و پرورش امریکا: تحصیل دانشجویان امریکایی در دانشگاه های آلمان از 1789 تا 1850؛ تدریس زبان آلمانی در هاروارد؛ تاسیس مدارس پستالو‍‍‍زی در امریکا.

    خصوصیات اصلی آموزش وپرورش امریکا: بودجه مدارس اغلب با مالیات؛ کمک های والدین بر حسب فرزندان در حال تحصیل؛ یا هدایای خصوصی تامین میشد. تعلیمات دینی هدف اصلی آ؛ پ ساکنین اولیه بود. در بین آخرین مهاجران طبقه تجار و بازرگان درس های عملی را اضافه کردند. هر مستعمره به خاطر امتیازات حکومتی؛محل جغرافیایی؛شرایط بومی؛اعتقادات مذهبی خودنظام آموزشی متفاوتی بوجود آورد.مستعمرات جنوب مدارسی تحت نظارت کلیسا دایر نمودند.

    تغییر فعالیت های اشرافی به آزادی خواهی 1830- 1776: اولین نظریه های آموزشی وآزادی خواهانه از اروپا به امریکا رسید. جان میلتون که یک پیویرتان آزادی خواه بود از آزادی بیان و عقیده سخن می گفت. جان لاک با مقاله ای در باره قدرت شناخت انسان؛ عمل گرایی را 200 سال زودتر معرفی نمود. او در باب دولت مدنی از این عقیده دفاع کرد که حکومت باید با حقوق طبیعی انسان هماهنگ باشد. بنجامین فرانکلین حزب جونتو را تشکیل داد. و انجمن فلسفه امریکا در فلادلفیا را تاسیس کرد که درآن به تشویق افکار آموزشی نوین و تعیین جوایز برای بهترین مقاله ها اقدام نمود.

    آموزش در هر ایالت متفاوت است و از دولت مرکزی دستور نمی گیرد. «بر خلاف ایران». اداره ای تحت عنوان دفتر آموزش و پرورش فدرال مشغول به کار است که وظیفه اش دادن کمک هزینه و وام به هر ایا لات است. اداره آموزش و پرورش در هر ایا لات در دست شورای تحصیلی هر منطقه می باشد. آموزش ابتدایی و متوسطه در ایا لات متحده از سن 6 تا 8 سالگی شروع وتا 17 الی 18 سالگی بنا بر قوانین هر ایالا اجباری است. در حال حاضر قانون تعلیمات اجباری سنین 7 تا 16 سالگی را در بر می گیرد. ولی حدود 80 درصد نوجوانان تا 18 سالگی به مدرسه می روند. که شامل: 8 سال ابتدایی؛ 4 سال متوسطه. یا 6 سال ابتدای و 6 سال متوسطه. و متوسطه یا پیوسته است یا این که به دو دوره سه ساله تقسیم می شود. دوره اول را دبیرستان کوچکتر ها و دوره دوم را دبیرستان بزرگترها می نامند.

    آموزش متوسطه: بیشتر مدارس متوسطه از نوع جامع هستند. که دانش آموزان را بدون توجه به استعداد شان می پذیرند. ولی مدارسی هم جهت آماده سازی دانش آموز برای ورود به تعلیمات عالی وجود دارد. که بر اساس استعداد دانش آموز را پذیرش می کنند. مدارس متوسطه تربیت حرفه ای: دانش آموزانی که هوش متوسط دارند را جذب می کند تا به آنها نوعی تربیت حرفه ای بدهند و برای بازار کار آماده سازند. به طور کلی در ایالات متحده سه نوع موسسه آموزش عالی وجود دارد.: کاج دو ساله؛ کالج چهار ساله و دانشگاه ها. تربیت معلم: تربیت معلم از وظایف دانشگاه هاست. حد اقل تحصیلات برای تدریس در مدارس درجه لیسانس است. آموزش ضمن خدمت: غالبا مسایلی چون روش تدریس به کودکان کم رشد ذهنی؛ مشکلات کودکان کم بضاعت؛... مسئله کودکان دو زبانه.. مورد نظر است.

    مسایل مهم در آموزش و پرورش امریکا: مسئله آموزش کودکان گرو ه های مهاجر و دو زبانه بودن آن ها و برنامه ریزی متناسب با آن. نزدیک به یک پنجم کودکان امریکا دچار ضعف علمی و کودکان اقلیت های ن‍‍‍ژادی به یک چهارم تعداد کل کودکان بالغ می شود. شاگردان در معرض خطر: فرزندان خانواده های کم بضاعت نمی توانند با سایر شاگردان همراهی کنند. و در یادگیری از بقیه عقب می مانند. یکی از مشکلات دانش آموزان مسئله کند خوانی آن هاست و در سال های پایین تحصیل بیشتر دچار آن هستند. بسیاری از کودکانی که در تحصیلات خود دچار مشکل هستند در آینده از بدست آوردن مشاغل مناسب محروم می مانند.

    برنامه ریزی برای کودکان عقب مانده و معلول: در 1981 حدود 5 میلیون از کل دانش آموزان در ایالات متحده در ردیف دانش آموزان عقب مانده قرار گرفتند. دولت فدرال بودجه هنگفتی را صرف کودکان استثنایی کرده و مراکزی را جهت پرورش و نگهداری آن ها در نظر گرفته است.

    تکنولوژی در آ. پ:در بودجه سالانه امریکا حدود 2 بیلیون «میلیون ایران» دلار صرف هزینه های سخت افزار کامپیوتر می شود. دست کم هر دانش اموز در هفته یک ساعت با کامپیوتر کار می کند. روش های جدید آموزشی از تکنیک های کامپیوتری کمک می گیرد. مانند آموزش از راه دور و مکاتبه ای.